ایستراگ های فصل پنجم سریال " ماموران شیلد " - قسمت دوم

ایستراگ های مامورین شیلد قسمت دوم

با قسمت دوم این مقاله که مربوط به نیمهٔ دوم سریال و جنگ بی نهایت است، همراه ما باشید!

مقدمه: درست به یاد دارم که اولین اپیزود فصل پنجم سریال فوق العاده (ماموران شیلد) Agents of S.H.I.E.L.D اوایل ماه دسامبر منتشر شد. اون موقع خیلی برای فصل پنجم سریال شوق داشتم. من به شخصه عاشق این سریالم و به عنوان یک طرفدار پر و پا قرص، با تمام وجود فضای سریال و روند داستانی بی نظیرش رو واقعا دوست دارم. این سریال برای من همه چیز بوده و یه جورایی در کنار MCU باهاش بزرگ شدم؛ از این رو از نوشتن این مقاله بسیار زیاد لذت میبرم و مفتخرم که این مقاله برای نخستین بار بر روی سایت Spidey.ir قرار میگیره... فصل پنجم این سریال بی نظیر تفاوت های قابل توجهی با دیگر فصل ها داشت. این فصل اولین فصلی بود که " گرنت وارد " در اون حضور نداشت(تحمل دوریش خیلی سخته ! خیلی سخت !!!)، و خب تهدیداتی که ماموران با تجربه شیلد در این فصل باهاش روبرو شدند بزرگترین و سخت ترین ماجراجویی اونها رو رقم زد... این فصل واقعا محشر بود و قطعا خاطرات خوب و گاه بسیار تلخی رو در ذهن هواداران بر جای گذاشت ...

 

برای خواندن قسمت اول به اینجا بروید!

 

41 - مونولیث میان بعدی ؟! ( !? Interdimensional Monolith )

 سه مونولیث

در اپیزود یازدهم متوجه شدیم که سه عدد " مونولیث " در Lighthouseنگهداری میشود؛ هیچ کس تا به آن روز از وجود Lighthouse اخبر نبود و به همین دلیل مونولیث ها در آن محل نگهداری میشدند(که از وقایع در حد انقراض جلوگیری به عمل آید).

مونولیث اول مشابه مونولیثی بود که در فصل سوم مشاهده کردیم ؛ مونولیثی با رنگ سیاه که بوسیله آن میتوان در مکان سفر کرد.

مونولیث دوم مونولیثی بود که از ابتدای این فصل با آن آشنا شدیم ؛ مونولیثی با رنگ سفید که دریچه ای در زمان اینجا میکند و بوسیله آن میتوان در زمان سفر کرد.

اما در اینجا مونولیث سومی هم وجود دارد...

قابلیت های این مونولیث هنوز به طور واضح مشخص نشده است، اما این قابلیت با توجه به قضیه انفجار و ایجاد شکاف انتقالی به " بعد ترس " (Fear dimension) میتواند ایجاد دریچه میان بعدی باشد ؛ یعنی بوسیله آن میتوان از بعدی به بعد دیگر منتقل شد!

این مورد میتواند از گام های اولیه mcu در زمینه جهان های موازی باشد .

 

42 - بعد ترس(Fear dimension)/جهان های موازی

بعد ترس

بعد از انفجار سه مونولیث که هر کدام دریچه ای ( Portal ) در فضا و زمان و ظاهرا بعدها بودند ، شکافی در فضا-زمان ایجاد شد که راه ارتباطی این دنیا با بعدی دیگر بود ؛ بعدی که میتواند در ذهن انسان نفوذ کند و ترس های او را به صورت فیزیکی آشکار کند !

اما جالب است که بدانید این ایده کاملا الهام گرفته از دنیای کامیک است .

در شماره 110 از سری Strange tales ) اولین حضور دکتر استرنج در دنیای کامیک ) ، بعد رویاها ( Dimension of dreams ) برای اولین بار معرفی شد .

بعد رویاها کمیک کتر استرنج

این ایده توسط خالقان خود یعنی " استن لی " و مرحوم " استیو دیتکو " گسترش پیدا کرد تا اینکه حدود 40 سال بعد در شماره 31ام از سری Doctor strange : Sourcerer supreme دوباره تعریف شد . در این سری بعد رویاها ارتباط مستقیمی با " بعد ترس " ( Fear dimension ) داشت که توسط اربابان ترس از جمله " کابوس " ( Nightmare ) اداره میشد:

بعد ترس کمیک دکتر استرنج

با توجه به حضور احتمالی Nightmare در قسمت دوم فیلم Doctor strange ، احتمال معرفی بعد رویاها در دنیای سینمایی مارول وجود دارد و حضور بعد ترس در فصل پنجم سریال ماموران شیلد میتواند زمینه ساز این حضور باشد و همچنین ارتباط قابل توجهی با آن داشته باشد .

علاوه بر این ، حضور بعد ترس قطعا یکی از موارد زمینه ساز برای حضور دنیاهای موازی در MCU میباشد !

( در مقاله مربوط به جهان های موازی که قولش رو در قسمت اول داده بودم به طور کامل به این موارد پرداخته خواهد شد )

 

43 - اکشن فیگور انتقام جویان

اکشن فیگور انتقام جویان

در صحنه ای از اپیزود 12ام در ویترین یک مغازه میتوان اکشن فیگور ثور و هاکای و ماسک مردآهنی و هالک را مشاهده کرد .

 

44- مرگ کولسون

مرگ کولسون

اپیزود 100ام سریال پر بود از صحنه ها و دیالوگ های ماندگار ...

هنگامی که کولسون با ترس خودش روبرو میشه ، هیجان به اوج میرسه و ذهن هوادار به شدت درگیر و به چالش کشیده میشه ! جایی که مایک پیترسون خیالی به کولسون میگه که همه ی این ماجراها ، از تاهیتی تا فریم وورک و سفر به آینده فقط توی ذهنش جریان داشته و الان با وضعیت وخیمی روی تخت جراحی قرار داره :

کولسون و مغز

اما جالبه که بدونین جاس ویدون هم در حوالی اکران " عصر التران " ( حدود 3 سال پیش ) و در حین مصاحبه با IGN چنین جوابی را ارائه داده است .

از او درباره مامور کولسون پرسیده شد و او در جواب گفت که : < بله اون مرده . تمام اتفاقاتی که در سریال شاهدش بودیم فقط یه رویای هیجانی ست که در مرحله مرگ برای او رخ داده است ! > ( میتونید این مصاحبه رو در اینجا تماشا کنید )

شاید هم " جد ویدون " این ایده رو از برادرش گرفته باشه !

 

45 - Crossing into the Darkness

Crossing into the Darkness

صحنه ای که در مورد بالا خدمتتون عرض کردم واقعا صحنه ماندگاری بود .

تمام اون دیالوگ ها و صحنه ها به همراه بازی فوق‌العاده کلارک گرگ و جی. آگوست ریچاردز باعث شد که این صحنه در ذهن هواداران حک بشه !

اما یکی دیگر از عوامل مهم ماندگاری این سکانس ، موسیقی بی نظیری هستش که با ما همراه میشه و به زیباتر شده اون صحنه اضافه میکنه ...

موسیقی ای که خیلی از طرفداران سریال باهاش خاطره دارند !

ترک " Crossing into the Darkness " از اپیزود دهم فصل سوم با نام " Maveth " .

این صحنه واقعا صحنه فوق‌العاده ایه !! ( میتونید این سکانس رو در اینجا تماشا کنید )

 

متاسفانه آقای " بر مک کری " بعد از فصل اول ، هیچ آلبومی از سریال به صورت رسمی منتشر نکرده اند ( ای کاش منتشر بشه ! ) ؛ اما شما میتونید نسخه غیر رسمی این ترک فوق‌العاده رو ( که در حد نسخه رسمیه ) در اینجا دانلود کنید .

46 - دکتر فیتز ( Doctor Fitz )

بعد از اینکه کولسون به طبقات پایین فانوس میره تا شکاف میان بعدی رو به طور موقت ببنده ، دیزی در مورد این نقشه با فیتز بحث میکنه . فیتز بهش میگه که : < یک زندگی بهتر از دوتاست > .

دیزی هم در جوابش میگه : < هیچ مرگ پذیرفتنی ای وجود نداره . اینجا هایدرا نیست لئوپود ! >

اعضای تیم معمولا " لئوپود فیتز " رو به اسم فیتز صدا میزنند ، ولی در اینجا دیزی بهش میگه لئوپود . دلیلش اینه که در فریم وورک فیتز رو به اسم " لئوپود " و یا " دکتر "  صدا میزدند و درواقع دیزی داشت به اون نیمه تاریک فیتز اشاره میکرد که در ادامه این فصل دوباره باهاش روبرو شدیم .

 

47 - پرینسیپیا ( Principia )

" پرینسیپیا " ( عنوان اپیزود 13ام ) نام کشتی ای بود که در حین حمل گراواتونیوم درگیر طوفان شد و براثر برخورد با صاعقه و شارژ شدن بیش از حد گراواتونیوم ( که منجر به ایجاد میدان گرانشی غیرعادی میشود ) ، به سمت آسمان حرکت کرد و در هوا شناور شد .

نام " پرینسیپیا " برگرفته از کتاب معروف اسحاق نیتون با نام " اصول ریاضی فلسفه طبیعی " ( Philosophiæ Naturalis Principia Mathematica ) میباشد که عموما با نام " Principia " شناخته میشود .

یکی از بخش های اصلی این کتاب مربوط به " قانون گرانش جهانی نیوتون " میباشد و به دلیل تشکیل میدان مغناطیسی خاص ( جاذبه مصنوعی ) و ارتباط مستقیم با کتاب ، کشتی با نام " پرینسیپیا " شناخته میشود .

 

48 - U can't touch this " "

" مک همر " نام مستعاری بود که دوست های مک در آکادمی شیلد برایش انتخاب کرده بودند . ( خیلی از این لقب بدش میومد ! )

هنگامی که مک توی " پرینسیپیا " میخواست گراویتونیوم رو با دقت توی جعبه قرار بده ، کولسون از فرصت سوءاستفاده کرد و به مک گفت :

> Hey, Mack Hammer . Can't touch this <

در واقع مامور کولسون داشت به آهنگ معروف و موفق " ام سی همر " با نام" Can't touch this " اشاره میکرد .

بعدش هم کولسون میگه که : < ببخشید ، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم ! > . با توجه به اینکه ام سی همر از خواننده های محبوب دهه 80-90 بوده ، میشه گفت که مامور کولسون جزو طرفداراشه ...

 

49- پروژه " پیپرکلیپ " ( Project Paperclip )

پروژه " Paperclip " یکی از پروژه های مخفی سازمان شیلد بود که بعد از جنگ جهانی دوم (1945) آغاز شد . هدف از این پروژه استخدام و به کار گیری دانشمندان ، کارشناسان فنی و مهندسان آلمانی بود ( از جمله اشخاصی که برای هایدرا کار میکردند ) .

طبق گفته " تونی کین " ، او یکی از افرادی بود که در روند این پروژه نقش داشت و مسئولیتش پاک کردن هویت پیشین بعضی از افراد و اعطای هویت و زندگی جدید به آنان بود.

اما اگر به یاد داشته باشید در فیلم فوق‌العاده " کاپیتان آمریکا : سرباز زمستان " نیز از این پروژه نام برده شد ! هنگامی که استیو راجرز و ناتاشا رومانوف با آرنیم زولای دیجیتالی روبرو شدند ، کاپیتان از زولا پرسید که : " ( بعد از جنگ جهانی دوم ) چطور به اینجا رسیدی ؟ "

زولا هم در پاسخ گفت : " دعوت شدم ! "

در همان لحظه ناتاشا شروع به توضیح دادن راجع به پروژه " Paperclip " کرد ...

این مورد یکی مواردی بود که به احتمال خیلی زیاد در فصل سوم سریال محشر "Agent Carter" مورد استفاده قرار میگرفت .

اما حیف ...

هرچند من هنوز امیدم رو از دست ندادم و باور دارم که فصل سوم این سریال بی نظیر ساخته میشه ! پس شما هم امیدوار باشید ...

50 - " Devil complex "

" Devil complex " عنوان اپیزود 14ام از فصل پنجم بود . در حقیقت این عنوان برگرفته از یک عبارت روانشناسی با نام " God complex " میباشد .

این حالت مبنی بر خودرضایتی و خود پرستی کنترل نشده ، بی ارزش تلقی کردن افراد ، تکبر بیش از حد و نیاز به مطیع کردن دیگران میباشد ؛ و فرد مورد نظر در این وضعیت باور ندارد که آدم خوبی است ، اما به نحوی متکبرانه رفتار میکند که گویی از جانب خدا منصوب شده و در حال انجام کار درست و لازم است .

عنوان این اپیزود در واقع با این عبارت بازی کرده و ایده را در قالب دیگری انتقال میدهد ( با توجه به اتفاقات چالش برانگیز مربوط به نیمه تاریک فیتز ! ) .

 

51 - ماریون کبرتی ( Marion cobretti )

یکی از اسم های جعلی " تونی کین " ، " ماریون کبرتی " است که درواقع به کارکتر       اصلی فیلم " Cobra " با هنرنمایی سیلوستر استالونه اشاره دارد .

 

52 - ربات های Sleeper

ربات های Sleeper دسته ای از ربات های انسان نما بودند که بر خلاف LMD هایی که در فصل پیشین مشاهده کردیم ، به هویت شخص خاصی وابسته نبودند . این ربات ها توسط " آنتون ایوانوف " ساخته شده و تحت فرمان ژنرال هیل بودند .

اما Sleeperها در دنیای کامیک هم حضور داشته اند ! آنها ارتشی از ربات ها بودند که توسط نازی ها و به فرمان آدولف هیتلر ساخته شدند ؛ اما پس از جنگ جهانی دوم توسط " اسکلت قرمز " ( Red Skull ) به کار گرفته شدند تا او را به خواسته اش که تسخیر دنیا  بود برسانند:

 

53 - اشاره به فیلم " روز استقلال " ( Independence day )

هنگامی که  ژنرال هیل در خصوص مقابله و قدرت نمایی در برابر " اتحادیه " (Confederacy) صحبت میکرد ، کولسون این وضعیت رو با دیالوگ " ما به همین راحتی از بین نمیریم " ( We will not go quietly into the night ) بیان کرد ؛ این عبارت یکی از دیالوگ های فیلم " روز استقلال " است و در واقع کولسون داشت به جریان مشابه در فیلم اشاره میکرد:

 

54 - جاسپر سیتول ( Jasper Sitwell )

در اپیزود 15ام شاهد مقر آموزشی هایدرا در دهه 90 و نسخه جوان برخی از کارکترها مانند ژنرال هیل و بارون وان استراکر بودیم ...

همچنین شاهد نسخه جوان دوست و همکلاسی ژنرال هیل بودیم که او را با نام " سیتول " صدا میزد ؛ او کسی نیست جز " جاسپر سیتول " !

مامور نفوذی هایدرا در شیلد که برای نخستین بار در فیلم " Thor " حضور پیدا کرد و پس از آن شاهد حضورش در فیلم " Avengers " و فصل اول سریال " ماموران شیلد " بودیم ، اما در نهایت توسط " سرباز زمستان " به قتل رسید .

این مورد را هم باید در نظر داشته باشیم که احتمال حضور کوتاه جاسپر سیتول در فیلم     " Avengers 4 " وجود دارد !

 

55 - نخستین اشاره به " جنگ بینهایت " ( Infinity war )

در اپیزود 15ام ، ژنرال هیل و مامور کولسون به وسیله دستگاه انتقال در فضا ( که توسط بیگانگان اتحادیه به هایدرا اهدا شده بود ) با " کواس " (Qovas) دیدار کردند ...

ژنرال هیل قصد داشت که کولسون را از اصل ماجرا خبردار کنه و برای همین به " کواس " گفت که عاقبت همکاری با " اتحادیه " (Confederacy) رو بهش نشون بده .کواس در همون لحظه گفت : < دنیای تو به زودی به میدان نبرد تبدیل میشه ! ما از بقای نسل بشر اطمینان حاصل میکنیم ! >

بعد از اون کولسن میپرسه : < در ازای یه بهایی ؟! >

بلافاصله کواس دستش رو روی پیشانی کولسن قرار میده و میگه : < اگر این به زمین بیاد باید بهای بیشتری بپردازید !! >

سپس مامور کولسن یک سفینه جنگی فضایی را در ذهن خودش مشاهده میکنه !! ( تصویر زیر )

منظور کواس از جنگ پیش رو ، جنگ بینهایت بود و تصویری که به کولسون نشان داد ، یکی از سفینه های در حال حرکت ارتش ثانوس به سمت زمین بود !!!

این صحنه از اپیزود واقعا هیجان انگیز بود و حقیقتا شدت هیجان برای Avengers : Infinity war رو به طرز قابل توجهی افزایش میداد ! همچنین ما رو برای ارتباطات بیشتر سریال با رویداد عظیم " Infinity war " به شدت مشتاق تر میکرد !

56 - اشاره به نماد هایدرا ( Hydra )

بعد از اینکه گلن تالبوت از همکاری با ژنرال هیل اجتناب کرد ، به او گفت : < ترجیح میدم روی دو پا بمیرم ، تا اینکه مثل شما هشت تا پا داشته باشم > .

در حقیقت تالبوت در این جمله به نماد معروف هایدرا اشاره میکرد .

نام هایدرا برگرفته از هیولای افسانه ای چندسر است ؛ این هیولا نشات گرفته از باور و مشاهدات یونانی ها نسبت به هشت پا ها میباشد و همچنین در داستان ها نقل شده که اگر یک سر این موجودات را قطع کنیم ، دو سر دیگر جای آن را میگیرد ( شعار معروف هایدرا ! ) .

 

57 - قویترین قهرمانان دنیا ( Earth's mightiest heroes )

صحنه ای که ژنرال هیل ، فیل کولسن رو به کواس معرفی میکنه میگه : < اون خودش رو حفاظ (SHIELD) بشریت میدونه و یکی از قویترین قهرمانان زمینه ! > .

حتی یکبار هم گلن تالبوت بعد از اینکه به Graviton تبدیل میشه ، خودش رو با این لقب معرفی میکنه !

این مورد به لقب معروف " انتقام جویان " اشاره میکند : Earth's mightiest heroes

 

58 - اشاره به پروژه تجدید حیات ( Project Rebirth )

در اپیزود 15ام متوجه شدیم که هایدرا پس از جنگ جهانی دوم و موفقیت  SSR ) که بعدها به شیلد تبدیل شد ) در خلق ابرسرباز ، به دنبال کار بر روی پروژه هایی بود که بوسیله آن بتوان قویترین انسان روی زمین را خلق کرد . دنیل وایتهال از پروژه هایی یاد کرد که کاملا به موفقیت تعیین شده دست نیافتند ؛ یکی از این پروژه ها ( که بعد از پروژه تجدید حیات آغاز شد ) ، پروژه " سرباز زمستان " بود !

پروژه‌ ی دیگر که " نابودگر دنیاها " (Destroyer of the worlds) نام داشت ، توسط " دنیل وایتهال " ( در همان سال ) آغاز شد و توسط " بارون وان استراکر " ادامه یافت .

در این اپیزود ، ژنرال هیل به پروژه " تجدید حیات " که منجر به خلق نخستین ابرسرباز ( کاپیتان آمریکا ) شد اشاره کرد . همچنین او از محفظه ای نام برد که بارون وان استراکر به منظور عملی کردن پروژه " نابودگر دنیاها " ساخته بود و در واقع بخشی از آن از محفظه پروژه " تجدید حیات " الهام گرفته بود !!

با این تفاوت که محفظه القای ذرات پروژه نابودگر دنیاها ، قادر به القای هر ماده خام به سلول های بدن فرد مورد نظر میباشد و میتواند بدن فرد را وادار کند که حالت آن ماده را به خودش بگیرد !

 

59- ایوان دراگو ( Ivan drago )

در لحظات ابتدایی اپیزود 15ام ، مامور کولسون " آنتون ایوانوف " رو " ایوان دراگو " خطاب میکنه . در حقیقت ایوان دراگو کارکتری بود که در قسمت چهارم فیلم Rockyمقابل کارکتر سیلوستر استالونه قرار داشت . ( ایوان دراگو امسال در قسمت دوم فیلم  Creedحضور خواهد داشت )

 

60 - کاپیتان مارول ؟!! ( Captain Marvel ?!! )

بعد از اینکه ژنرال هیل ، مامور کولسون رو در یک اتاق حبس میکنه میگه که صبح جواب تمام سوالاتت رو میگیری . مامور کولسون هم بلافاصله با یک لبخند کوتاه میگه :

< Not my first rodeo ! >

< اولین نمایشم نیست ! >

اما اگر به یاد داشته باشید ، مامور کولسون عزیز یکبار دیگه هم از این جمله در فیلم  " Iron man 1 " استفاده کرد :

< This isn't my first rodeo , Mr.stark >

این مورد میتونه اشاره مستقیمی به جریانات فیلم پیش روی " Captain Marvel " و اتفاقاتی که اون زمان برای کولسون افتاده ، باشه ( چون قراره شاهد اتفاقات قابل توجهی باشیم ) !! خیلی هیجان انگیزه !!

 

* شخصیت کاپیتان مارول جزو کارکتر های محبوب منه ، علاوه بر اون مامور کولسون هم قراره بعد از 6 سال به بخش سینمایی mcu برگرده و کنار کاپیتان مارول حاضر بشه !! قراره اولین حضور اسکرال ها در mcu و مقابلشون با نژاد کری رو شاهد باشیم !! چی از این هیجان انگیزتر !! من که بشدت خیلی زیاد منتظر حتی یک تریلر از فیلم Captain Marvel هستم ! مثل همیشه منتظر سورپرایز های Spidey.ir باشید ! *

 

61 - اشاره به فیلم Butch Cassidy and sandance kid " "

هنگامی که مامور کولسن ، کارل کریل و تالبوت در حال فرار از پایگاه ژنرال هیل بودند ، روبی جلوی اونها قرار میگیره و مانع از فرارشون میشه ...

همون لحظه ژنرال تالبوت میگه : < مثل بوچ و ساندنس اینجا گیر افتادیم > .

در واقع گلن تالبوت به فیلم " بوچ کسیدی و ساندنس کید " (Butch Cassidy and sandance kid ) اشاره داشت ، و جالبه که بدونید پدربزرگ " ناتالیا کوردوبا باکلی " ( بازیگر نقش یویو رودریگز ) ، مرحوم " پانچو کوردوبا " در این فیلم به ایفای پرداخته بود !

62 - مرگ ایان کویین

در لحظات انتهایی اپیزود 16ام با صحنه غیرقابل انتظاری روبرو میشویم ! صحنه ای با حضور " رینا " و " ایان کوئین " ! ( اپیزود پایانی فصل اول ، آخرین باری بود که ایان کوئین را در سریال مشاهده کردیم )

بالاخره بعد چهار سال در این صحنه متوجه شدیم که ایان کوئین به چه سرنوشتی دچار شد ! ( مطمئن باشید که مارول هیچ داستانی رو ناتمام رها نمیکنه )

اما جالبه که بدونید این صحنه در سال  2014فیلمبرداری شده بود و در ابتدا قرار بود که در اپیزود نهایی فصل اول قرار بگیره ، اما بعدا تصمیم گرفته شد که در فصل های آینده به نمایش دربیاد ؛ تا اینکه در فصل پنجم و در مناسب ترین زمان ممکن پخش شد . ( به دلیل حضور قابل توجه گراواتونیوم در این فصل شاهد اشاره های متعددی به فصل اول بودیم ، از جمله " ماجرای فرانکلین هال " ... )

هرچند در حال حاضر قسمتی از وجود " فرانکلین هال " و " ایان کوئین " در گراواتونیوم قرار داره و ما میتونیم در فصل ششم اطلاعات بیشتری از این ماده و ویژگی هایی که سبب این اتفاق شده کسب کنیم !

 

63 - خانه امن بروس بنر

بعد از اینکه دیزی برای پیدا کردن مامور کولسن به سراغ " رابین " رفت ، متوجه شدیم که لنس هانتر او و مادرش را در خانه امنی ساکن کرده بود . اما اگر به یاد داشته باشید این کلبه ، همان خانه ی امنی است که دیزی بعد از به دست آوردن قدرت هایش و برای کنترل آنها و امنیت خودش به آنجا منتقل شد ( فصل دوم ) ؛ همان خانه ای که توسط بروس بنر و با استفاده از ویبرانیوم ساخته شد تا افرادی که قدرت خاصی دارند در آنجا ساکن شوند ... حتی " استیو راجرز / کاپیتان آمریکا " هم بعد از اینکه از یخ ها نجات پیدا کرد ، مدتی در این مکان ساکن بود !!

 

64 - " Redrum "

هنگامی که گلن تالبوت به سراغ نقاشی های رابین میره ، با خودش میگه که این دختربچه مداد شمعی قرمزش رو خیلی دوست داره ( رنگ خون ) و بعدش چندبار کلمه " Redrum " ( معکوس کلمه  Murderو به معنی قتل ) رو زمزمه میکنه که درواقع اشاره ایست به فیلم " The shining " .

65 - باز هم هایدرا و باز هم شست و شوی مغزی !

یکی از روش های مرسوم در هایدرا شست و شوی مغزی بود و ما به خوبی اثرات آنرا در دنیای سینمایی مارول مشاهده کرده ایم !

دکتر یوهان فنهوف روانپزشک و رهبر گروه جاسوسی Leviathan ، به وسیله قدرت و مهارت خاص و بی همتایی که در هیپنوتیزم کردن داشت ، میتوانست اشخاص را تحت کنترل خود در بیاورد و اثرات مخربی بر جای بگذارد !

او حتی بعدها به یکی از عاملان پروژه " سرباز زمستان " ( Winter soldier ) تبدیل شد !! نوعی مشابه از شست و شوی مغزی توسط هایدرا را در فیلم " کاپیتان آمریکا : جنگ داخلی " مشاهده کردیم ...

در حالی که هایدرا پیش از این و با استفاده از روش دیگر اما مرتبط ، مغز باکی بارنز را شست و شو داده بود !

اما هایدرا انواع دیگری از روش های شست و شوی مغزی را نیز در پیش گرفته بود که بر روی افرادی چون کارا پالاماس (مامور 33) و کارل کریل مورد استفاده قرار گرفت ( در فصل دوم مشاهده کردیم ) ...

در این فصل نیز با نوعی از شست و شوی مغزی روبرو شدیم که بیشتر شبیه به هیپنوتیزم باکی بارنز بود که در جنگ داخلی مشاهده کردیم ( با به زبان آوردن کلمات خاص ) . روشی که ژنرال هیل بعد از چند ماه زندانی کردن گلن تالبوت ، روی مغزش پیاده کرد !

جملاتی که برای هیپنوتیزم استفاده میشدند :

" باید یک نفس عمیق بکشی ، ذهنت رو آروم کن ، میدونی چی بهتره ، چیزی که بهتره اینه که تواطاعت کنی ؛ یادت باشه برای اطاعتت پاداش میگیری ... آماده ای که اطاعت کنی ؟ "

خلاصه این هم یکی دیگر از اعمال مرتبط با شست و شو های مغزی هایدرا بود که اثرات مخرب آن را در این فصل مشاهده کردیم ...

 

66 - اشاره به نبرد نیویورک در " انتقام جویان : جنگ بینهایت " !

در اپیزود 19ام ، هنگامی که دیزی سراغ تونی کین میره تا درباره پروژه قدیمی سایبرتک اطلاعات بگیره ، صحبت از بیگانه ها میشه ؛ بلافاصله تونی میگه :

>  Have you seen all this weird stuff happening in new York ?! >

> این اتفاقات عجیب غریب که توی نیویورک رخ میده رو دیدی ؟! >

دیزی جانسون هم همون لحظه میگه که : < نمیتونم اخبار رو تماشا کنم ، دیوونم میکنه ! >

این اشاره مستقیمی به نبرد نیویورک در فیلم " انتقام جویان : جنگ بینهایت " است ! هنگامی که " ایبانی ماو " و " کال ابسبدیان " به فرمان ثانوس به زمین یورش میاورند و تونی استارک ، بروس بنر، پیتر پارکر و دکتر استرنج در برابر اونها ایستادگی میکنند !

اپیزود 19ام همان روز اکران جنگ بینهایت پخش شد . چقدر اون موقع هیجان داشتیم !

( فقط یک چیز رو همین الان براتون مشخص کنم ، اینکه وقایع  4اپیزود آخر فصل پنجم بین نبرد نیویورک و نبرد واکاندا در Infinity Warرخ میده ! یعنی اپیزود آخرفصل پنجم تنها مدت کوتاهی قبل از بشکن ثانوس به پایان میرسه !! )

 

67 - اولین اشاره به ثانوس ( Thanos ) !!

در اپیزود 20ام بارها از جنگی که در راه زمین است یاد شد ! جنگ بینهایت !!

واقعا لحظات به شدت هیجان انگیزی بود !

هنگامی که تاریان ( پدر کسایاس ) راجع به جنگ عظیمی که در راه زمین بود سخن میگفت ، برای اولین بار به یکی از قویترین موجودات عالم اشاره کرد ! موجودی که عامل اصلی جنگ پیش روی زمین بود !! " ثانوس " !!

بله ، این نخستین بار بود که در یکی از سریال های MCU از ثانوس یاد میشد !

بعد از اون بلافاصله ژنرال تالبوت میگه : < پس من باید برم پیش انتقام جویان و با این ثانوس روبرو بشم ! >

ولی باز هم تاریان اشاره میکنه که قدرت ثانوس بی همتاست و شما قطعا شکست میخورید ، حتی با دوستان قدرتمندتون که در کنارتون میجنگند ( اشاره به انتقام جویان ) !

من به شخصه خیلی منتظر ارتباطات فصل پنجم سریال و جنگ بینهایت بودم ، و با اینحال که نتونستیم عواقب بشکن رو در این فصل ببینیم ، به نظرم همین ارتباطات رخ داده به شدت هیجان انگیز بودند ...

 

68 - نژاد استرن Astrans ) )

در اپیزود 20ام بالاخره با اعضای " اتحادیه " ( Confederacy ) آشنا شدیم ؛ آنها شش موجود از شش گونه مختلف بیگانه بودند که در سایه این مجمع متحد شده بودند !

یکی از این شش عضو که توسط ژنرال تالبوت به طرز فجیعی کشته شد ، " کریکسون " نام داشت و از نژاد " استرن " ( Astrans ) بود .

اما " استرن " ها در دنیای کامیک هم حضور داشته اند ! آنها دارای قدرتی هستند که بواسطه آن میتوانند مواد و اجسام فلزی را کنترل و دستکاری کنند ، که اکثر آنها از این قدرت در خلق آثار هنری بهره میبرند !

شناخته شده ترین استرن ، " molyb " نام داشت و با نام مستعار " Metal master " یکی از دشمنان قدیمی هالک محسوب میشد:

 

69 - نژاد ریجک ( Rajaks )

یکی دیگر از نژاد های حاضر در " اتحادیه " ، نژاد ریجک ( Rajaks ) بود .

در دنیای کامیک نژاد ریجک در سیاره ای با همین نام سکونت دارند . یکبار دسته ای از غارتگر های فضایی نژاد ریجک به سیاره T-37x   که خانه واچرها بود حمله کردند ، ولی اکثریت آنها در نهایت به دست ربات عظیم الجثه  Ultimoمنهدم شدند ...

اما اگر به یاد داشته باشید قبل از حضور نژاد ریجک در فصل پنجم ماموران شیلد ، در نخستین فیلم " محافظان کهکشان " از آنها یاد شد !

جایی که پیتر کوئیل راجع به دختری از نژاد ریجک توضیح میده ! همون دختره که وقتی پیتر میخواست رهاش کنه ، با چنگال هاش افتاد به جونش !

یادتون اومد ؟! 😅

70 - نژاد کالوزین ( Kallusians )

دیگر نژاد عضو " اتحادیه " ، نژاد " کالوزین " ( Kallusians ) بود .

در دنیای کامیک ، کالوزین ها ( که ظاهری شبیه به انسان ها دارند ) به دلیل یک جنگ میان سیاره ای از سیاره خود رانده شدند ، اما توسط دشمنان شان تحت تعقیب قرار گرفتند و ناچار به زمین گرختند . هرچند اکسیژن موجود در زمین برای آنها کافی نبود ، و به همین علت به دنبال شخصی بودند تا با ساخت یک تکنولوژی خاص از بقای آنها در اتمسفر زمین اطمینان حاصل کند .

ولی این نقشه هم جواب نداد و با ورود " ییربک " ( دشمن کالوزین ها ) به زمین ، کالوزین ها زمین را ترک کردند .

 

71 - گراویتون ( Graviton )

در انتهای اپیزود 19ام شاهد اتفاق غیرمنتظره و تا حدودی شوکه کننده بودیم . در انتهای این اپیزود بود که گلن تالبوت خودش را در محفظه القای ذرات قرار داد و تمام گراویتونیوم را به بدنش منتقل کرد .

و در نهایت تبدیل شد به " Graviton " ...

حتی بعد از اینکه تمام گراویتونیوم توسط محفظه مصرف شد ما جعبه محافظ گراواتونیوم را مشاهده کردیم ، به حالتی که سه حرف آخر " Gravitonium " محو و پوشانده شده بود و تنها چیزی که از آن کامه باقی مانده بود " Graviton " بود ؛ این صحنه از خلق " گراویتون " خبر میداد !

اما گلن تالبوت نسخهٔ MCU " گراویتون " میباشد ! در دنیای کمیک کسی که در نهایت به گراویتون تبدیل میشود کسی نیست جز " فرانکلین هال " ! بله ... فرانکلین هال حتی در سریال هم حضور داشته و در اواخر فصل پنجم متوجه شدیم که قسمتی از ذهن او ( به همراه ایان کوئین ) در بطن گراویتونیوم قرار دارد !

هرچند اریجین گراویتون در سریال با دنیای کامیک متفاوت است ، اما ظاهر و کاستوم گلن تالبوت در قالب گراویتون بسار شبیه به نسخه کامیک بوکی اش است .

خلاصه گراویتون کارکتری بود که از همان فصل اول منتظرش بودیم و پس از 5 سال بالاخره در سریال حضور پیدا کرد ! واقعا کی فکرش رو میکرد که گلن تالبوت به گراویتون و مهمتر از ، به اون نابودگر دنیاها تبدیل بشه !!

 

72 - اشاره دوم به نبرد نیویورک در " انتقام جویان : جنگ بینهایت " و عواقب آن !

در اپیزود 21ام ، دو بار به نبرد نیویورک در فیلم " انتقام جویان : جنگ بینهایت " اشاره شد !!

هنگامی که مک داره اخبار شبکه  WHIHرو گوش میده ، تصویری از عواقب و خسارت های این نبرد میبینیم !! خسارت هایی که از حمله " ایبانی ماو " و " کال ابسبدیان " ایجاد شده است !!

مک همون لحظه میگه : < هشدارها درست بودن ! > ( اشاره به حمله ثانوس و لشکریانش )

زیرنویس : [ ویرانی و وحشت در نیویورک ! / آیا خرابی های بیشتری در راه است ؟ ]

همچنین هنگامی که گلن تالبوت به خانه اش برمیگرده ، اخبار در حال نشان دادن خرابی های به بار آمده است !

 

73 - اشاره به مردآهنی و ثور !

وقتی که گلن تالبوت به خانه اش برمیگرده و برای پسرش توضیح میده که تبدیل به یک ابرقهرمان شده ، میگه : < پدرت حالا یه ابرقهرمانه ! درست مثل اون انتقام جویان ! >

بعد از اون راجع به قدرت های ماورایی خاصی که پیدا کرده صحبت میکنه !

تالبوت ادامه میده و میگه : < من حتی میتونم پرواز کنم ! و برای این کار به یک پتک و یا لباس آهنی نیازی ندارم !! >

خب این مورد اشاره ای مستقیم به " ثور " و " تونی استارک / مرد آهنی " میباشد ...

خیلی خوبه که بعد از مرحوم شدن میولنیر توسط هلا (!) ، توی سریال ازش یاد شد !

74 - نیروی جاذبه ( The force of gravity )

عنوان اپیزود 21ام " The force of gravity " بود که به قانون جهانی گرانش نیوتون اشاره دارد . براساس این قانون نیروی گرانشی میان دو ذره با حاصل ضرب جرم دو ذره نسبت مستقیم و با مجذور فاصله آن دو ذره از یکدیگر نسبت وارون دارد :

 F = G × ( M1 × M2 / R^2 )  *  *

اما جالب است که بدانید ، فرمولی که در بالا نوشته شده قرار بود عنوان این اپیزود باشد ! اما بعد از مدتی عنوان اپیزود به " The force of gravity " تغییر پیدا کرد ...

 

75 - اشاره به فیلم " ارواح خبیثه " ( Poltergeist )

هنگامی که دیزی و کولسون خودشون رو به " زفر1 " رساندند تا به زمین برگردند ، دیزی با توجه به قطع و وصل شدن چراغ ها متوجه میشه که رموراث ها در سفینه هستند ؛ همون لحظه دیزی با لحن خاصی میگه : < They're here ... > .

در واقع دیزی با این لحن گفتارش به فیلم " ارواح خبیثه " محصول سال 1982 اشاره میکرد ؛ جایی که کارول ( با بازی هثر اورورک ) با همین لحن خاص و معروف میگه " They're here " ...

 

76 - باز هم پرش از ارتفاع !

در ابتدای اپیزود 17ام ، هنگامی که جما و فیتز میخوان از کوئین جت بپرند و خودشون رو به پایگاه متروکه هایدرا برسونند ، فیتز کوله ی چتر نجات رو برمیداره و جما هم بهش میگه : < این بار بندهاش مشکلی نداره ! > ؛ فیتر هم میگه : < راه زیادی در پیش داریم > .

در واقع جما داره به وقایع اپیزود ششم از فصل اول اشاره میکنه ؛ جایی که برای نجات جان بقیه ( در حالی که به وسیله اون ماده آلوده شده بود ) خودش رو از Busپرت میکنه ، بعدش بلافاصله فیتز چتر نجات رو برمیداره ولی نمیتونه بندهاش رو تنظیم کنه و در نهایت " گرنت وارد " کوله رو برمیداره و به سرعت جما رو نجات میده ...

 

77 - این اولین حضور " پیتر منسا " در دنیای سینمایی مارول نیست !

در اپیزود 14ام سریال " ماموران شیلد " شاهد حضور یک کارکتر جدید با نقش آفرینی " پیتر منسا " بودیم . او " کواس " ( Qovas ) نام داشت و از نژاد " رموراث " ( غارتگر های فضایی ) بود ؛ او همچنین یکی از اعضای قدیمی " اتحادیه " ( Confederacy ) محسوب میشد و از کسانی بود که بعد از " نبرد نیویورک " با هایدرا قراردادی بر مبنای * محافظت از زمین در برابر حمله ثانوس ! * برقرار کرد !!

اما این اولین حضور پیتر منسا در دنیای سینمایی مارول نبود !

ایشان حدود 10 سال پیش در فیلم " هالک شگفت انگیز " در نقش یک افسر بالارتبه ارتش آمریکا با نام ژنرال " جو گرلر " ظاهر شدند . ژنرال گرلر همان کسی بود که بعد از یافتن محل سکونت بروس بنر ، یک گروه ضربت برای ژنرال راس ( که شامل امیل بلانسکی نیز میشد ) ترتیب داد تا او را در ریودو ژانیرو دستگیر کنند .

 

78 - تاهیتی ! ( Tahiti )

بالاخره دیدیمش !!

در پایان اپیزود آخر فصل پنجم دیدیم که مامور کولسون ترجیح داد که اواخر عمرش رو کنار می در سواحل " تاهیتی " بگذرونه ! بله ، تاهیتی ! همون جایی که از فصل اول تا به امروز ازش به عنوان بخشی از خاطرات جعلی کولسون یاد میشد !

در واقع نیک فیوری بعد از شروع پروژه ای برای احیای افراد مهم در شیلد و انتقام جویان ، تصمیم گرفت که از " تاهیتی " به عنوان بخش مهمی از پروژه استفاده کنه ؛ در حدی که اسم پروژه " تاهیتی " بود .

اما بالاخره در این سکانس ما موفق به تماشای تاهیتی حقیقی شدیم !

خودمونیم ، واقعا جادوئیه !!

مامور کولسون عزیز راست میگفت : " It's a macigal place "

79 - نحوه مرگ گلن تالبوت

در انتهای فصل ، " دیزی جانسون / کوئیک " با فداکاری مامور کولسن و تزریق سرم هزارپا ( Centipede Serum ) به خودش ، به میزان قدرتی دست پیدا کرد که بوسیله آن توانست گلن تالبوت / گراویتون را شکست دهد .

مرگ گلن تالبوت در این سکانس مشابه مرگ او در بازی " Incredible Hulk " بود ! این بازی در سال  2008و براساس فیلم " هالک شگفت انگیز 2008 " ( که در MCU جریان دارد ) ساخته شد و در بخشی از آن ، گلن تالبوت وارد زره هالک باستر شده و در نهایت توسط هالک کشته میشود .

نمیتوان گفت که نحوه مرگ او در سریال با توجه به نحوه مرگش در این بازی صورت گرفت ، اما به هر حال شباهت هایی وجود دارد ...

 

80 - پیشگویی ( Prophecy ) به حقیقت پیوست !

خب این مورد ایستراگ نهایی محسوب میشه ، پس قبل از اون یکمقدار راجع به انتهای این فصل صحبت میکنیم ...

 

لحظات پایانی فصل پنجم واقعا غم انگیز ، دردناک و شوکه کننده بود !

واقعا لحظات غم انگیزی بود !

صحنه مرگ فیتز به اندازه کافی شوکه کننده و دردناک بود ؛ اولین باری که داشتم اون سکانس رو میدیم خیلی احساسی شدم و از شدت اشک نمیتونستم صفحه نمایش رو درست ببینم . به راحتی با نگاه به گذشته ، میشه فهمید که چقدر کارکتر های سریال از نظر شخصیتی پیشرفت و تکامل داشته اند و خب به خاطر ارتباطی که هوادار دائما باهاشون برقرار میکنه ، این صحنه واقعا صحنه ی دردناکیه !

بعد از اون میرسیم به خداحافظی فیل کولسن ... ( بعد از 10 سال ، مگه امکان داره توانایی خداحافظی با مامور کولسن عزیز رو داشته باشیم ؟!! )

اول اون سخنرانی فوق‌العاده و یادآوری خاطرات ، و بعد از اون خداحافظی کولسن از دخترش !! دیزی جانسون !

کولسن دخترش رو در آغوش میگیره و میگه که چقدر بهش افتخار میکنه !

این سکانس جزو برترین سکانس های تاریخ  MCUمحسوب میشه !

من واقعا عاشق این صحنه ام ...

 

در سکانس نهایی هم کولسون و می رو در منظره ای زیبا از ساحل تاهیتی مشاهده میکنیم ؛ اما شاید متوجه شده باشید که این سکانس یکمقدار آشنا یه نظر میرسه !

بله ، در واقع این سکانس همون صحنه ایه که رابین در ذهنش دید و نقاشی کرد ( و ما اون نقاشی رو در اپیزود اول که بر روی درب یخچال خانه ایناک نصب شده بود ، مشاهده کردیم ) !

 

 

نظر شما چیه ؟ از کدوم بیشتر خوشتون اومد ؟؟

هر سوال یا مشکلی در رابطه با مقاله یا فصل پنجم سریال ماموران شیلد داشتید بپرسید ، بنده درخدمتم ...

 

 

نویسنده: مهدی رضایی

Best Comicfan

مهدی رضایی 

با تشکر از «احمد فقیه» به خاطر تهیه عکس های این مقاله!

مطالب مرتبط:

ایستراگ های فصل پنجم سریال " ماموران شیلد " - قسمت اول

10 چیز جالبی که احتمالا درباره دنیای سینمایی مارول (MCU) نمیدانستید!

 بازیگرانی که نقش بیش از یک شخصیت را در MCU ایفا کرده اند

15 ایستراگ برتر فیلم های مارول

15 جنجال بزرگ در فیلم های سینمایی مارول (MCU)

15 خطوط داستانی مهم که از دنیای سینمایی مارول (MCU) حذف شدند

10 صحنه جالبی كه از فیلم های مارول حذف شدند

15 صحنه پایانی که از فیلم های ابرقهرمانی حذف شدند!

15 شخصیت بزرگ مارول که از فیلم ها حذف شدند !

15 خبر و شایعه ای که درباره فاز 4 دنیای سینمایی مارول میدانیم!

15 دفعه ای که قدرت ابرقهرمانان کمیک بوکی در سریال و فیلم تغییر کرد!

15 لباسی که در فیلم های سینمایی مارول مورد استفاده قرار نگرفتند!

بازیگرانی که نقش بیش از یک شخصیت را در MCU ایفا کرده اند

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 walking dead 1397-05-20 14:51
واقعا مقاله عالی بود و من از خوندنش لذت بردم چون واقعا عاشق این سریالم.پیدا کردن ایستراگ تو این سریال کار سختیه و واقعا باید با اقای مهدی رضایی و احمد فقیه خسته نباشید گفت!!راستی مامور 33 کی هست؟
#2 the Witcher 1397-05-20 16:32
عالی بود این مقاله
حتی بیش از مقاله ایستراگ انفینیتی وار ازش لذت بردم
#3 Frank Castle A.K.A The Punisher 1397-05-20 17:18
یعنی اگه اقای احمد فقیه در یک مقاله ایستراگی نقشی نداشته باشند مقاله نمیشه!ولی نباید زحمات اقای مهدی رضایی را از یاد برد.
#4 parsa-spider 1397-05-20 17:56
سلام من همین امروز وارد سایت شدم. من واقعا خوشحالم الان تو پوست خودم نمیگنجم
#5 Mr. Incredible 1397-05-20 18:46
مقاله تون واقعا شگفت انگیز بود
دست اسپایدی درد نکنه که بهترین مقالات رو برامون تهیه میکنه
#6 parsa-spider 1397-05-20 19:14
به نقل از the Witcher:
عالی بود این مقاله
حتی بیش از مقاله ایستراگ انفینیتی وار ازش لذت بردم


ولی اینفینیتی وار یه چیز دیگه ست
#7 parsa-spider 1397-05-20 19:35
چطوری میتونم لینک عکس بذارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
#8 Marc Spector 1397-05-20 19:59
به نقل از parsa-spider:
چطوری میتونم لینک عکس بذارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

uupload.ir/
#9 Best comicfan 1397-05-20 21:06
به نقل از walking dead:
واقعا مقاله عالی بود و من از خوندنش لذت بردم چون واقعا عاشق این سریالم.پیدا کردن ایستراگ تو این سریال کار سختیه و واقعا باید با اقای مهدی رضایی و احمد فقیه خسته نباشید گفت!!راستی مامور 33 کی هست؟

سلام ، سلامت باشید ...
اگر به یاد داشته باشید ، در فصل دوم مشاهده کردیم که کارا پالاماس ( با نام رمزی مامور 33 ) یک مامور شیلد بود که توسط هایدرا دستگیر و به دست دنیل وایتهال شست شوی مغزی شد .
uplooder.net/.../...

بعد از اون وضعیت حافظه ای و روحیش دچار مشکل شد تا اینکه با گرنت وارد آشنا و وارد رابطه عاشقانه شد ؛ اما در نهایت به صورت تصادفی توسط خود وارد به قتل رسید ...
#10 Best comicfan 1397-05-20 21:15
ویدئوی های زیر رو حتما ببینید !!

" نگاهی به جلوه های بصری Agents of S.H.I.E.L.D "
* فصل پنجم *
www.aparat.com/v/9Y50N

* فصل چهارم *
www.aparat.com/v/o9pvl

* فصل سوم *
www.aparat.com/v/ilMnJ

-------------------

پشت صحنه ساخت موسیقی فوق العاده اپیزود نهایی فصل پنجم ( The End )
www.aparat.com/v/rYBOv
#11 walking dead 1397-05-20 22:53
به نقل از Best comicfan:
[quote name="walking dead"]واقعا مقاله عالی بود و من از خوندنش لذت بردم چون واقعا عاشق این سریالم.پیدا کردن ایستراگ تو این سریال کار سختیه و واقعا باید با اقای مهدی رضایی و احمد فقیه خسته نباشید گفت!!راستی مامور 33 کی هست؟

سلام ، سلامت باشید ...
اگر به یاد داشته باشید ، در فصل دوم مشاهده کردیم که کارا پالاماس ( با نام رمزی مامور 33 ) یک مامور شیلد بود که توسط هایدرا دستگیر و به دست دنیل وایتهال شست شوی مغزی شد .
uplooder.net/.../...

[/اها متوجه شدم ماموری که خودشو جای ملیندا می جا زده بود
#12 P.Constantine 1397-05-21 04:47
از دوست عزیز، مودب و دوستداشتنی خودم تشکر می کنم، خسته نباشی! نوشتن این مقاله مثل کندن کوه بود، وقتی خوندمش فهمیدم؛ دستت طلا!
به جرات این مقاله در هیچ کجا نظیر نداره، در واقع هیچ کس تا حالا همت نکرده انقدر منسجم و مرتب برای حتی یک فصل از این سریال مقاله ایستر اگی بنویسه. دست مریزاد!

اما در مورد سریال---

وقتی داشتم وقایع سریال رو مرور می کردم برام ثابت شد که این فصل از سریال قرار بوده آخرین فصل از سریال باشه و واضحا معلومه که عوامل سریال چقدر براش زحمت کشیدن! ۲۲ قسمت داستانها و داستانک های منسجم نوشتن کار آسونی نیست و واقعا عوامل سر این فصل سنگ تموم گذاشتن!
اما خدا رو شکر برای فصل بعدی تمدید شد و الان می تونیم یه نفس راحت بکشیم. تنها چیزی که الان خیلی منتظرشم فیلم کاپیتان ماروله و مطمئنم می ترکونه؛ دیدن جوانی کولسون کنار نیک فیوری یکی از مورد انتظارترین چیز هاییه که در سال ۲۰۱۹ می خوام ببینم! مارول کی تریلر می دی بیرون؟ منتظرم..
#13 spidey force 1397-05-21 10:10
  • از اقای رضایی و همچنین اقای فقیه ممنونم؛واقعا که مقاله های ایستراگی نوشتن زمان بسیار زیادی میبره و واقعا ممنونم.حیف که تا حالا به خاطر شرایطم نتونستم یه سریال کمیک بوکی ببینم.(فقط پنج اپیزود از سریال ایرون فیست!)
#14 alireZaZ 1397-05-21 12:03
سلام من تازه دیدن این سریالو شروع کردم .
کاش ایستراگ های فصل های قبل و فیلم های قبلی مارول هم میزاشتید خیلی دوست دارم بخونم :-?
#15 Best comicfan 1397-05-21 17:27
به نقل از P.Constantine:
از دوست عزیز، مودب و دوستداشتنی خودم تشکر می کنم، خسته نباشی! نوشتن این مقاله مثل کندن کوه بود، وقتی خوندمش فهمیدم؛ دستت طلا!
به جرات این مقاله در هیچ کجا نظیر نداره، در واقع هیچ کس تا حالا همت نکرده انقدر منسجم و مرتب برای حتی یک فصل از این سریال مقاله ایستر اگی بنویسه. دست مریزاد!

اما در مورد سریال---

وقتی داشتم وقایع سریال رو مرور می کردم برام ثابت شد که این فصل از سریال قرار بوده آخرین فصل از سریال باشه و واضحا معلومه که عوامل سریال چقدر براش زحمت کشیدن! ۲۲ قسمت داستانها و داستانک های منسجم نوشتن کار آسونی نیست و واقعا عوامل سر این فصل سنگ تموم گذاشتن!
اما خدا رو شکر برای فصل بعدی تمدید شد و الان می تونیم یه نفس راحت بکشیم. تنها چیزی که الان خیلی منتظرشم فیلم کاپیتان ماروله و مطمئنم می ترکونه؛ دیدن جوانی کولسون کنار نیک فیوری یکی از مورد انتظارترین چیز هاییه که در سال ۲۰۱۹ می خوام ببینم! مارول کی تریلر می دی بیرون؟ منتظرم..


یک تشکر ویژه هم از دوست عزیزم جناب فقیه میکنم !
اگر زحمات ایشون نبود مقاله اصلا به این راحتی آماده نمیشد ...
واقعا از صمیم قلب ممنونم ! خیلی زحمت کشیدید ...
امیدوارم بازهم از این کارهای مشترک داشته باشیم ...

سریال ماموران شیلد بزرگترین سریال کامیک بوکی عمر من بوده و خیلی زیاد دوستش دارم !
از این رو خیلی خوشحالم که تونستیم این مقاله رو آماده کنیم ...

-----------------------

واقعا این فصل ، فصل درجه یکی بود ...
هر چه قدر جلوتر میرفتیم با توجه به شرایط ارک داستانی در هر قسمت و غافلگیری ها ، هیجان انگیز تر میشد ...

راستش من به عنوان یک طرفدار پر و پا قرص برعکس خیلی تصورات ، توی ذهنم هیچ تصوری از پایان این سریال فوق‌العاده ندارم ! حداقل میشه گفت پایانی برای کارکتر ها متصور نیستم !!
کارکتر های بی نظیری مثلی دیزی و یا فیت-سیمونز باید به هر طریقی توی mcu به مسیرشون ادامه بدند ...
کارکتر ها از از فصل اول رو به تکامل بودند و باید به این رشد ادامه بدند ...

خبر تمدید سریال برای فصل ششم یکی از بهترین خبر هایی بود که امسال شنیدم ... واقعا اون روز یک نفس راحت کشیدم ...
و خب با توجه شرایط فصل ششم مطمئنم که فصل متفاوتی میشه ...
البته قبل از اون هم قراره مامور کولسن عزیز رو در کاپیتان مارول ببینیم که خیلی هیجان انگیزه ! خیلی زیاد !!
من هم بشدت زیادی منتظر یک تریلر از کاپیتان مارولم ...
به دلایل متعدد ؛ از جمله مهمترین اونها ، بازگشت مامور کولسن به بخش سینمایی بعد از 7 سال ! اون هم یه کولسون جوان و نسبتا تازه کار در کنار نیک فیوری و شاید کاپیتان مارول !
جدا از اون خود کاپیتان مارول از کارکتر های شدیدا موردعلاقه منه ...
در کل خیلی هیجان انگیزه !
امیدوارم تریلر هر چه زودتر منتشر بشه ...

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید