معرفی شخصیت: دکتر منهتن (Dr. Manhattan)

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

تو منو ناامید کردی آدریان، اونم خیلی زیاد، واقعا فکر میکردی میتونی منو بکشی؟ من کسی ام که رو سطح خورشید راه رفته. آنقدر شاهد رویداد های کوچیک و در عین حال سریع بوده ام که تقریبا هیچ کس، اتفاق افتادنش را نمیتوانست ثابت کند.

اما تو، آدریان، تنها یک انسان معمولی هستی. دیگر برای من، باهوش ترین مرد جهان (the smartest man in the world) تهدیدی بزرگتر از باهوشترین مورچه به شمار نمیرود

چگونه میتوانید یک ابرقهرمان باشید؟ یا مثل سوپرمن و ثور از کهکشان دیگری آمده اید و قدرت های مافوق بشری دارید و یا خرپولی هستید چون بتمن، مثل آیرون من مجهز به آخرین حد تکنولوزی، که با واسطه آن صاحب قدرت میشوید و یا اینکه درست بمانند اکثریت، در معرض تشعشعات قرار میگیرید و بعد از آن، در صورت جان سالم به در بردن، زمانی که بیدار میشوید خودتان را در حالیکه قدرت های مافوق بشری دارید میابید. به طور کلی روند اولیه و آغازین ابرقهرمان شدن به این شکل هستش.

در این مقاله در مورد دکتر منهتن (Dr. Manhattan) برایتان خواهیم گفت که در نتیجه به دام افتادن در یک اتاق آزمایشی و در معرض تابش قرار گرفتن در آنجا، از بین رفت و سپس به شکل جالب با قدرت های ابرانسانی و ظاهر غیرانسانی متولد شد کوتاه و خلاصه تر بگم دکتر منهتن بمانند "بسیاری از ابرقهرمانان" در صف آنهایی است که بعد حادثه ای در خود قدرت های مافوق بشری یافته اند ویژگی هایی که دکتر منهتن را به ابرقهرمان فوق العاده مهمی در این حد تبدیل کرده هرگز با شمردن پایان نمی یابد از مهمترین این ویژگی ها میتوان به خلق شدنش به دست یکی از بزرگان تاریخ کمیک بوک بنام آلن مور (Alan Moore) اشاره کرد

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

کاراکتر دکتر منهتن را میتوان در کمیک تاریخی واچمن (Watchmen) به قلم آلن مور مشاهده نمود که درش او تنها شخصیت داستان است که قدرت های مافوق بشری دارد. یکی دیگر از ویژگی های بارز و در عین حال عالی دکتر منهتن این است که او در این کمیک به عالی ترین شکل ممکن استدلال " مهم نیست که انسان تا چه اندازه قدرت های مافوق بشری داشته باشد، مهم این است که قدرت های مافوق بشری باعث میشوند تا او تمام روابط خود را با دیگر نوع و همزادانش قطع کند" را منعکس میکند داستان دکتر منهتن سعی در روایت کردن این استدلال دارد که درش دور شدن دکتر منهتن، که شاید قدرتمند ترین موجود زنده بر روی زمین باشد از نوع بشر، به سبب قدرت هایی که اخذ میکند موضوع اصلی داستان است چیزی که باعث شده تا دکتر منهتن به "واقعیت" تبدیل شود رسیدن او به نقطه بی اعتنایی نسبت به انسان هاست. مطمئنا روزی خواهد رسید که چنین مخلوقی خواهد گفت "زندگی از نظر من چیز اغراق امیز و مسخره ای است" و یا معلوم است زمانی که انسان ها با ترس نابود شدن دنیا در یکی از روز ها، بلوا کنند او خواهد گفت " جهان حتی متوجه نابودی اش به دست خودش نخواهد شد" . . .  از منظر دکتر منهتن شعار "Superman is alive and he is American" تغییر کرده و تبدیل شده است به "God is alive and he is American"

دانشمندی بنام جاناتان استرمن (Jonathan Osterman)

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

دکتر منهتن با نام واقعی جاناتان استرمن در سال 1929 بدنیا آمد او در زمانی که ایالات متحده آمریکا بمب اتمی به هیروشیما انداخت تنها 16 سالش بود در ابتداها پدر جان که یک ساعت ساز بود تلاش میکرد تا پسرش هم بمانند او حرفه پدری اش را ادامه دهد بنابراین جان در آن سال ها مشغول تعمیر ساعت بود. در یکی از روزها، هنگامی که جان مشغول کارهای ساعت سازی بود پدرش می آید و بهش میگوید که دوره ی ساعت سازی دیگر تمام شده و سپس با جمع کردن تمام ابزار و وسایل ساعت سازی جان، آنها را از شیشه بیرون میریزد و در عوض جان را به فراگیری دانش فیزیک هسته ای سوق میدهد و هدایت میکند (این جزئیات بسیار ریزی هستش که ارجاع دارد به این که اگر پدر جان میدانست انرژی اتمی انیشتین منجر به چه تغییراتی در آینده خواهد شد هرگز مانع انجام کار ساعت سازی جان نمیشد). جان استرمن بین سال های 58 - 1948  دکترای انرژی اتمی خود را در دانشگاه پرینستون (Princeton University) خواند و سپس فارغ التحصیل شد در اوایل سال 1959 به پایگاه تحقیقاتی در آپارتمان ژیلا (Gila Flats) رفت و در آنجا به انجام آزمایشات در رابطه با "intrinsic fields" اجسام فیزیکی مشغول شد همچنین در آنجا با یک محقق همکار به نام جنی اسلاتر (Janey Slater) دیدار کرد که ملاقاتشان بیخود و بیجهت نبود که برای همین سرانجام تبدیل شدند به کبوترای عاشق

یک ماه بعد و در آگوست سال 1959، مدت کوتاهی پس از تولد 30 سالگی جان، جان به قصد برداشتن ساعت جنی برای تعمیر که در داخل کت آزمایشاهی اش بود وارد اتاق تست intrinsic field میشود و درست در آستانه ترک اتاق، با به کار افتادن قفل امنیتی خودکار، درب اتاق بسته میشود و بخاطر بالا بودن سطح امنیتی اتاق، درب به هیچ روش باز نمیشود و سپس شمارش معکوس آغاز میشود در حالی که دوستان جان با ناامیدی او را از پشت شیشه تماشا میکردند جنی برای اینکه شاهد این لحظه وحشتناک نباشد از آنجا فرار میکند زمانی که شمارش معکوس به صفر میرسد جان غرق در نور تابشی میشود و سپس از درون تکه تکه میشود و بعدش هم فورا بخار میشود و رسما اعلام میشود که جان مرده است ولی در واقع یک رویداد دور از ذهن اتفاق افتاده بود و آگاهی جان بر خلاف وجود و جسمش نابود نشده بود بنابراین کم کم شروع به جمع اوری و تکمیل کردن خود میکند

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

در ماه های بعد کم کم جان شروع به نشان دادن خود میکند و برای اولین بار در پایگاه پژوهش که درش فعالیت میکرد به صورت یک سیستم عصبی منتزع، از جمله مغز و دو چشم بسته ظاهر میشود و بلافاصه غیب میشود بعدش هم به شکل یک سیستم گردش خون و چند روز بعد هم دوباره در بیرون حصار به صورت یک اسکلت تا حدی عظلانی در حد چند ثانیه ظاهر میشود که اینها حوادث چند ثانیه ای هستند. در نهایت جان به طور کامل در تاریخ 22 نوامبر و در وسط رستوران به صورت یک مرد قد بلند، بدون مو، برهنه و با پوستی کاملا آبی رنگ ظاهر میشود

زندگی جان که پس از بازگشت بر روی فیزیک کوانتومی غیر خطی کار میکرد به طور فزایده دشوار با دیدن تمام لحظات زندگی خود آغاز میشود جان اونی نبود که از همه چیز آگاه باشد فقط با تجربه روانی و عاطفی خود به نتایجی دست میافت با این حال او هنوز هم از لحاظ عاطفی بسیار حساس بود. استنتاج های خود جان هم به مراتب فراتر از یک انسان عادی بود اندیشه های متفاوت جان در مورد ادراک، او را کاملا از انسانیت دور کرده و دیدگاه های دنیوی او را از ریشه تغییر داده بود با وجود آنکه جان صاحب درک دترمینیسمی بود مدتی بنا به درخواست دولت علیه عوامل شر جنگید با این حال بدلیل اینکه احساسات و عواطف انسانی را بی معنی میدانست خودش را به یک شخصیت بسته تبدیل کرده بود به این ترتیب داستان جان اینگونه آغاز شد . . .

دکتر منهتن، بزرگترین برگ برنده آمریکا

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

بعد تمام این اتفاقات از سوی دولت امریکا به جان استرمن لقب دکتر منهتن (Dr. Manhattan) داده میشود ( نامش از پروژه منهتن که در 1940s به اجرا درآمد الهام گرفته شده است). دکتر منهتن در دوران جنگ سرد آمریکا و شوروی به قدرتمند ترین عامل بازدارنگی آمریکا در برابر شوروی تبدیل شده بود (گفته میشود او در صورت آغاز جنگ هسته ای به طور همزمان میتوانست 51 هزار بمب هسته ای جماهیر شوروی را نابود کند) جان به زور هم که شده بالاخره قبول میکند لباس بپوشد ولی او بخاطر اینکه از متریال های مخصوص انسان ها خوشش نمیامد تنها در موقعی بر تن میکرد که مقابل مردم ظاهر میشد. در اواخر s1970 جان شاهد اولین نشانه های از دست دادن انسانیت خود میشود علاوه بر این دکتر منهتن بجای نماد و سمبولی که برای او در نظر گرفته شده بود به انتخاب خود، آیکون اتم هیدروژن را بر روی پیشانی خود ترسیم میکند دلیلش هم این بود که اتم های هیدروژن برای او ساده و در عین حال به مفهوم احترام بود. دکتر منهتن بنابر درخواست رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ریچارد نیکسون (Richard Nixon ) به جنگ ویتنام میپیوندد و در عرض سه ماه به پیروزی آمریکا در این جنگ منجر میشود این پیروزی هم روند انتخاباتی آمریکا را تماما واژگون میکند و به این ترتیب به انتخاب پی در پی ریچارد نیکسون در انتخابات میانجامد

دکتر منهتن و واچمن

 

دکتر منهتن، بعد پیوستن به واچمن در مرکز تحقیقات نظامی راکفر (Rockefeller Military Research Center) به نمایندگی از جانب دولت آمریکا شروع به انجام فعالیت میکند در آنجا جان و لوری جاسپجیک (Laurie Juspeczyk) شروع میکنند به با هم زندگی کردن. وایت (دومین شخصیت قدرتمند واچمن پس از دکتر منهتن) که سعی داشت از جنگ هسته ای که در آینده بین آمریکا و و شوروی رخ میدهد جلوگیری کند ادعایی با این مضمون همه جا پخش میکند: "دکتر منهتن باعث ابتلا شدن مردم به سرطان خواهد شد". این ادعای وایت، دکتر منهتن را بسیار ناراحت میکند بنابراین تصمیم میگیرد که از زمین به مریخ نقل مکان کند اما زمانی که لوری از دکتر منهتن درخواست میکند تا به یاری جهان بشتابد منهتن گذشته لوری را جلوی چشمانش ظاهر میکند و سپس شروع میکند به صحبت کردن در مورد اینکه او کودکیست که در نتیجه تجاوز بدنیا آمده است و تولد او یک معجزه ترمودینامیک هستش. در اینجا بود که نجات زمین و انسانیت برای او اهمیت و معنا پیدا میکند تنها به این دلیل که این معجزه ترمودینامیک را میتوان به کل بشریت اعمال کرد دکتر منهتن به زمین باز میگردد

اما زمانی که به زمین باز میگردند شاهد پایگاه به راه افتاده وایت در قطب جنوب میشوند. او به کمک یک ژنراتور امواج مانع از دیدن آینده توسط منهتن شده و سوای این با استفاده از قدرت او آینده را مشاهد کرده بود اما احیای به سرعت منهتن او را بشدت شگفت زده میکند. در آینده ای که وایت مشاهده کرده بود راکتوری که با استفاده از قدرت منهتن ساخته شده بود به از بین رفتن شهرستان های بزرگ و میلیون ها انسان ها انجامیده بود در هر حال این کار سرانجام مانع جنگ هسته ای شده بود. به غیر از روزشاخ (Rorschach) دیگر قهرمانان این را معقول و منطقی میدانند و تصمیم میگیرند که در این رابطه سکوت کنند ولی روزشاخ این را نمیپذیرد و مدعی میشود که حقیقت را به انسان ها آشکار خواهد ساخت که در نتیجه توسط دکتر منهتن کشته شد (ماسک روزشاخ را هم خود منهتن درست کرده است)

بعد تمام این اتفاقات دکتر منهتن تصمیم میگیرد که زمین را ترک کند اما سرنخی در صورت بازگشتش در یکی از روزها برجای میگذارد با اینکه وایت از این تصمیم منهتن شگفت زده میشود ولی سکوت میکند. دکتر منهتن هم به منظور ایجاد یک زندگی جدید برای انسان در کهکشان های دیگر زمین را ترک میکند

قدرت های دکتر منهتن

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

او ساختار فیزیکی دارد که در مقابل هرگونه اتفاقی آسیبی نمیبیند. در عرض چند ثانیه میتواند اتم هارا ترکیب کند جان مغزی دارد که با حداکثر ظرفیت میتواند کار کند و همچنین قدرت حاکم بودن بر ذرات اتمی را هم داراست میتواند سایز و اندازه، تراکم و قدرت خود را تغییر دهد او جاودانه است به همین خاطر بدون آب و غذا، هوا و بدون نیاز به انجام هرکاری که لازم است تا یک فرد برای زنده ماندن و تغذیه انجام دهد زنده بماند او سریع تر از نور است هم خود و هم دیگران را میتواند به مسافت های دور تلپورت کند تمام ویژگی و قدرت های دکتر منهتن نامحدود است علاوه بر این قدرت ها، دکتر منهتن میتواند خودش را از داخل جسم جامد عبور دهد تا هر قدر که میخواهد میتواند از خودش تکثیر کند و هر کدام از آنها یک زندگی کاملا مجزا از همدیگر داشته باشند صاحب قدرت ویران کننده ای است و میتواند یک سپر حفاظ ایجاد کند که برای مردم عادی هیچگونه قدرتی قادر به نابود کردن آن نمیشود میتواند مواد را تبدیل کند قدرت خلق و ایجاد را داراست بدون دست زدن به مواد و اجسام میتواند آنها را حرکت دهد و جابجا کند میتواند زندگی بخشد و بر روی سطح خورشید قدم بزند

و در آخر

دکتر منهتن - Dr. Manhattan

شاید با ارزش ترین شخصیتی که آلن مور خلق کرده همین دکتر منهتن باشد با ظرافت تمام روش فکر شده و بدون کوچکترین تناقض و مشکلی خلق شده. "قدرت های خدا مانند بدست آورده بود ولی این قدرت ها او را در مقابل سایر مردم و زمین به شخصیت سهل انگار تبدیل کرد." او بسیار راحت میتواند روی مریخ زندگی کند، میتواند تا اندازه فراموش کردن معشوقه اش در آنجا سهل انگار باشد و این بی تفاوتی و سهل انگاری را میتواد تنها با یک عذر خشک و خالی جبران کند و در عین تمام روابط خود را با انسان بشکند و پاسخ تمام اینها از نظر منهتن فقط: "Everything is preordained. Even my responses"  هستش.

Wolverine

ولورین

All rights reserved © Spidey.ir 2015

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 Sh.Spidey 1394-09-30 14:55
عالی بود علی آقا.فقط یک سوال،این دکتر منهتن در فیلم واچمن هم بود؟
#2 Sh.Spidey 1394-09-30 14:57
و اینکه وایت چه دشمنی با منهتن داشت؟ :D
#3 بی باک 1394-09-30 14:58
اوووووف چه مقاله ای بود واقعا دست شما درد نکنه علی اقا
#4 Radioactive 1394-09-30 15:14
خیلی مقاله ی خوب و به جایی بود.
در جواب دوستمون 1#
بله بود.

2. و اینکه آدرین وِیت در همون زمان به دنبال منافع خوش بود (گرچه به ظاهر خودش رو عضوی از گروه Watchmen نشون میداد) و میخواست با نابود کردن قسمتی از دنیا و به راه انداختن جنگی منافعی برای خودش دست و پا کنه.
برای همین دنبال این بود که به نوعی دکتر منهتن رو سرکوب کنه
اما بازم در آخر دکتر برگشت و از همه چیز باخبر شد ولی تصمیم گرفت که سکوت کنه چون این به نفع همه بود و بهتر از این بود که کل دنیا نابود شه.

(اما در آخر یه اشتباه تایپی دارین. نوشتید روزشاخ. در حالی که فکر کنم منظورتون رورشاخ یا همون رورشاک هستش.)
بازم مرسی
#5 Scarlet 3pidey 1394-09-30 15:18
به نقل از Sh.Spidey:
عالی بود علی آقا.فقط یک سوال،این دکتر منهتن در فیلم واچمن هم بود؟

اره بودش در فیلم
#6 Ice Man 1394-09-30 17:22
دکتر منهتن تنها عضوی از Watchmen که ازش بدم میاد ؛ من کلا از کسایی که همه چیشون نامحدود بدم میاد. خب ولی شخصیت خوبیه ، راستی ای کاش لخت نبود ، البته دیگه کلا از هر نظر عالیه ، فقط دیگه همین طوری تو مریخ میشینه!؟مقاله هم عالی بود علی آقا (استاد ولورین ) :-) یا نیستین یا وقتی میاین با یه مقاله توپ میاین و یا شاید چون به موضوعات جالب میپردازین همشون عالین .من چون یه آدم معمولی بود بعد تحت یه نیرو علمی قدرت گرفت و آبی هم شد یاد الکترو (دشمن اسپایدی )افتادم ؛ البته اصلا به شخصیتش هم قبل ، هم بعد کاری ندارم ، از افتادن اتفاقات فیزیکی و علمی و ظاهری یاد الکترو افتادم ، در واقع از نظرم ، از این نظرا که گفتم شبیهشه .
#7 Victor 1394-09-30 18:52
مرسی
میتونید پیشنهاد معرفی کاراکتر هم بدید تا در صورت امکان معرفی اش نوشته بشه
#8 Ice Man 1394-09-30 19:08
به نقل از Wolverine:
مرسی
میتونید پیشنهاد معرفی کاراکتر هم بدید تا در صورت امکان معرفی اش نوشته بشه

سیبرتوث(دندون خنجری )
#9 j.jonah jameson 1394-09-30 19:29
علی آقا ممنون خیلی کمک کرد !
به نقل از Wolverine:
مرسی
میتونید پیشنهاد معرفی کاراکتر هم بدید تا در صورت امکان معرفی اش نوشته بشه

جان من ؟
خیلی عالیه .......
بی زحمت یکم اطلاعات راجب به ای شخصیت بدید !
8pic.ir/.../...
همچنین راجب به بلک ویدو !
#10 Doc Strange 1394-09-30 19:47
به نقل از Wolverine:
مرسی
میتونید پیشنهاد معرفی کاراکتر هم بدید تا در صورت امکان معرفی اش نوشته بشه

علی آقا من به نظرم بهتره یه معرفی از سیبل بکنید.
خیبیا نمیدونن (منم خوب نمیدونم)
#11 Agent spidey 1394-09-30 20:12
علی آقا doc Samson رو معرفی کنید
8pic.ir/.../...
#12 Ice Man 1394-09-30 20:31
بذارید همه با سیبرتوث آشنا بشن (منظورم خیلیه ، میدونم همه هستن ) سیبرتوث خیلی شخصیت مهمیه ، من چون آقای علی ، طرفدار ولورین ، یعنی کاراکتر ابرقهرمان شماره 1 ولورین (اگه اشتباه نمیکنم)گفتم ، و این که مگه نه، وقتی که یکی یه چیزیش نزدیکه بهش پرداخته میشه ، خب الان سیبرتوثم قراره تو قسمت 3 از مجموعه فیلم های ولورین بازگرده .
#13 Ice Man 1394-09-30 21:12
دیگه فقط این که ؛ خواستم بگم دندون خنجری یا سیبرتوث ، که دشمن شماره 1 ولورین ، از کل فیلم های ایکس من فقط تو خاستگاه مردان ایکس : ولورین (ولورین 1)بودش و تو ولورین (ولورین 2)نبودش ، ولی حالا میخواد تو ولورین 3 برگرده ، شما خوشحال نیستین!؟(همه رو میگم)من که به عنوان یه طرفدار ولورین از اینکه دشمن شماره یکش داره برمیگرده خوشحالم اما بقیه حتی اسمشم نمیارن ، حالا منم خیلی از سیبرتوث خوشم نمیاد اما از سیبرتوث سینما (همونی که تو قسمت 1 و 3)خوشم میاد. (شب یلدا همه مبارک باشه)
#14 young spider 1394-09-30 21:23
به نقل از Wolverine:
مرسی
میتونید پیشنهاد معرفی کاراکتر هم بدید تا در صورت امکان معرفی اش نوشته بشه


ددپول : نزدیکی اکران فیلم
الکترا و پانیشر : سیزن ۲ دردویل
آپوکالیپس ( من هنوز منتظر این مقاله هستم .اگرچه رفتم تو مارول ویکی خوندم )
سری کمیک های استار وارز ( فیلم هاشو دیدیم ولی کمیک ها رو نخوندیم )
سوپر گرل
#15 captain alireza 1394-09-30 21:43
علی آقا لطفا در مورد این دو تا سایبورگی که بغل ددپول ایستادند مقاله بنویسیدhttp://vignette2.wikia.nocookie.net/marveldatabase/images/4/4e/X-Men_'92_Vol_1_3_Textless.jpg/revision/latest?cb=20150519042932
ممنون
#16 Victor 1394-09-30 23:33
#14
#15
;-)
#17 Victor 1394-09-30 23:37
#14
یانگ اسپایدی خوب گفتیا
90 درصدش کار میشه احتمالا
#18 Ice Man 1394-10-01 00:55
اگه اینطوریه ، منم همه ی اینا که یانگ اسپایدر گفت تازه با کلی دیگه میخواستم بگم ، اما میدونستم بالاخره اونا نوشته میشن :-* برای همین گفتم سیبرتوث ؛ حالا ولش ، اما فقط این چند تا رو هم بگم: گامبیت ، مگنتو ، کلوسوس(تو ددپولم هست)، میستیک .
#19 Victor 1394-10-01 01:12
#18
من بیشتر سعی دارم شخصیت های جدیدی که در فیلم ها خواهند امد معارفه بنویسم واسه همین قطعا اپوکالیپس هم خواهد بود کیبل هم خواهد بود ددپول و دومزدی و . . . هم خواهد بود
الان شما میگی واسه فیلم سوم ولورین سابرتوث، ولی 2 سال هنوز مونده به اون فیلم فعلا این فیلمای پیشرو رو یدستی بکشیم به اونا هم خواهیم رسید
#20 Ice Man 1394-10-01 15:07
#19
باشه ، اصلا همین که شما یه کاراکتر جدید معرفی کنید خوبه فرق نمیکنه کی باشه ;-)
#21 Victor 1394-10-03 19:47

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید