لحظات ماندگار در کمیک بوک های مرد عنکبوتی: مرد شنی در شب کریسمس به مادرش سر میزند!

لحظات ماندگار در کمیک بوک های مرد عنکبوتی: مرد شنی در شب کریسمس به مادرش سر میزند!

فکر کنم یه مقدار دیر کردم ولی دیروز مشغول نوشتن یه مقاله دیگه بودم و بنابراین این مقاله را به مناسبت شب کریسمس تقدیم شما میکنم.

در اولین شماره از کمیک Marvel Team Up که سال 1972 به دست روی توماس نوشته شد و گیل کین معروف هم آن را طراحی کرد، شاهد تیم آپ جالبی بین مرد عنکبوتی و هیومن تورچ بر علیه «مرد شنی» بودیم. در واقع این یکی از بهترین کمیک های تاریخ مرد عنکبوتیه  که من شخصا خیلی دوستش دارم. (برای دانلود این کمیک و دیگر کمیک های Marvel Team-Up ، اینجا را کلیک کنید)

این کمیک در حالی آغاز میشه که متوجه میشیم شب کریسمسه و پیتر پارکر هم تک و تنها لب ساحل نشسته (در حالی که شب با گوئن استیسی قرار داره). او میگه که مجبوره اونجا باشه چون جیمسون ازش خواسته یه سری عکس بگیره و اونم چاره ای نداره چون به پول عکس ها نیاز داره.

 بعد یهو کسانی که تو ساحل دارن شنا میکنن از ترس جیغ میزنند و معلوم میشه که مرد شنی بهشون حمله کرده.

لازم به ذکره که اون سالها مرد شنی عضو گروه "چهار مخوف" (Frightful Four) شده بود و بنابراین بیشتر با گروه "چهار شگفت انگیز" میجنگید و لباس سبز رنگی هم بر تن داشت.

پیتر هم بلافاصله لباس رزم (!) بر تن میکنه تا باهاش بجنگه.

اما پس از چند مشت و لگد اسپایدرمن به مرد شنی میگه که اصلا دوست نداشته شب کریسمسس باهاش روبرو بشه. ناگهان مرد شنی از شنیدن این حرف شوکه میشه و میگه باید سریعا بره! اسپایدرمن هم  تعجب میکنه که یهو چی شد که تصمیم گرفت بزاره بره!

 

در هر حال مرد شنی  سریعا غیبش میزنه. در صفحه بعد مرد عنکبوتی چون با گوئن قرار داره با خودش فکر میکنه که بهتره بره سراغ چهار شگفت انگیز (چون مرد شنی مدتیه دیگه دشمن اونا به حساب میاد) . با خودش میگه که بهتره این دفعه ازشون بخواد که مرد شنی رو براش دستگیر کنند تا به قرارش برسه.

 

اما وقتی میرسه اونجا میبینه که «جانی استورم» (هیومن تورچ) اونجا تنهاست و داره به شکست عشقی جدیدی که از خانم «کریستال» (از اعضای "ناانسان ها" ) خورده فکر میکنه. بعدشم طبق معمول چند تا شوخی با هم میکنن و بعدش تصمیم میگیرن با هم برن دنیال مرد شنی.

اسپایدرمن - هیومن تورچ

تو راه هم به چند نفر کمک میکنند.

تا اینکه مرد شنی رو پیدا میکنند و در نتیجه نبردی بین شون در میگیره.

 

در نهایت مرد شنی پیروز میشه و مرد عنکبوتی و هیومن تورچ را داخل یک برج آب زندانی میکنه تا غرق بشن. ولی حین فرار عمدا بهشون یک سرنخی میده تا بتونن خودشون رو آزاد کنند !

اونا هم فرار میکنن و دوباره مرد شنی رو در حالی که میخواست وارد یک خونه بشه پیداش میکنن.

 

مرد شنی که حالا دیگه لباسش رو عوض کنه ، بهشون میگه که یواش صحبت کنن چون اونجا خونه مادرشه که الان مریضه و خوابه.

 

او سپس بهشون میگه که همیشه شب کریسمس میاد به مادرش سر میزنه.  دکترها هم هرگز به مادرش نگفتن که پسرش یک خلافکاره. پس اونا هم بهتره چیزی به مادرش نگن.

اسپایدی و تورچ هم قبول میکنن و چیزی نمیگن. اسپایدرمن حتی کادویی که برای گوئن گرفته بود رو به مرد شنی میده تا دست خالی به مادرش سر نزنه.

بعدشم از مرد شنی قول میگیره که بعد از دیدن مادرش خودش رو تسلیم کنه.

سپس میبینیم که مرد عنکبوتی با خودش فکر میکنه که با دیدن مادر مرد شنی یاد زن عمو می افتاده و بخاطر این بوده که کادوش رو بهش داده.

 در صفحه آخر هم میبینیم که جانی استورم  بعد از چند دقیقه میره سراغ مرد شنی ولی میفهمه که ار سینک آشپزخانه فرار کرده. مادرش هم در حالی که هدیه اسپایدرمن رو به سینه اش وصل کرده، آرام و با آرامش خوابیده.

 

جانی و مرد عنکبوتی دیگه دلشون نمیاد مادرش رو بیدار کنن و تصمیم میگیرن به حرمت شب کریسمس و چون مرد شنی اون شب بهشون کمک کرده بود فرار کنند، اجازه بدن بره واسه خودش خوش باشه. 

 

مهدی ترابی مهربانی

 All rights reserved © Spidey.ir 2017

(هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مطالب مرتبط:

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن

10 داستان برتر MARVEL TEAM-UP

لینك دانلود كمیك MARVEL TEAM-UP (كامل)

تمام قسمت های كمیك "اسپایدرمن و هیومن تورچ" ترجمه شد! + لینک دانلود

معرفی معروفترین دشمنان مرد عنکبوتی : مرد شنی

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 mysterio 1395-10-06 15:44
این داستان واقعا قشنگه
ممنون اقای ترابی :-)
#2 amazing_amir 1395-10-06 15:44
مقاله ي جالبي بود :roll:
...
.لباس مرد شني چقد مزخرفه :-* :-x
.مردعنكبوتي جوانمرده :-) (كادوي خودشو داد ب مرد شني )
.باز هم مث هميشه مشعل انساني شكست عشقي خورده :lol:
عالي بود استاد
سپاس ;-)
#3 Omid.J 1395-10-06 18:43
این جور لحظات رو خیلی دوست دارم، در عین سادگی انسانیت رو به خوبی نشون می‌ده.
مردشنی هم از اون خبیثاییه که رگه‌های مثبت تو وجودش داره.
دلم برای این جور مقالات تنگ شده بود!
#4 agh 1395-10-06 19:03
چقدر داستان قشنگی بود و خیلی وقت بود که این سری مقالات رو نداشتیم ولی دست استاد ترابی دردنکنه که برای هر مناسبتی یه مقاله خوب اماده می کنن.
با خوندن این مقاله دوباره فهمیدم که چرا اسپایدرمن شخصیت محبوبمه و ببینید چقدر جوانمرد و از خود گذشته است که کادوی خودش رو به یک خلافکار میده.
#5 Spectacular wolverine 1395-10-06 19:28
ممنون آقای ترابی عالی بود
مرد شنی یه شخصیت خاکستری هست برای همین همیشه تو بعضی وقتا یه مهربونی خاصی رو از خودش نشون میده و این باعث میشه آدم فک کنه اون واقعا یه آدم شرور نیست فقط آیندش این طوری بود به هر حال از این جور لحظات رو میتونین تو کارتون مرد عنکبوتی خارق العاده ببینین ت یه قسمت مرد شنی از یه بچه دفاع میکنه و در آخر داستان هم جون مردم رو نجات میده :cry:
#6 Cap-Spider Potter 1395-10-06 19:34
Wooooooooooooow
اقا چرا من انقد از این مقاله خوشم اومد...
شگفت انگیز بود...
واقعا سر حال اومدم و یاد مقالات قدیمی مرد عنکبوتی سایت افتادم...
با خوندن مقاله ، قشنگ فهمیدم که این داستان چه شاهکار احساسی و بی نقص در این زمینه هست....
" Why So Perfect " :o
:D
آقای ترابی ممنون و حقیقتا این صحنه از برترین و ماندگار ترین لحظه های تاریخ کمیک بوک مرد عنکبوتی هست...
+1 #7 j.jonah jameson 1395-10-06 20:24
وقتی این مقاله رو داشتم میخوندم گفتم حتما باید کمیک اش رو هم بخونم و باید بگم واقعا داستان اش زیبا بود . به شدت دوست دارم این کمیک رو با ترجمه ی فارسی هم بخونم . خودم خیلی دوست دارم ترجمه اش کنم ... ولی چون تا 2 ماه آینده خیلی کمیک به من سپرده شده نمیتونم . و درضمن این کمیک لایق ترجمه ی دست و پا شکسته و سطح پایین من نیست ( خودم بهش میگم چاله میدونی ) و باید یه کسی این رو ترجمه کنه که واقعا بتونه عواطف رو تو ترجمه اش بیان کنه . من خودم دوست دارم آقای غفاری این کمیک رو ترجمه کنند . ( البته هرچی خودشون صلاح بدونند . )
داستانش واقعا معرکه بود .چیزی که توی این کمیک خیلی چشم رو گرفت کمربند مردشنی بود ... که بهش کمک میکرد که شن ها سخت تر بشند و نفوذ در اون سخت تر بشه ...
uplooder.net/.../...
این معرکه نیست ؟ افرادی هستند که اینطوری هستند ( یعنی توسط یه گجت مخصوص بتونند از قدرت هاشون بهتر استفاده کنند مثل سایکلاپس ، مرد عنکبوتی ، مرد شنی ، پروفسورX و معروف ترین اونها بتمن که درسته قدرت مافوق بشری نداره ولی کارش خیلی درسته .)
و فکر کنم این پانل هم واقعا پانل زیبایی بود :
uplooder.net/.../...
اسپایدی میگه این بیشتر از اون چیزیه که لایق اش هستند، ولی رئیس شمایی آبجی ! حالا از خانم معذت بخوایید ...مرده هم میگه بله و شرمنده ام ولی خانمه با کمال مهربانی میگه اصلا بهش فکر نکن برادر ... و کریسمست مبارک .
همینطور تو تارتنو اون دوستت توی وان حموم(!!!!) کریسمستون مبارک . :lol: :lol: :cry:
#8 sajjad.spidey 1395-10-06 21:23
واقعا خیلی جالب بود.
دم اسپایدی و هیومن تورچ گرم که اینقدر مهربونن.دست شما هم درد نکنه اقای ترابی ;-)
#9 Nightwatcher 1395-10-06 21:34
ممنون از جناب ترابی. مقاله جالب و داستان زیبایی بود.
به نظر من این داستان در پایان به ما یادآوری میکنه که احترام گذاشتن به مادر واجبه و همچنین نباید سنتهای زیبا مثل جشن سال نو و جمع شدن در کنار خانواده رو فراموش کنیم و باید اون رو زنده نگه داریم.
بازهم ممنون و متشکر
#10 hassan91 1395-10-07 01:49
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. خیلی زیبا بود. :-)
خیلی ممنون آقای ترابی
#11 Gobby 1395-10-07 11:16
واقعا مقاله جالبی بود و حالا میفهمم که چرا تو فیلم مرد عنکبوتی 3 مرد شنی رو کمی آدم خوبی جلوه داده بودن

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید