نقد و بررسی شماره صفر از امپراتوری مخفی (Secret Empire #0)

نقد و بررسی شماره صفر از امپراتوری مخفی (Secret Empire #0)

بالاخره ایونتی که در انتظارش بودیم آمد. ایونتی که بزرگترین رویداد مارول در سال جاری محسوب میشود. طوری که مارول بخاطر این ایونت از خیلی چیزها از جمله جنگ داخلی 2 گذشت.

توجه: این نقد و بررسی شامل اسپویل داستانِ این شماره میشود، بنابراین توصیه میشود پیش از خواندن این نقد حتما خود کمیک را با ترجمه فارسی از اینجا دانلود کرده و بخوانید.

همچنین توصیه میشود قبل از خواندن این شمارۀ امپراتوری مخفی، شمارۀ 15 از "U.S Avengers"، شماره 12 از "Thunderbolts" و شماره 16 از "Captain America: Steve Rogers" را بخوانید. اما اگر میلی به خواندن این شماره ها ندارید میتوانید خلاصه اش را بخوانید که بدین شرح است:

"استیو بالاخره شروع به پیاده سازی نقشه های خود کرد و تبدیل به رهبر هایدرا شد. او سیستم سپر دفاعی سیاره ای را که برای کارول دانورز بود با خاک یکسان کرد و از سویی دیگر، بارون زیمو که تیکه های "کوبیک" را بدست آورده بود، باکی بارنز را که از "کوبیک" محافظت میکرد به یک راکت بست و به هوا پرتاب کرده و راکت را مفجر کرد. استیو، تک تک اعضای هایدرا در سرتاسر جهان را برای حرکتِ طبق برنامه در حالت آماده باش قرار داد و ماریا هیل هم موفق شد خبرِ ملحق شدن استیو به هایدرا را به گوش ریک جونز برساند."

چیزهایی که لازم است قبل از خواندن این شماره از امپراتوری مخفی بدانید بدین شرح است:

زندان " پلزنت هیل " و تبهکارهای حبس شده: در سری "استندآف" (Standoff) که پیش از "جنگ داخلی 2" منتشر شد، ماریا هیل رهبر سازمان شیلد بود. او یک دهکده ای درست کرده و با استفاده یک فناوری، ذهن شخصیت های پلید را پاک کرده و خاطره و شخصیتی جدید به آنها میداد. بدین طریق، ماریا هیل آنها را کنترل میکرد اما بعدا از کنترل خارج شدند و یورشی با به رهبری بارون زیمو شکل گرفت. آن موقع استیو راجرز پیر شده بود و با استفاده از تسراکت که اسمش شده بود "کوبیک" دوباره جوان شد اما در طی این فرایند خاطرات استیو دستکاری شد و تبدیل به مامور هایدرا شد.

فرقۀ امپراتوری مخفی: امپراتوری مخفی در واقع فرقه ای هستش که در عالم مارول وجود دارد و از سوی استن لی و جک کربی خلق شده. فرقۀ امپراتوری مخفی قبلا به عنوان یکی از شاخه های هایدرا فعالیت میکرد. وظیفۀ آنها این بود که توجه سازمان شیلد و سیاستمدار ها و ابرقهرمانان را به خودشان جلب کنند تا هایدرا به راحتی کارش را بکند. اما بعد مدتی (بعد از اولین مرگ بارون ون استرایکر) از هایدرا کاملا جدا شدند و مستقل کار کردند. تا جایی که میدانم آخرین باری که این فرقه را در کمیک بوک ها دیدیم به دورۀ "مارول نو" و کمیک بوکی به نام "اُمگا افکت" به قلم مارک وید برمیگردد که در آن شاهد تیم آپ مرد عنکبوتی و پانیشر و دردویل بودیم. در آن داستان، در داخل یک دیسکی به نام "امگا درایو" کلی اطلاعات راجع به هایدرا و امپراتوری مخفی و AIM وجود داشت که همه در پی آن بودند که در آخر بدست دردویل افتاد. دردویل هم سعی کرد دست فرقۀ های مذکور به آن دیسک نرسد. اگر اشتباه نکنم آخرین بار در این کمیک دیدیم، که پیشنهاد میکنم کمیک "اُمگا افکت" را بخوانید که داستان باحالی دارد. خلاصه بگم که امپراتوری مخفی فرقه ای هستش که کاملا مستقل از هایدرا فعالیت میکند.

مهمترین چیزی که در مورد فرقۀ امپراتوری مخفی باید بدانید این است که در راس این فرقه، شورایی است بنام "شورای نه نفره" (The Council of Nine) که همانطور که از نامش پیداست از نه نفر تشکیل شده است و به رهبرشان هم "رهبر بزرگ" (Supreme Leader) گفته میشود. یک انجمن که هزاران سرباز از دستورات آنها پیروی میکنند و حاضرند جانشان را برای عملی کردن دستورات داده شده فدا کنند.

مادام هایدرا کسی که بود در حافظۀ دستکاری شدۀ استیو، او را بزرگ کرده بود. او کسی بود که "شورای نه نفره" را شکل داد و هر هشت نفر را پیدا کرد، ولی "رهبر والا" پیدا نشده بود که آن هم همانطور که دیدیم کسی نیست جز استیو راجرز.

ویدیویی که استیو راجرز را به عنوان رهبر هایدرا لو میدهد: در کمیک "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" لحظه ای که کاپیتان آمریکا میگوید "زنده باد هایدرا"، داخل اون هواپیما ویدیوئش ضبط میشود و به دست "Taskmaster" میافتد و تاسکماستر هم میفهمد که کاپیتان آمریکا در واقع یک مامور هایدراست، پس به این نتیجه میرسد که با فروش ویدیو میتواند پول خوبی به جیب بزند و اولین خریداری هم که پیدا میکند کسی نیست جز ماریا هیل ...

ارزیابی

این شماره، چیزی فراتر از یک شمارۀ صفر بود. معمولا، شماره های صفر برای آشنایی خواننده با مضمون و حال و هوای کمیک چاپ میشود اما در این ایونت، تقریبا تمام بخش های مربوط به مقدمه و این قبیل چیزها تعریف شد. در بین تمام شماره های صفری که از کمیک های شخصیت های مختلف خوانده ام بدون شک پرمحتوا ترین شمارۀ صفر، این یکی بود. این شمارۀ صفر به طرز فوق العاده ای کاری میکند تا زمان کافی و حتی زیادی برای اختصاص دادن به مقاوت و ایستادگی که قرار است ابرقهرمان ها در برابر استیو به خرج دهند در اختیار نویسنده باشد و این چیزی بود که رویدادهای قبلی مارول نداشت.

صحنه های ابتدایی این شماره، زنجیرۀ فلشبک هایی که در سری "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" شاهد بودیم را بالاخره به اتمام میرساند. کراکن کسی بود که به استیو تعلیم و آموزش میداد تا برای هایدرا مبارزه کند. مکانی که کراکن و استیو به آنجا میروند بسیار مهم است. آن دو شخصی که کراکن و استیو به نزد آنها میروند کسی نیست جز ایزاک نیوتن و نوستراداموس. درست خواندید، همان اشخاص معروف در تاریخ. احتمالا بگویید چه ارتباطی دارد؟ اما باید به شما بگویم که آن صحنه اشاره ای داشت به سری زیبای "شیلد" به قلم جاناتان هیکمن. در آن سری کمیک شیلد، هیکمن سازمان شیلد را به عنوان سازمانی معرفی میکند که در طول تاریخ سعی در محفاظت از جهان داشته اند. و جملۀ "This is Not How The World Ends" (دنیا اینجوری تموم نمیشه) که استیو قبل از فرو رفتن به خواب طولانی به زبان می آورد، در آن سری کمیک شیلد، شعار معروف شیلد بود. سازمان شیلد در آن سری اختصاصی خودش، پس از جدال ایزاک نیوتن (که تشنۀ قدرت بود) با لئوناردو داوینچی و نیکولا تسلا از هم پاشید و نیوتن که به جاودانگی دست یافته بود، نوستراداموس را برای آنکه فال هایش را بگیرد تبدیل به بردۀ خود کرده بود. و حالا علی رغم اینکه این وقایع را چند سال پیش در سری اختصاص شیلد شاهد بودیم، هم اکنون تازه داریم به نوشته های جاناتان هیکمن میرسیم که این واقعا فوق العاده است. حتی من فکر میکنم دلیل اینکه چاپ سری اختصاصی شیلد به قلم جاناتان هیکمن در همان شمارۀ چهار از سری دوم متوقف شد شاید این مسئله باشد و شاید مارول میخواهد بعد از امپراتوری مخفی چاپ آن کمیک را ادامه دهد. چرا که سری اختصاصی شیلد بسیار عالی بود و توصیه میکنم حتما بخوانید.

بعد از بیدار شدن، نقشۀ استیو یک به یک عملی میشود. سری "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" تنها کمیکی است که دنبال میکنم و باید بگویم تا بدین جای کار بسیار فوق العاده عمل کرده است و در همان سری "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" بود که استیو تمام برنامه های خودش را چید. در نتیجه، اگر سری "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" را نخوانده باشید و از همین شمارۀ صفر شروع کنید، فکر میکنید که جریان اتفاقات سریع رقم خورده و داخل کمیک چپانده شده است. برای مثال، استیو سپر دفاعی سیاره ای را قبلا به کنترل خود در آورد، و هر فرد و فرقه ای اعم از کارول دانورز، آلفا فلایت، محافظین کهکشان، هایپریون و مهم تر از همه کوازار را که پتانسیل نقش برآب کردن نقشه های استیو را داشتند را با فرستادن سیگنالی مبنی بر حضور ملکۀ ارتش چیتاری در زمین، چیتاری ها را به جان آنها انداخت تا خودش سر همۀ آنها را شیره مالیده و راحت برنامۀ هایش را آرام آرام و بدون دردسر پیاده کند. برای همین است که ارتش چیتاری در ابعادی بزرگ و مهیب به پیشروی خود ادامه میدهند. بدین ترتیب، حتی اگر کارول دانورز و اکیبش در فضا بمیرند (که بسیاری از آنها زخمی و خسته و کوفته شدند) هم سپر دفاعی سیاره ای، به هیچکسی اجازه ورود به زمین را نمیدهد. استیو از خیلی وقت پیش زیمو را به جبهۀ خود کشانده بود و زیمو هم در وقت مناسبی "بلکاوت" را به نیویورک آورد. اشغال هلیکریرهای سازمان شیلد را هم قبلا و با استفاده از "دکتر فئوستس" (یکی از افراد گرد هم آمده از سوی مادام هایدرا در انجمنی موسوم به شورای نه نفره) شروع کرده بود. و الان به لطف نقشه های استیو، تمامی هلیکریرها تحت کنترل هایدراست.

نقطه عطف این شماره هم جایی است که تمامی ابرقهرمانان با تنها یه کلمه ای که استیو به زبان می آورد (Assemble) بدون هیچ تردیدی از او حرف شنوی میکنند و با اعتماد کردن به مورد اعتمادترین فرد روی زمین یعنی استیو راجرز گرد هم می آیند. در عوض استیو چه کار میکند؟ مثل موش آنها را به تله می اندازد و خیانت بزرگی به تک تک آنها میکند.

مارول از سال ها پیش برای این رویداد مقدمه چینی میکرد و دیدن چنین حاصلی از برنامه های دقیق مارول حس فوق العاده زیبایی دارد. یک مثال دیگر نیز میزنم: برای اولین بار در جهان مارول، از مکعب کیهانی در سری "مارول نو پوینت وان 1.0" که سال 2011 چاپ شد با اسم "کوبیک" یاد شد و با گذشت زمان، در داستان "استندآف" که سال 2015 چاپ شد با کوبیک آشنا شدیم. کارهایی که ماریا هیل در داستان "استندآف" کرد هنوز هم که هنوزه گریبان گیر اوست و در نتیجۀ اعمال ماریا هیل بود که اکنون استیو راجرز به رهبر شیلد تبدیل شده است. چرا که این ماریا هیل بود که "کوازار"ی که ما در شمارۀ صفر از امپراتوری مخفی دیدیم را خلق کرد. افراد زندانی شده ای که در شهر نیویورک آشوب به پا کردند به لطف هوش و ذکاوت استیو راجرز، نقشِ طعمه ای برای گیر انداختن دشمنانِ استیو را بازی کردند و با سرگرم کردن مدافعان، باعث شدند تا استیو به راحتی به پیشروی خود ادامه دهد. از سری "آلتیمیتز" (Ultimates) هم حجوم چیتاری ها کم کم شروع شده بود و در آخر تمامی این ها به همین شمارۀ صفر امپراتوری مخفی منتهی شد.

کارول دانورز، برای دوختن و راه اندازی سیستم سپر دفاعی سیاره ای تلاش فراوانی کرد اما در آخر استیو با گفتن این جمله " حالا که اون طرف دیوار قرار گرفتی همون جا بمون" دروازه ورود به زمین را به روی او و اکیبش بست تا با چیتاری ها تا سر حد مرگ بجنگند. لحظه ای که استیو به شارون میگوید " قضیه اون چیزی نیست که فکر میکنی." و خودش یکی از عوامل هایدراست، چشمان شارون، شوک و خیانت را به طرز فوق العاده ای منعکس میکند. تمامی اتفاقات به قدری دقیق و عالی مثل یک پازل کنار یکدیگر قرار میگیرند و به رسمی که از سوی استیو راجرز با به کارگیری رنگ هایی چون اعتماد، رفاقت و صد البته خیانت ترسیم شده بود منتهی میشود که خواننده با دهانی باز و حیرت زده به اسقبال تک تک صفحات این شماره از امپراتوری مخفی میرود. رسمی که با رنگ اعتماد و رفاقت رنگ آمیزی شده اما اگر دقیق تر نگاه شود رسمی دیگر درون این رسم از سوی استاد استراتژی یعنی استیو راجرز با رنگی از خیانت ترسیم شده که هنوز هم بقیۀ قهرمانان به لطف رنگِ خوشِ اعتماد و رفاقت قادر به دیدن رسم خیانت نیستند و نه تنها از هیچ یک از کارهای استیو خبر ندارند بلکه هنوز هم در انتظار فرمانی از سوی شیطانِ فرشته صفت هستند.

اگر سری "کاپیتان آمریکا: استیو راجرز" را دنبال میکنید پس حتما میدانید که استیو یک استراتژیست تمام عیار است و برای رسیدن به هدفی که برای خودش مشخص کرده از انجام هیچکاری دریغ نمیکند و زمانی هم که این ویژگی اش را به رخ خواننده میکشد، خواننده متوجه میشود که فردی پلیدتر و شیطانی تر از استیو راجرز وجود ندارد (مثل دادن اجازۀ قتلِ باکی بارنز به زیمو). در همین شمارۀ صفر از امپراتوری مخفی میبینیم که استیو حداقل ده قدم از همه جلوتر است و مثل عروسک خیمه شب بازی با آنها بازی میکند. اینکه میبینیم نقشه های یک آدم خبیث در کمیک بوک (دریغ از همه چیز) یک به یک پیاده میشود بسیار لذت بخش است. زمانی که نقشه های استیو یکی پس از دیگری عملی میشود، از طرفی حال خواننده جا می آید و از طرفی دیگر حال خواننده گرفته میشود. اما شخصا لذت فراوانی از این ورژن استیو راجرز میبرم چرا که استیو همان شخصیتی پلیدی را تحویل میدهد که سال ها در انتظارش بودم.

البته برخی شخصیت ها اعم از ریری ویلیامز و تونی هستند که استیو "فعلا" کاری به کار آنها نداشته است. راستی، شاید با دیدن تونی در لباس مخصوص خودش شوکه شده باشید، چرا که طی نتایجِ وقایع "جنگ داخلی 2" گویا به کما رفته بود، اما چیزی که زره را کنترل میکند تونی نیست و بلکه یک هوش مصنوعی است که با هدف کمک به ریری ویلیامز ساخته شده است. برخی از انتقامجویان هنوز اون بیرون هستند اما بی خبر از فتنۀ استیو راجرز به سمت کاخ سفید در حال حرکت هستند. خودتان را اماده ایستادگی و مقاوتی کنید که قرار است بلک ویدو جرقه اش را بزند. شاهد مقاوتی خواهیم بود آن هم در دولتی تحت امر استیو راجرزی که رهبر هایدراست.

در طی وقایع پیش از این شمارۀ امپراتوری مخفی، ما زیمو را دیدیم که باکی بارنز را با بستن به یک راکت منفجر کرد آما امیدواریم باکی به نحوی جان سالم بدر برده باشد. تا جایی که یادم هست سم ویلسون هم دست از سپر برداشته و رفته بود که احتمالا به زودی شاهد بازگشتش خواهیم بود. چرا که اگر تنها چیزی وجود داشته باشد که بتواند عقل استیو را سر جایش بیاورد، تیمی متشکل از ناتاشا، سم و باکی بارنز است.

در آخر یک پیشبینی هم بکنم:

در "جنگ داخلی 2" شخصیتی بود به اسم یوسیلیس که قادر به دیدن آینده بود و حتی یکبار آینده ای را دید که درش استیو بدست مایلز مورالز کشته شده بود. این بصیرتِ یوسیلیس خشم بسیاری از طرفداران را برانگیخت اما بعدا چنین اتفاقی نیافتاد. با اینحال، من فکر میکنم همچین اتفاقی در اواخر ایونت امپراتوری مخفی رخ خواهد داد. یادی هم بکنیم از آن صفحه:

نتیجه: امپراتوری مخفی یکی از بهترین کارهای مارول در سال های اخیر است و اگر داستان به همین شکل ادامه پیدا کند، با حساب نکردن "جنگ های مخفی" (که آن هم بیشتر داستان چهار شگفت نگیز بود تا یک ایونت) مطمئنا امپراتوری مخفی بهترین ایونتی میشود که در ده سال اخیر مارول چاپ کرده است. نیک اسپنسر، از ایده ای که اوایل به نظر خیلی مضحک و مسخره بنظر میرسید به بهترین شکل ممکن استفاده میکند و به گونه ای تمامی اتفاقات را جمع و جور میکند که علی رغم عبور از تمامی حد و مرزهای شخصیتیِ فردی چون استیو راجرز، چیزی جز لذت بردن از دست خواننده برنمی آید. کی فکرش را میکرد ورژن خبیث استیو راجرز همان چیزی باشد که خواننده ها آرزویش را داشتند؟

نمره من به این کمیک :

10/10

نظر شما در مورد این شماره چیست؟ آیا شما هم نمرۀ کامل به این شماره میدهید یا از دید شما ضعف هایی در این شماره به چشم می آید؟

 

نویسنده: علی آقا

All rights reserved © Spidey.ir 2017

      (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

ولورین - Wolverine

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

-1 #1 Iron Bat 1396-02-21 05:25
منتظر شماره یکش هستم.کی میاد؟
#2 mokhtar 1396-02-21 07:54
به نقل از Iron Bat:
منتظر شماره یکش هستم.کی میاد؟

حالا فعلا شما درباره شماره 0 که اینهمه براش زحمت کشیده شده بحث و گفتگو کنید تا شماره 1 هم بیاد
+1 #3 shayanspideylover 1396-02-21 10:23
ممنون بابت این کمیک به هر حال من تا شماره 3 یا 4 رو به خاطر کنکور نمیتونم بخونم بعدش در خدمت شما هستم :lol:

در مورد این کمیک باید بگم که واقعا پتانسیل بالا و خوبی داره.

مهمترین ویژگیش به نظر من شجاعت مارول در مسایل جدیده که بعضیاش خیلی خوب در اومد مثل همین کاپیتان آمریکا استیو راجرز این اواخر من تقریبا تمام کمیکای مارول رو دنبال میکردم و این کمیک رو هم تا شماره 15 خوندم واقعا میشه گفت یکی از بهترین های مارول تو سال اخیر بود شخصیت پردازی ها عالی بودن.

فلش بک هایی که در طول داستان میخورد طراحی و داستان اصلی واقعا فوق العاده بودن چیزی که خیلی موج میزد این بود که کپ هنوزم کپه یعنی نماد کشور آمریکاس و خواهد بود اما سمت و سوی خودشو عوض کرده بعضی جا ها انقدر خوب به شخصیت هایدرایی کپ و استراتژیست بودنش اشاره میشد که آدم ناخودآگاه خوشش میومد انگار نه انگار که این همون کاپیتانیه که همیشه جلوی کسایی مثل زیمو ایستاده یکی از قشنگ ترین لحظات اونجایی رقم خورد که کپ در سلول زیمو رو باز کرد و زیمو کپ رو در آغوش گرفت واقعا هم ترسناک بود هم خیلی تاثیر گذار.

خاطرات کپ که نشون داده میشدن سخت بود که نشه باهاشون همدردی کرد استادانه بودن اونجایی که دنبال کیف رفت و با صورت خونی برگشت و همون ذاتی رو نشون داد که ما از شخصیت کپ دیده بودیم.

حقیقتا من وقتی این کمیک رو میخوندم احساس میکردم که ذات کاپیتان تغییر نکرده همون هوش همون قدرت و استقامت همون مقاومت و جدیت فقط برای هدف متفاوت.
واقعا فوق العاده به تصویر کشیده شده بود.

چیزی که بسیار عالی بود این بود که کپ توی هر دو چهره عالی بود هم تو چهره مامور هایدرا هم تو چهره کسی که اونجرز و قهرمانا بیشترین اعتمادو بهش دارن.

یادتونه توی civil war 2 تیچالا به جای کارول رفت سمت تونی به خاطر کپ دیالوگی که اونجا گفت خودش سند بارزی بر هوش و ذکاوت کپ برای اجرای نقشش تا آخرین لحظه بود چیزی که نشون داد حتی آدم غیرقابل پیش بینی مثل تی چالا هم نمیتونه سر از نقشه هاش در بیاره.

در هر صورت این کراس اوور آخرین کراس اوور مارول در سال 2017 خواهد بود اونطور که گفته میشه و واقعا از ته دل امیدوارم یه پایان فوق العاده رو واسش داشته باشیم.

در مورد پیش بینی های یولیسیس هم باید گفت دقیق تر از اون چیزین که فکرشو میکردم من به شخصه فکر میکردم حداقل یکی دو تاشون درست از آب در نمیان تا حرف تونی به حقیقت بپیونده و civil war 2 سر هیچی نبوده باشه تا الان که دو تا رو دیدیم monsters unleashed و i v x به علاوه پایان این رویداد که من واقعا فکر نمیکنم با مرگ کپ تموم بشه.

ممنون از علی آقا بابت این نقد خوب ببخشید اگه حرفام طولانی شد.
#4 Ultimate Comic Fan 1396-02-21 10:43
من احساس میکنم در آخر کپ تبعید میشه...
آخه مرگ کپ دیگه قدیمی شده...
#5 A.cage 1396-02-21 10:48
بی صبرانه منتظر انتشار شماره 1 هستم ، واقعا محشره
#6 shayanspideylover 1396-02-21 10:49
قضیه اینه آیا پایان خوشی برای قهرمانا در انتطاره؟؟؟؟!!!

شاید حرفم جنجالی و غیر منطقی باشه ولی من فک میکنم این قضیه کمیکای legacy یه چیزی پشتشه از کجا معلوم این ایونت آخرش به نفع قهرمانا تموم شه؟
#7 Ultimate Comic Fan 1396-02-21 11:03
به نقل از shayanspideylover:
قضیه اینه آیا پایان خوشی برای قهرمانا در انتطاره؟؟؟؟!!!

مطمعنا نه!
شاید بعد از تموم شدن ایونت دنیا دیگه به ابرقهرمان ها اعتماد نکنه و با خودشون بگن "وقتی مورد اعتماد ترین قهرمانمون بهمون خیانت کرد پس چطور میتونم به بقیشون اعتماد کنیم؟"
#8 hassan91 1396-02-21 11:11
خوب من فقط کمیک های جنگ داخلی 2 رو خوندم و اون کمیکایی رو که قبل از این لازم باشه رو نخوندم ولی اخبار رو پیگیری میکردم اینکه کاپ عضو هایدرا شده و رد اسکال رو هم کشته. این کمیک واقعا عالی بود دوست داشتم بازم ادامه داشته باشه واقعا اون 40 صفحه چه زود تموم شد.
میشه گفت که این کمیک واقعا بی نقص بود. نقشه های کپ عالی بود و خیلی شسته و رفته برنامه هاش رو چید.
فکر کنم که چنین چالشی در طول تاریخ کم نظیر و شایدم بی نظیر باشه اینکه مورد اعتمادترین فرد به خبیث ترین فرد ممکن تبدیل بشه و کارش همه ی شخصیتای مثبت رو تخریب میکنه و ضربه‌ی بزرگی رو به اونا تحمیل میکنه.
نمره من به این کمیک 10 از 10.

امیدوارم که آخرش خوب باشه.....

بازم از مترجما و ادیتورهای محترم تشکر مینکم. دستتون درد نکنه.
#9 صادق انزو 1396-02-21 12:02
یعنی واقعا استیو از اول عضو هایدرا بوده و بعد این گروه متفقین بودن که با مکعب کیهانی تاریخ رو عوض کرده و از او یک قهرمان ساختند؟!!!

لطفا یکی پاسخ بده :cry:
#10 همه فن حریف 1396-02-21 13:11
من که کمیک رو نخوندم اما یه چیزی به ذهنم رسید(با تشکر از نظر 6# که جرقه این فکر رو تو کلم زد)شاید داریم به ریبوت نزدیک می شیم!چون قضیه کمیک های legacy هم قراره شروع بشه یا قراره ریبوت بیبینیم یا نابودی دانیای اصلی و ادامه داستان ها در دنیای اصلی جدید(یا همون یه دنیای دیگه)به این صورت که در اون دنیا پیتر پولدار نیست و کپ هایدرا نیست و تونی کما نیست و غیره.احتمالش چقدره؟
#11 تورمنت 1396-02-21 13:58
مگه ماشین جنگی نمرده بود؟
#12 AH.S 1396-02-21 14:22
به نقل از همه فن حریف:
من که کمیک رو نخوندم اما یه چیزی به ذهنم رسید(با تشکر از نظر 6# که جرقه این فکر رو تو کلم زد)شاید داریم به ریبوت نزدیک می شیم!چون قضیه کمیک های legacy هم قراره شروع بشه یا قراره ریبوت بیبینیم یا نابودی دانیای اصلی و ادامه داستان ها در دنیای اصلی جدید(یا همون یه دنیای دیگه)به این صورت که در اون دنیا پیتر پولدار نیست و کپ هایدرا نیست و تونی کما نیست و غیره.احتمالش چقدره؟

احتمالش خیلی کمه چون تا جایی که تو کمیکای مردعنکبتی خوندم بعد از نابودی محصول اصلی صنایع پارکر«دستبند دیجیتالی مردعنکبوتی»همین الان شرکتش درحال ورشکستگی هست و تا جایی که کمیک civil war 2 را خوندم تونی یه بلایی سر خودش آورده بود که حتی جرات نداشتنازش خون بگیرن بنظرم تونی بخاطر همین کاری که با بدن خودش کرده از کما در میاد بقیه قهرمانای مرده هم«ولورین,کاپتا ن مارول و ...»نویسنده ها یه کاریش میکنن :-) ولی مال تونی و پیتر به احتمال نود درصد همین طوری میشه.
+1 #13 The Rock 1396-02-21 15:01
ممنون علی آقا نقدت عالی بود
ولی این فلش بک اول داستان یه جوری بود که واقعا خود منم یه لحظه به کپ شک کردم واقعا واسه آدم سوال پیش میاد که کپ یعنی از اول عضو هایدرا بوده؟جریان چیه؟ولی خب به نظرم اینا همه کار مکعب کیهانیه
یه چیز دیگه این که کپ فقط زور بازو نداره بلکه خیلی هم باهوشه و کلا با استراتژی میره جلو شما الان نگاه کنین بدون ریختن یه قطره عرق پدر نصف قهرمان ها رو درآورد ولی اونا حتی حالیشون نیست اصلا چه خبره استیو تو این داستان استراتژی وحشتناکی داره خلاصه
ولی من دوست دارم صحنه های اکشن بین کپ و بقیه قهرمان ها رو ببینم خیلی جالب میشه به نظرم از طرفی خیلی حیفه که تونی توی کماست کاشکی بودش جای خالیش حس میشه البته آخرش این دختره ریری ویلیامز نمتونه جای تونی رو بگیره
#14 Iron Bat 1396-02-21 15:53
به نقل از mokhtar:
به نقل از Iron Bat:
منتظر شماره یکش هستم.کی میاد؟

حالا فعلا شما درباره شماره 0 که اینهمه براش زحمت کشیده شده بحث و گفتگو کنید تا شماره 1 هم بیاد

من نمی تونم نظرمو خوب برسونم پس چیزی نمی گم که باعث سو تفاهم بشه ;-) ;-)
#15 agh 1396-02-21 21:30
با تشکر از علی اقا به خاطر نقد زیبایی که نوشتن و به شخصه باید بگم که با خوندن نقدتون لذت بردم و خیلی خوب به تمام نکات این شماره اشاره کرده بودید.
در ضمن با توجه به سلیقه ای که دارید و معمولا با هر فیلم و سریال و کمیکی حال نمی کنید و خیلی سخت گیر هستید و خوشحالم که از این سری خوشتون اومده پس حتما با یه اثر خارق العاده طرفیم.
#16 Hobbit 1396-02-23 09:05
واقعا عالی بود مثل همیشه...دیگه انتظاری جز این هم نمی‌رفت...جالبه همون چیزی که برام علی آقا گفته بود بعد خوندن این مقاله برام پیش اومد یعنی اینکه اگر شماره ۰سکرت رو بدون این پیش نیاز ها بخونیم خیلی تو ذوقمون میخوره و یجورایی داستان یکنواخت برامون در نظر میاد ولی با خوندن این نقد واقعا میشه به تک تک لحظه های حساس این شماره با نگاه بهتری نگاه کرد البته هنوز کمی در مورد بعضی جاهای داستان نگرانم ولی اینم در نظر میگیرم که این تازه شماره ۰این کمیکه!
به هر حال شخصیت جدید کپ به همون اندازه ای که آدمو ناراحت میکنه به همون اندازه هم آدمو به خودش جذب میکنه من خودم به شخصه هنگام پیاده شدن نقشه های کپ واقعا لذت می‌بردم و یه حس واقعا جالبی نسبت به نسخه پلید کپ داشتم که واقعا فک نمی‌کردم بشه از همچنین کارکتری چنین ویلن فوق العاده ای ساخت!
ولی نمیدونم چرا با حالی که تردیدی در انجام اعمال استیو نمی‌دیدم ولی حس غم خشکی رو میشد تو وجود و گفتارش حس کرد ولی به هر حال به قول دیالوگ آخرای این شماره یه وضعیتی در حد دستکش بی نهایت پیش اومده!
فقط و فقط خدا به داد قهرمانای مارول برسه چون این دفعه توی بد موقعیتی گیر افتادن!
با تشکر از علی آقا برای آماده کردن این نقد عالی

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید