نگاهی طنز به فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه!

نگاهی طنز به فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه!

پیش بینی: هشتاد درصد نظرات مربوط به این مطلب: خدا لعنتت کنه، چرا آخرشو گفتی؟



یادمه اون اوایل که سری اول اسپایدرمن منتشر شده بود جو قدرتمندی احاطه مون کرده بود و باور داشتیم که اگه خودمون رو در معرض نیش عنکبوت قرار بدیم از مچ دستمون تار در میاد و می تونیم از برج میلاد بریم بالا. در راستای نیل به این هدف بزرگ هشتصد عنکبوت در کمال آرامش اومدن و نیششون رو زدن و رفتن و ما همچنان همان اُزگلی که بودیم باقی موندیم. بعد از این که اتفاقی نیفتاد یک عنکبوت پیر اومد و دستی به سرمون کشید و گفت «من هر کی رو نیش زدم یا اسپایدرمن شد یا دکتر و مهندس» و سپس افزود «بلم جان!» خلاصه این بزرگوار هم کارش رو انجام داد و رفت و ما نه اسپایدرمن شدیم نه دکتر و مهندس و فقط بی آبرویی و سوزشش برامون موند. بعد از همه این حوادث ناگوار به این نتیجه رسیدیم که این نیش ها فقط روی امریکایی جماعت اثر می کنه و ما نهایت زورمون رو بزنیم شاید آخرش بشیم «پلنگ مازندران». اونوقت یک نوجوان پانزده ساله به اسم پیتر پارکر با نیش عنکبوت به قدرت های ماورایی دست پیدا می کنه و هفت هشت تا فیلم سینمایی ازش در میارن. در آخرین نسخه سینمایی مرد عنکبوتی که پسوند هوم کامینگ (بازگشت به خانه) رو به دوش می کشه ما پیتر پارکری رو می بینیم که همراه با عمه اش زندگی می کنه که این عمه به حق خوب مونده و یک نیویورک رو درگیر خودش کرده.

عمه مرد عنکبوتی

اینجا می فهمیم که یک حکمتی تو اسپایدرمن نشدن ما وجود داشت و اونم این بود که با توجه به جایگاه متزلزل عمه در جامعه ایران ما باید از همه توانایی های خارق العاده مون در راستای محافظت از ایشون استفاده می کردیم و فرصتی برای مبارزه با نیروهای شر باقی نمی موند. علی ای حال پیتر پارکر قصه ما از طرف تونی استارک یا همون مرد آهنی (که رابرت داونی جونیور نقشش رو بازی می کنه) مورد تفقد و حمایت قرار می گیره ولی چون هنوز سن و سالی نداره تونی استارک بهش میگه: پسرم آبرویی که در این پنجاه سال به دست آورده ام را راحت از دست ندهی! فعلا تا نوجوونی تو محله خودتون بگرد و آفتابه دزدها رو به سزای اعمالشون برسون تا به سن قانونی برسی، لازم نکرده مثل من و بتمن و اسحاق جهانگیری با مفاسد اقتصادی مبارزه کنی. 

فیلم با تلاش های ادریان تومز (با نقش آفرینی مایکل کیتون) که یک انسان دانشمند و خردمندیاست به همراه تیم مخترعش شروع میشهاینها میخوان آت و آشغال هایی که از مبارزه انتقام جویان تو فیلم قبلی مارول به جا مونده رو جمع کنن و برن چیز میز اختراع کنن ولی یک گروهی شبیه به نیروهای سدمعبر شهرداری میان و میگن حق تمیزکاری رو قبلا آقای استارک خریده و شما نمی تونین به اینا دست بزنین. تومز هم پیش خودش میگه لعنت به سرمایه داری که نمیذاره کسب و کارهای کوچیک رونق بگیرن. زمان قالیباف کجا اینجوری بود؟ دوستان تومز میگن آقا خون خودتو کثیف نکن، بیا یه پراید بندازیم زیر پامون بریم تو اسنپ شروع به فعالیت کنیم ولی تومز محکم می ایسته و میگه من تا مادر این استارک رو عزاش ننشونم دست بردار نیستم. هشت سال بعد می بینیم که تومز و آدم هاش موفق به کشف و اختراعاتی شدن. برای تومز یک ابزارهایی اختراع کردن که اون رو شبیه به یک کرکس آهنی می کنه و می تونه باهاش پرواز و با بقیه مبارزه کنه.

هدفشون هم اینه که از استارک که مرفه بی درد میلیاردره و شرکت بزرگی داره دزدی کنن و قدرت رو به دست بیارن. این وسط صحنه هایی از حضور پیتر پارکر تو دبیرستان نشون داده میشه که در به در دنبال دختری به اسم لیزه که این لیز یک چیزی تو مایه های ترلان پروانه ی امریکایی هاست. ورزش دوست و علاقمند به علم و دانش. با کمالات ... جمالات ... حسنات ... چی بگم دیگه؟ ماه تموم (دست رو دلم نذارید). بگذریم ... پیتر پارکر هر دفعه که فرصتی پیش میاد تا مخ این بزرگوار رو بزنه می فهمه که آینده جهان در خطره و میره ماموریت. (بگو آخه آینده جهان به تو چه ربطی داره چلغوز؟) پیتر چندین بار خودسرانه اقدام به مبارزه با دزدی های گروه تومز می کنه و هر دفعه گند عظیمی به بار میاره. تا این که یک روز تونی استارک میاد و میگه پسرجان! من به شما نگفتم تو کار بزرگترها دخالت نکن؟ بچسب به همون لیز تا لیز نخورده ...

بعد هم خودش از این شوخی شوهرعمه ایش قاه قاه می خنده و کیف می کنه. با این حال پیتر که گیر داده تا حتما خودش رو به عنوان اسپایدرمن قهرمان به استارک اثبات کنه باز هم چند تا حرکت ناموفق دیگه می زنه که این باعث میشه استارک بیاد و لباسش رو ازش بگیره و بگه اصلا اسپایدرمن نمیخوایم، بفرمایید! پیتر ناامید و افسرده از این که نتونسته اسپایدرمن خوبی باشه خرقه می سوزونه و می چسبه به درس و بحث و فحص و لیز و این حرف ها. بالاخره موفق به جلب توجه دختر میشه و یک روز لیز میگه بیا خونه ما تا با هم بریم جشن عاطفه ها.

این هم یک دلیل دیگه برای این که ما نمی تونیم هیچوقت اسپایدرمن بشیم. چون تا بریم خونه دختره، پدره همونجا با چک و لگد و آبدولاچیگی میندازدمون بیرون و نمیذاره شخصیت داستانی مون قوام بگیره. خلاصه پیتر حسابی تیپ می زنه و میره در خونه لیز اینها. در می زنه و پدر لیز در رو باز می کنه. اینجاست که گره دیگه ای از داستان باز میشه و با یک غافلگیری اساسی، ادریان تومز در خونه رو باز می کنه. ای داد بیداد ... پیتر می فهمه که اون کسی که این مدت داشته باهاش مبارزه می کرده و خار (مغیلان) همدیگه رو با شمعدونی پیوند می دادن کسی نبوده جز پدر معشوق و محبوبش، لیز! پیتر همونطور که وا رفته و باورش نمیشه با خودش میگه: شکوفه بزنه به این شانس! این چه مصیبتی بود که گرفتارش شدیم؟ نمیشه که پدر زنمون رو نابود کنیم. مردم چی میگن؟ خلاصه، تومز گیر سه پیچ میده به دخترش و پیتر که من شما رو به جشن عاطفه ها می رسونم. هر چی میگن راضی به زحمت نیستیم و خودمون با اسنپ میریم، به خرج تومز نمیره و تومز میگه نه اسنپ خطرناک شده، خودم می رسونم. بالاخره اونها رو با ماشین خودش به مقصد می رسونه. وقتی لیز از ماشین پیاده میشه تومز به پیتر میگه شما بمون کار دارم شما ره!

پیتر کمی سرخ و سفید و زرد میشه و اینجاست که تومز میگه «من تو رو می شناسم پسر، تو همون مرد عنکبوتی ای. پسر نکن این کارها رو، عاقبت نداره. هر کی ما با درافتاد چی؟ ورافتاد. با همین دختر من مشغول شو جوونیت رو بکن.» و از این دست نصیحت ها و تهدید که یک بار دیگه پاپیچ من بشی من دهان شما رو به صورت بهداشتی، سرویس می کنم. پیتر هم در حالی که می دونه تومز همون شب میخواد فاز نهایی عملیات مخربش رو کلید بزنه همینطور زرد و زار از ماشین پیاده میشه و به جشن عاطفه ها میره و به لیز میگه: لیز جان من نمی تونم همینطور خشک خشک و بی تفاوت به نابودی دنیا کنار شما بمونم، به لیزی خودت ببخش. من باید برم. تند و سریع از جشن می زنه بیرون و با تعقیب تومز به مخفیگاهش میره و تومز میگه دختر منو ول کردی اومدی اینجا با من بجنگی؟ خوشم به غیرتت ...

پیتر هم میگه نه پس! تو غیرت داری که دخترت رو با اون وضع پوشش می فرستی جشن عاطفه ها. بعد از گفتن این جمله درگیری سختی بین این دو در می گیره که باعث میشه کرک و پر اسپایدرمن بریزه و تار و مارش به فنا بره. تومز در حالی که پیتر رو زیر آوار سنگ و آجر رها کرده از محل حادثه دور میشه ولی پیتر غیرت می کنه و رضازاده طور آوار سنگ و فلز رو در حرکت دو ضرب بالای سر می بره و در آخر به سراغ ادریان تومز میره و ... 

ادامه دارد ...

 

مطالب مرتبط:

نقد و بررسی فیلم "مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه" (SPIDER-MAN: HOMECOMING)

تمام صحنه های حذف شده از "مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه" را تماشا کنید

لینک دانلود نسخه دوبله شده فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه + نسخه بلوری

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 marshal2020 1396-08-17 14:06
خیلی باحال بود. من کانالتون رو دارم و قبلا از اونجا خوندمش واقعا خوب بود.
#2 CAPTAIN DIAR 1396-08-17 14:18
خیلی باحال بود!وقعا حال کردم!به نظرم برای سایت لازمه که چند وقت یک بار مقالات طنزی مثل این بذاره.




.............
به زودی ...
s8.picofile.com/.../...
#3 alibigi666 1396-08-17 14:42
:lol: دمتون گرم ترکیدیم از خنده :D
#4 Migel ohera 1396-08-17 14:43
جناب به قدري مقاله جذابي بود ، دلم نيومد همين جوري ازش گذر كنم، خيلي خوب بود، تا به حال يك مقاله از اسپايدي منو اينجوري نخندونده بود ، دم شما گرم خسته نباشيد.
#5 KianM 1396-08-17 20:35
بسیار عالی بود
حتما ادامه اش را زودتر قرار دهید .
#6 stan 1396-08-18 06:52
خدا لعنتت کنه ، چرا آخرشو گفتی ؟ :D
بسی خوب بود لذت بردیم !
آقا ازین پستای طنز کم میزارین چرا ؟
من ی چن وقتی نبودم ولی اگه درست یادم باشه تابستون پارسال بود سر میزدم به سایت پستای فان فرایدی رو میخوندم شاد میشدم (اگه اسمش این نیس به بزرگی خودتون ببخشید :-| :-* )
#7 sajjad.spidey 1396-08-18 10:07
perrrrrfffffeeeccccttttt!
عالی یعنی محشر بود!
واقعا چن وقت بود یه مقاله طنز نداشتیم.
باید بیشتر ازینا بزارید به نظرم.
#8 PedraM2002 1396-08-18 20:34
خیلی باحال بود. منتظر قسمت بعدیم داداش

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید