مرد عنکبوتی، مایه حقیقی عبرت

مرد عنکبوتی

بزن بریم برای نگاهی عمیق تر به یکی از برترین داستان های تاریخ مرد عنکبوتی.

در دنیای کمیک اثر های بی نظیری داریم که توسط بزرگترین های این عرصه به چاپ رسیدند. داستان هایی که هر بار با خوندنشون، ریکاوری سرزندگی رو حس می کنیم و تحولی یگانه برامون ایجاد میشه. کمیک هایی که با هر بار دیدن جلدشون، سازندگانش رو تحسین و تمجید می کنیم. بعضی موقع ها، هم نمی تونیم از دل کندن اشک؛ از چشمامون جلوگیری کنیم و تا انتهای داستان، چشمان نمناکی داریم. همون داستان هایی که مظهر امید و اراده ما هستن، همونایی که ازشون درس گرفتیم و گزاشتن و کسب احترام را فرا گرفتیم. همونایی که از سیاه چاله شکست بیرونت می کشن و
طراوت و نشاط بی همتایی رو به ارمغان میارن. منظورم همون داستان هاییه که در شرایط خاص تنها راه چاره هستن و برای بعضی درد ها، بالا تر از قوی ترین مسکن ها می باشن. اون داستان هایی، که همیشه آرزو می کنیم "کاش این اولین باری بود که میخواستم این کمیک رو بخونم !" چرا که میدونیم این داستان ها، حاوی احساساتی تکرار نشدنی هستن به نام عشق و محبت و مهربانی و... بله، یه کمیک هایی تو این مقطع هست که بخشی از صفات شخصیتی زندگیمونو شکل میدن. خب، خوشبختانه چنین آثاری در کارنامه داستان های مرد عنکبوتی دوست داشتنی ما، کم نیستن و هر کدوم جو ویژه خودشونو به وجود میارن. در این مقاله میخوایم یکی از داستان های مرد عنکبوتی رو یکم با دقت بیشتری برسی کنیم تا به پند و عبرتی که همواره در روال داستان های اسپایدی موج میزنه، پی ببریم. راستش از اولین باری که سایت خوب ما با آماده سازی داستان برتر مرد عنکبوتی در سال 2001 (Peter Parker : Spider-Man #33) چنین کمیک شگفت انگیزی رو قرار داد تصمیم گرفتم یه مقاله دربارش بنویسم. در واقع، این شماره محبوب منه و یکی تاثیرگزار ترین های دنیای کمیک است. نمیدونم، فکر کنم شما هم متوجه شده باشین، داستانش عادی نبود، یه چیزی... یه چیزی داشت، انگار با پودر جادویی به هم زده بودنش، خاص بود. بعد از خوندن داستان میفهمیم که همین شماره مرد عنکبوتی چقدر تونست مارو تعلیم بده، خود داستان فریاد می زد که معلمی داناست. اول ژوئن روز والدین هست. یکم دیر رسیدم اما به هر حال، مهم نیته و این مقاله مختص همون روزه. در طی مقاله، به این داستان شگفت انگیز می پردازیم :

عموبن

روایت خاطره از عمو بن عزیز. مملو از حس و حال آرامش، یک داستان سراسر عمیق و مفهومی. در بین کمیک های
برتر ساخته از مرد عنکبوتی و دیگر کاراکتر ها داستان هایی هستن که اینگونه شامل زنده دلی و خاصیت حیاتی بشن،
اما این بار ما دست روی این یکی گزاشتیم و بهش رسیدگی می کنیم (برای خواندن این داستان بی نظیر میتونید
اینجا را کلیک کنید)

اسپایدی

آغاز داستان و به یاد آوردن بعضی از جزئیات گذشته خودش گویای احوال درونی حال حاضر مرد عنکبوتیه که به
راحتی هر چه تمام تر به ما منتقل میشه. اصلا یکی از امتیاز های کمیک هم همینه، چیدمان پانل ها و اتفاقات آن ها
طوری قرار گرفته که هر جا که باید، میفهمیم و حسش می کنیم (توصیه میشه برای درک بهتر مقصود مقاله، این مقاله
رو بخونید)

به این پانل توجه کنید. که چقد صریح و واضح اندوه وجود زن عمو می برای عمو بن رو به تصویر می کشه.
" بن پارکر، دوستش داشتیم ! "

راستی، داستان حتی یه مشت (!) یا حداقل یه درگیری ساده هم نداشت. نه پای ویلینی در کار بود، نه آشوب و
اغتشاشی. با این حال؛ همه چی سر جای خودش بود.

در این کمیک عمو بن و پیتر به تماشا مسابقه بیس بال میرن و... خب، تیمشون شکست خورد و پیتر پارکر نوجوان ما ناامید و ناراحت سرش رو خم کرد. اما عمو بن عقیده دیگه ای داشت. " نمیشه که همیشه برنده بود، این قانون زندگیه، گاهی وقتا هرچقدر هم سخت تلاش کنی بازم میبازی. گاهی خوبه ادم ببازه. چون اینجوری پیروزی شیرین تر میشه. انشالله سال بعد..."

وینستون چرچیل میگوید : موفقیت توانایی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن شور و حرارت است !

دقت کردید در برخی داستان ها، تکرار حتی یه اتفاق موجب خستگی و زده شدن ما از اون داستان میشه و همین دلیل
برای نخوندن ادامه کمیک کافیه. ولی این شماره فرق داشت. تکرار شدن رفتن عمو بن و پیتر پارکر  به مسابقه بیس بال مثل یک پدر و پسر
فرآیند اصلی داستان بود، در حقیقت همین تکرار بود که سطح کمیک رو تا این حد بالا رسوند و سبب متمایز شدنش از
دیگر داستان ها بود.

فلش بک های به جا و برگشت به زمان حال از ویژگی های غیرفرعی کمیکه که سیر شکل گرفتن خلق و خوی پیتر رو
به نمایش میزاشت. به ما فهموند که چرا الآن پیتر پارکر انقد مهربان و خوش رفتاره، چون سرپرستش اینطور بوده و
موثر ترین نقشو در تکامل شخصیتش داشته.

در یکی از پانل ها عمو بن با خوشحالی رو به پیتر میگه که باهاش بازم برای تماشا مسابقه بره ولی پیتر قبول نمی کنه
و بعد شاهد اخم خطرناک زن عمو می هستیم (!) پیتر هم حکم احترام به بزرگتر رو رعایت می کنه و درخواست عمو
بن رو زمین نمیزنه. همین حرکت، از درس هاییه که در لایه های داستان نهفتس.


پیامبر اکرم (ص) میفرماید : برکت و خیر ماندگار، همراه بزرگتر های شماست.

 

خب، تیم متس، تیم مورد علاقه عمو بن و پیتر بود و هر بار و هر سال می باخت.
پیتر هم که از برد نا امید شده بود دیگه حتی سعی می کرد از رفتن به تماشا مسابقه خودداری کند. در این بین چند بار
هم با افسردگی خودش عمو بن رو ناراحت کرد، این در حالی بود که عمویش هرگز ناامید نشد و شکست را مقدمه پیروزی میدانست. اما پیتر چنین عقیده ای نداشت و باخت هرسال براش کابوس مکرر شده بود. تا اینکه این بار همه چیز فرق کرد. تیم متس برنده شد و پیتر از خجالت زیاد آب شد و به زمین ریخت.

عمو بن لازم نبود حرفی بزنه چون چهره ءش خودش تمام مقصودی که باید انتقال یابه رو میرسوند. مرگ سریع عمو
بن درست چند روز بعد از بازی، سنگینی این اتفاق رو بیشتر کرد.

حالا دیگه پیتر پارکر بزرگ شده، اون فهمیده که چه گنج باارزشی رو اون سال ها در کنار خودش داشته، چه معلم با
انگیزه و مهربان بالای سرش بوده. پیتر حالا فهمیده که عمو بن تمام اون سال ها واقعا خواستار درس دادن به او بود و هرگز از تلاش نایستاد. در تمام این سال ها با جمله "انشالله سال بعد " خاطره عمیقی از خودش به جا گزاشت.

هدفش فقط آگاه کردن پیتر از حقیقت این زندگی بود. همین ها هستن که بنیاد داستان رو می سازن. این کمیک، زنده
بود و قلب داشت. کاراکتر عمو بن به بهترین صورت ممکن بر صفحه نمایان شد. این داستانی برای گرفتن عبرت بود.
ببینید چطور پل جنکینز با حکایتی ساده در کمیکی چند صفحه، کیلو کیلو تهذیب و عبرت خوابونده. عمو بن؛ یه زمانی
بود. پیتر همون موقع هم باید قدرش رو میدونست. حالا دیگه اون نیست و فقط خاطره های شیرینش به جا مونده.
رفت و گنجینه ای از درس های انسان بودن را برای پیتر به جا گزاشت. منشا حقیقی تشکیل این ذات پاک و معصوم
پیتر، عموی مهربانش بود.

 

امام علی (ع) می فرماید : دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او باید احترام کرد.

 

 

نویسنده : Cap-Spider Potter

Copyright © -2017 spidey.ir All rights reserved

(هر گونه کپی برداری از مطالب و تصاویر تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز می باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 Captain Steve Lover 1396-03-22 16:47
خب حق با عمو بن بود...واقعا هميشه كه نميشه برنده باشه هر فرد!تيم متس هم خيلي باخت ولي تونست بالاخره برنده بشه...اين كميك پيام مستقيمي براي زندگي خودمون داره!
خيلي جالب بود...ولي حيف شد پيتر بالاخره يه مسابقه رو برد و سه روز بعد عمو بن مرد :sigh:
خيلي كميك جالبي بود...
و واقعا چه نويسنده هاي خوبي داشته مارول كه حتي با اينكه ميدونستن هوادارا فقط كميك هاي اكشن و تخيلي و...بيشتر دوست دارند ولي بازم برخي كميك ها رو مينوشتن فقط براي رساندن پيام به كميك خون ها و زندگي واقعي!خيلي خوشم اومد از كميكش خصوصاً اون ديالوگ كه ميگفت((قبلاً زمان مثل حلزون ميگذشت ولي الان مثل سگ شكاري))! حقيقت محضه! زمان براي أفراد جوان و بزرگسال خيلي سريع ميگزره! ولي تا نوجوان هستي حس ميكني داري دير ميره جلو و داري راحت زندگي ميكني!
........
يه مدت طولاني هست (شايد سه ماه)جز كميك هاي مرتبط با سنتري كميك ديگه اي نحوندم يعني دارم هرچيز ممكن مربوط به اين كركتر رو ياد ميگيرم و تصميم داشتم رو كركتر ديگه اي تمركز نكنم و كميك ديگه اي نخونم...ولي الان اين طلسم رو شكستم و يكي خوندم...خيلي هم جالب بود!واقعا كميك خوبي بود!
#2 marvel boy 1396-03-22 17:34
واقعا زیبا بود ولی با عمو بن موافقم پیروزی بعد شکست شیرین تره.حالا این یکی ربطی به مقاله نداره.خواستم بگم هرکی بازی چمپیونز داره بیاد آلینس IRAN SPIDEY باید با حرف بزرگ بنویسین.
#3 mehran spidey 1396-03-22 18:09
واقعا پند خیلی خوب بود به قول معروف هر شکستی مقدمه یه پیروزیه ، این کمیک خیلی تو زندگی به من کمک کرد برای مثال هروقت تو کاری شکست می خوردم سعی میکردم دفعه بعد با تمام تلاش اینکارو انجام بدم ، هر وقت هم شکست می خوردم تلاشم رو بیشتر و بیشتر می کردم تا بالاخره پیروز بشم
#4 Gobby 1396-03-22 22:02
مقاله خوبی بود آقای حیاتی
لذت بردم. کلا سراسر داستان های اسپایدرمن سرشار از پند و اندرزه ، اسپایدرمن شخصیتی کاملا متمایز با شخصیت های دیگس. راستی بهتون پیشنهاد میکنم که شماره 248 مرد عنکبوتی شگفت انگیز رو که بهترین کمیک مرد عنکبوتیه رو هم بخونید:

spidey.ir/.../...
#5 Arya.M 1396-03-22 22:09
ممنون بابت مقاله. تحلیل کاملی بود و جای بحث نداره. کلا داستان هایی که به جنبه های درونی مرد عنکبوتی می پردازند داستان های زیبایی هستند. برای اینکه مرد عنکبوتی در بین تمامی شخصیت های کمیک بوکی بهترین شخصیت و ذات رو داره ( البته این نظر منه) و شخصیت های مکمل خیلی خوبی داره. برای همین داستان هایی که روی تعامل پیتر با شخصیت های مکملش تمرکز دارند خیلی جذاب می شه. مثل این داستان و داستان بدست آوردن و نگه داشتن.( همونی که بعد جنگ داخلی اتفاق می افته)
#6 Cap-Spider Potter 1396-03-22 23:42
#4

بله، راستش یه سری داستان های اسپایدی، توی لیست بهترین کمیک های من از ژانر های مختلف هستن...
"پسرکی که عکس های مرد عنکبوتی را جمع می کرد" هم جزشونه که به نظرم یکی از مفهومی ترین هاشه...
مثلا :
دارک ترین کمیک (از نظر من) : آخرین شکار کریون !
غم انگیز ترین داستان : مرگ گوئن استیسی
معمایی و مرموز ترین کمیک : مرگ جین دی ولف
احساسی ترین : شماره 248 شگفت انگیز
داستان نمونه و عبرت ده : همین داستان انشالله سال بعد
عظیم ترین (متفکرترین) داستان : شماره 50 شگفت انگیز
مخرب ترین داستان : کابوس تلخ (واقعا روانو تخریب میکنه !)
فان ترین داستان : شماره 267 شگفت انگیز (راستشو بگم، انقددد از این کمیک خوشم میاد که اندازشو نمیتونم توصیف کنم، نمیدونم چرا اما قطعا جز تاپ تن بهترین کمیک هامه،توصیه میکنم همگی حتما اینو بخونن)
و...

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید