نقد و بررسی جامع فیلم ثور: راگناروک (نقد با اسپویلر)

در این مطلب نقد و بررسی اسپویل دار ثور 3 قرار گرفته است و کسانی که نمیخواهند تا دیدن فیلم اسپویل شوند به ادامه این مطلب مراجعه ننمایند.

با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان در خدمت شما با نقد اسپویل دار فیلم ثور 3 هستم. قبل از اینکه شروع کنم باید بگم که شاید برخی از شماها به خاطر زود قرار گرفتن این نقد به من و مسئولان سایت خورده بگیرید اما این زود قرار گرفتن نقد به این دلیله که مارول و دیزنی من و شما رو در یک موقعیت بسیار سختی قرار داده اند و اون موقعیت اینه که که این فیلم اونقد خوب و عالیه که همه میخوان هر چه سریعتر بعد از دیدنش در موردش حرف بزنن به همین دلیل ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم و به همین دلیل به محض دیدن فیلم نقد رو آماده کردیم.

همون طور که میدونید اکران فیلم ثور 3 با یک پراکندگی خاصی شروع شد که ابتدا از انگلستان شروع و سپس در دیگر کشورها اکران خود رو شروع کرد که یک فاصله 2 هفته ای برای اکران جامع رو پشت سر خواهد گذاشت به همین دلیل هم درخواست ها برای نقد فیلم به مرور زمان و با افزایش سالن سینماها و افزایش تعداد سینما روها نیز زیاد خواهد شد.

برای این نقد از قالبی بهره بردم که بخش های داستانی فیلم رو از هم جدا و در مورد اون بخش مستقل صحبت کرده ام.

 

قبل از شروع نقد باید یه اخطار بدم به کسایی که نمیخوان اسپویل بشن و محتوای داستان براشون فاش بشه بهتره از این به بعد رو فعلا بیخیال بشن.

.

.

.

.

.

.

.

خلاصه داستان:

ثور که در گوشه پرتی از عالم زندانی شده است ( به دست سورتور) ولی موفق میشود خودش را آزاد کند. او به ازگارد برمیگردد و میبیند که برادرش لوکی با فریب دیگران جای پدرش را گرفته است. سپس به همراه لوکی به زمین میروند تا پدر (اودین) را پیدا کنند. بعدش هم اتفاقاتی میفتد که باعث میشود چکش نیرومند  او (میولنیر) توسط هلا نابود شود و سر از سیاره ای به نام سکار در بیاورد. حالا باید با شرکت در مسابقات گلادیاتور مانند بر رقیب قدیمی خودش هالک پیروز شود و به ازگارد برگردد تا جلوی هلا را بگیرد و همچنین جلوی وقوع راگناروک (پایان ازگارد) را بگیرد. این وسط او به کمک ولکرای که سابقا با ازگارد ارتباطاتی هم داشته و به دنبال گرفتن انتقام از هلا است، نیاز پیدا میکند و ...

1: خدای رعد

برای نقد میخوام از بهترین قسمت داستان و شخصیت شروع کنم و اون چیزی نیست جز قدر ثور به عنوان خدای رعد که به طور کلی در این فیلم ساختار رعد ثور رو باز تعریف و به کمیک ها نزدیک کردن به خصوص در بخش فنی و زیبایی اجرای اون و این در فیلمی که بودجه بالایی داره کاملا منطقی به نظر میرسه ، با این کارشون باید بگم که اون رو به معنای واقعی کلمه در این فیلم خدای رعد نشون دادند.

همون طور که شاید توی دیگر فیلم های هم رده و سریال های موجود در شبکه های مختلف دیده باشید انواع و اقسام رعد در حال حاضر داره برای شخصیت های مختلفی مانند: واندروومن، فلش و .. استفاده شده و باید بگم تا به اینجای کار این فیلم در اجرای رعد های زیبا کارش رو خوب انجام داده ، در فیلم رعدهای زیادی وجود داره و تماشا کردن عمق و زیبایی اون خیلی سرگرم کننده و رضایتبخش بود.

 اما این خودش باعث میشه یه سوال بزرگتر برای ما به وجود بیاد ؟؟ و اون سوال اینه حالا که میشه به ثور قدرت رعد رو داد آیا باید این قدرت رو واقعا بهش بدیم ؟؟  خوب به نظر من بیاید با این سوال شروع کنیم.

خوب در فیلم می بینیم که در ابتدا میولنر رو از ثور میگیرن که توسط هلا از بین میره و در ادامه  توی سکانسی جلوتر ما شخصیت کورک رو داریم که وقتی ثور در مورد چکشش باهاش صحبت میکنه رابطه ثور و چکش رو یه جورایی عاشقانه میدونه و به ثور میگه انگار با از دست دادن میولنر یک معشوق رو از دست دادی ، اینجاس که ثور میگه ممنون ازت چون واقعا یه همچین حسی رو داره J با وجود اینکه در آخر فیلم هم میبینیم یکی از اولویت های ثور پیدا کردن یه خونه جدید برای آزگاردی هاست باید توی لیست کارهایی که انجام بشه به نظر من در جایگاه اولویت دوم پیدا کردن راهی برای تعمیر میولنر قرار می گرفت.

یه کم برام عجیب بود که یه جورایی چنین حسی منتقل بشه حالا که قدرت رعد رو دارم پس دیگه مشکلی نیست. و جلوتر توی قسمتی از فیلم نیز ثور رویایی از اودین میبینه که بهش میگه میولنر برات مثل یه حفاظ ایمنی بوده تا قدرتت رو محدود کنه چون تو خیلی قدرتمندی و حالا که میولنر نیست اینجاس که رعد واقعی خودش رو نشون میده ولی به نظر من این پایه دیگر فیلما رو نقض میکنه که توی اونا اودین به صلاحیت در دست داشتن میولنر اشاره میکرد و در مورد صلاحیت و شایستگی کسی که میولنر رو داشته باشه سخن میگفت و حالا ناگهان همه اونا رفت هوا :!!

جدای از این ها میریم سراغ کمیک های ((پسر اودین)) که تو این کمیک ها ثور اسم ثور رو نداره و بهش میگن پسر اودین چون میولنر رو از دست داده و توی این کمیکا به یه بحران شخصیتی برخورد کرده قاعدتا وقتی میولنر رو نداره دیگه اون حس شایستگی هم وجود نداره و اونجا به دنبال اینه اون شایستگی رو به دست بیاره که باعث بحران در خودشناسی فرد میشه و این خودش یه عنصر حیاتی برای کمیک های ثور به حساب میاد. به نظر من از دست دادن این بخش از کاراکتر ثور یه کم عجیب بود نه فقط به خاطر اصل موجود در کمیک ها بلکه بیشتر به این خاطر که در ابتدای فیلم بهترین استفاده از میولنر رو تا به اینجا در فیلم های ثور دیدیم. دیدن ثور در این فیلم و پروازش با میولنر درست مث اینه که ثور از توی کمیک ها اومده باشه بیرون و زنده شده باشه که تقریبا توی بعضی از صحنه ها باعث شد اشکم از خوشحالی در بیاد. (اغراق نمی کنم)

نکته ای دیگه اینه که توی سکانس هایی که ثور از قدرت رعد خودش استفاده می کرد به راحتی میشد اون رو توی رعدی که ایجاد میشد دید که نشان از دقت و ارتقای فنی این زمینه است و یه حس متفاوتی رو نسبت به فیلمای قبل تداعی میکنه که من به شخصه خیلی ازش راضی و خوشحالم. و باعث میشه که آدم به این فکر بیفته که شاید در فیلمای بعدی این قسمت حتی بیشتر توسعه داده بشه و رعدهای حتی زیباتری رو توی فیلم جنگ بینهایت ببینیم.

2: چشم بند ثور

 خوب اما چیزی که ازش خیلی راضی نبودم از دست دادن یه چشم ثور هست که البته باید بگم ارزششو به خاطر جُکی که هلا به ثور پروند رو داشت (در ابتدای فیلم بهش گفت اصن شباهتی به پدرشون نداره اما بعد از یه چشم شدن ثور بهش گفت که حالا واقعا شبیه پدر شدی) اما نه بیشتر از اون چون به نظرم جابه جا کردن و نشودن ثور به جای پدرش به نظرم جالب نبود. در کل بگم من طرفدار این تغییر نیستم و به نظرم تغییرات کافی ای توی کاراکتر اتفاق افتاده (مثل موی کوتاه، قدرت رعد جدید، خصوصیات شوخ طبعی بیشتر) توی این فیلم که این یکی رو یه کم زیاده روی میدونم.

نکته ای هم که وجود داره در مورد خود بازیگر شخصیت ثور هست که چشماش به قول مثل معروف که میگه چشم نمایانگر روح فرده چشم کریس همسورث واقعا بخشی از این کاراکتره و شخصیت خاصی بهش به عنوان خدای رعد میده که به نظرم خلاص شدن از دست این دو چشم جذاب و نصف کردن جذابیت اون یه کم حرکت هوشمندانه ای نیست.

حتی با دیدن این سکانس به خودم گفتم که شاید بهتر بود مثل کمیک ها یه دستش رو از دست میداد ولی خوب در اون حالت به نظرم بازم خیلی شبیه باکی رفیق فاب کاپیتان آمریکا میشد و فک کنم اینم گزینه خوبی نیست.

3: خواهر هلا

تغییر بعدی بزرگی که اینجا و در فیلم رخ داد تغییر دادن شخصیت هلا به عنوان خواهر ثور و لوکی هست. که البته باید اعتراف کنم که اون ارتباط گم شده بین لوکی و ثور رو یک خواهر میتونه پر کنه البته اگر از ابتدا وجود داشت. همچنین در فیلم هلا به عنوان دست راست اودین در قلمرو گشایی های قبلیش برای جمع کردن 9 قلمرو معرفی میشه.

سکانسی رو که بیشتر از همه دوست داشتم سکانسی هست که هلا وارد سالن تاج و تخت میشه و شروع به آشکار کردن گذشته ای از آزگارد میکنه که انگار از یادها پاک شده و همه اونو فراموش کردن و دیالوگی که میگه اینه : "اوه اودین افتخار میکنه به اون چیزی که داشته نه به روشی که به دستش آورده" که به نظرم واقعا یه دیالوگ ماندگاره و فک می کنم که قسمتیش به خاطر اینه که نه تنها دیالوگ خوبیه بلکه خوب هم توست کیت بلانشت ادا میشه.

باید به این نکته هم اشاره کرد که لوکی و ثور در کمیک ها واقعا یه خواهر دارند که البته آنجلا نام داره نه هلا، که منو یاد دیالوگی جلوتر توی فیلم میندازه که ثور به بنر میگه تو باید بهم کمک کنی تا با خواهرم بجنگم و بنر در جواب میگه من نمیخوام توی دعوای خانوادگی شما دخالت کنم که دیالوگ خیلی باحالیه

جدای از اینا ما رو با اخلاق مداری اودین بیشتر درگیر میکنه و ابعاد شخصیت تاریک اودین رو برای ما بیشتر روشن خواهد کرد که نشون میده اودین همیشه یک شخصیت خوب و عالی ای نبوده چون وقتی به فرزندان اودین هم نگاه میکنیم خصوصیت اخلاق مداری ضعیف لوکی و اخلاق مداری بالای ثور که بازم باز میگرده به این ضعف شخصیتی اودین به خوبی به نمایش گذاشته شده.

در کل با جابه جا کردن هلا و قرار دادن اون به عنوان دست راست اودین باعث شدن که نقشش به عنوان خدای مرگ که یه شخصیت واقعا قدرتمند در کمیک هاست اون پتانسیل لازم رو نداشته باشه که من واقعا انتظارش رو نداشتم و جایگاه خدای مرگ رو برای من توی ذهنم تضعیف کرد.

سکانسی که از هلا مورد توجه ام قرار گرفت سکانسی بود که توی خزانه اودین وارد میشه و دستکش بینهایت رو به زمین میزنه و میگه این تقلبیه که خودش زمینه رو برای فیلم بعدی جنگ بینهایت باز میکنه و یه نوع تعنه به اتفاقات آینده هست چون ثانوس قرار در آینده ای نزدیک همین اصلش رو دو دستی به عنوان هدیه تقدیمش بکنه. نکته دیگه اینه که این همیشه زنا هستن که فرق بین طلای اصل و تقلبی رو درک میکنن که اینم خودش جالبه !! درسته ! و باعث میشه به بخشی هم از شخصیت بیمار اودین برسیم که برای اینکه یه کم خزانه اش رو مهم تر جلوه بده حاضره یه نسخه تقلبی از دستکش بینهایت رو توی اون بزاره و باهاش پُز بده.

4: هالک و والکری

 اون قسمتی رو که هالک ، والکری رو دختر عصبانی صدا کرد رو خیلی دوست داشتم چون توی یه سکانسی هالک برنامه دیدار ثور و والکری رو میچینه و همین عصبانیت والکری اونجا بهمون یادآوری میکنه که واقعا در و تخته خوب با هم جور شدن چون هر دوی این شخصیت ها عصبانی هستند و به همین دلیله که این همه میونه شون خوبه نه! همین باعث ایجاد یک ارتباط عالی مابین این دو تا شخصیت میشه که میتونه به عنوان شخصیت کاییرا در کمیک های سیاره هالک در نظر گرفته بشه که اتفاقا هالک باهاش ازدواج کرد و ازش هم بچه دار شد.

 

در کل باید بگم در این بین توی فیلم هم اون رمانس مابین دو تا شخصیت وجود داره و هر جایی که امکان رشد کردن این رمانس وجود داره عمدا میزنن و پاره ش میکنن تا برجسته تر نشه.

نکته ای که دوست داشم بیشتر از این دو شخصیت ببینم تمریناتی هست که با هم انجام میدن که خیلی کوتاه کمی ازش رو دیدیم اما امیدوار بودم که بیشتر باشه چون فک میکنم میتونه سرگرم کننده و فان باشه و همچنین این رابطه تمرینی میتونه باعث بشه که هالک جدای از گفتن هالک نابود میکنه یه کم بیشتر خلاقیت توی مبارزاتش نشون بده در کل چیزی که میخوام بگم اینه که همین خصوصیت های نصفه و نیمه دو شخصیت هالک و والکریه که میتونه باعث تکمیل شدن اونا بشه و در نهایت ازدواج دو روح نصفه میتونه تکمیل کننده یه اسنان کامل باشه (ایده خوبیه نه)

موردی که جلوتر منو کمی متعجب کرد اون بود که عکس العمل والکری هنگام تبدیل شدن بنر به هالک رو ندیدیم که میتونست مهم ترین قسمت داستان رو به نظر من تشکیل بده و از این قمست واقعا نا امید شدم هر چند باید بگم ارزش اون لحظه فانی رو که بنر با سر مث یه پشه روی پل رنگین کمانی فرود اومد رو داشت که خیلی باحال و تک بود. به نظرم سازندگان به خاطر همین لحطه فان و حفظ کردن تاثیر گذاری اون صحنه ای که میتونست تعجب والکری رو در بر داشته باشه رو فدا کردن که درستی این تصمیم رو میزارم به عنده نظرات شما در قسمت نظرات.

از طرف دیگه ما توی دنیای سینمایی مارول شخصیت ناتاشا رومانوف رو داریم که تنها کسیه که میتونه بنر رو از زندان هالک آزاد کنه و اینجا اگر پیش بینی ها درست از آبد دربیاد و در آینده والکری معشوقه هالک بشه این والکری خواهد بود که میتونه شخصیت هالک رو داشته باشه و این تناقض و نگرانی های بنر در مورد موندن در حالت هالک میتونه قسمت بزرگی از داستان آینده هالک رو دربر بگیره.

این رو هم باید در نظر گرفت که رابطه های عاشقانه مابین شخصیت های زن و مرد در دنیای مارول تا به اینجای کار خوب از آب در نیوومده که نمیدونم چرا ولی هر دو شخصیتی که در این دنیا هستند و به مرحله از بلوغ رابطه میرسن دیگه بیشتر از اون عمدا یا سهوا نمیزارن جلو بره و طنابش رو قط میکنن مث اینه که یکی بگه تا هیمنجا کافیه بیاید بیشتر از این جلو نریم. (چرا واقعا اون از رابطه آیرون من، بنر و ناتاشا، ثور و جین و اینم از هالک و والکری) که به نظر من میتونه از سر کم تجربگی هم باشه که البته این از کارگردانی مث تایکا وایتیتی بعیده هر چند که اون نویسنده فیلمنامه نبوده اما ازش انتظار میرفت که وقتی به این مرحله از فیلمبرداری رسید پیش خودش میگفت به نظرم این قسمت زیاد خوب از آب در نمیاد و باید این رو تغییر بدیم.

5: حضور افتخاری و بازیگران

در یکی از صحنه های اولیه فیلم ما می بینیم که در آزگارد مردم و اودین در حال تماشای یک نمایش از داستان فیلم قبلی ثور و رشادت های لوکی !! و شهید شدنش در راه آزگارد هستند البته همه ما میدونیم که داستان جور دیگه ای بود. توی این نمایش مت دیمون در نقش لوکی، لوک همسورث (برادر کریس همسورث برای اونایی که نمیدونن) در نقش ثور و سم نیل در نقش اودین بازی میکنند که به نظرم یکی از بهترین حضورهای افتخاری در فیلم های مارول و کلا دنیای سینما هست.

در کل باید بگم که این سکانس کاملا یه سکانس تایکا وایتیتی اصل و اورجینال بود و باعش شد چند دقیقه فقط به این صحنه بخندم خیلی یکدست و زیبا اجرا و خیلی هم غافلگیر کننده بود. در عجبم چطور تونستن تا زمان اکران فیلم این رو یه راز نگه دارند !!!!

تایکا وایتیتی در اینجا از رابطه خوب خودش با سم نیل استفاده کرده و اون رو برای نقش نمایشی اودین به فیلم دعوت کرده و از اون طرف هم کریس همسورث از رابطه خودش با مت دیمون و برادرش برای به کارگیری اونا در نقش های افتخاری اجرا شده بهره می برده که به ما یادآوری میکنه تمام عوامل فیلم این فیلم رو متعلق به خودشون میدونن و از جون و دل براش مایه گذاشتن که این به خصوص در مورد کریس مشهوده چون توی این فیلم یه مسیر جدید برای فیلم های آینده ی ثور تعیین کرده و بهش پایبنده که نشون میده اون به آینده روشن این شخصیت امیدواره و حس تعهد خاصی بهش داره و ما هم امیدواریم همین جوری ادامه دار باشه.

6: دکتر استرنج

این شخصیت یه حضوری بسیار کوچیکی توی فیلم داره و میشه گفت نسخه توسعه داده شده صحنه ای هستش که در صحنه پس از تیتراژ دکتر استرنج دیدیم. در واقع اینجا همون قسمت رو دوباره اومدن بازسازی کردن و به همون شکل به اجرا در آوردن که کمی توی ذوقم خورد میپرسی چرا؟ چون به نظرم صحنه های تیتراژ پایانی فیلم ها باید شخصیت های جداگانه و مستقلی برای خودشون داشته باشند نه اینکه ایده شون رو ورداشت و همون رو به اجرا درآورد.

به نظر من صحنه های پایانی تیتراژ در این بخش از دنیای سینمایی مارول نقش بزرگی رو دارند بازی می کنند که مستقل موندن اونا میتونه به تقویت این دنیا کمک کنه و این حرکت اجرا شده در این فیلم اون استقلال صحنه ها رو زیر سوال میبره.

جدای از این ها زیاد این قسمت برام ناراحت کننده نبود چون من از هر موقعیتی که بتونم دنیای دکتر استرنج رو با اون شنل معلقش و ایستادنش جلوی اون پنجره معروف توی معبد نیویورک ببینم استقبال کرده و ازش لذت میبرم این هیچوقت از مد نمیفته و هر بار که میبینیش خاطراته که به ذهن آدم جاری میشه (عالیه عالی)

از تقابلی که مابین این دو شخصیت و به چالش کشیدن دکتر استرنج توسط لوکی خیلی خوشم اومد چون خوب یه جورایی سوال پیش میاد که دو تا شخصیت تقریبا تردستی ها و جادو هایی مثل ظاهر کردن شمشیر از ناکجا آباد انجام میدن و مث این میمونه که لوکی و دکتر بهم بگن تو هم میتونی این کار رو انجام بدی! واو منم میتونم (Yeah B**ch). اما با این به چالش کشیدن دکتر توسط لوکی به گونه ای سعی شد نشون داده بشه که تفاوت های زیادی بین این دو وجود داره و دکتر یه لوکی دیگه نیست.

7: تونی استارک

شاید با دیدن سر تیتر بالا از خودتون بپرسید تونی استارک !!! مگه اونم تو فیلم هست !

نه تونی استارک توی فیلم نیست اما رابرت داونی جونیور با این شخصیت کاری انجام داده که حتی وقتی این شخصیت اونجا نیست بازم اونجاست (Mark My Word) . توی فیلم کوئین جت مربوط به اونجرز رو میبینیم که توی یه قسمتی پارک شده و ثور و هالک خودشون رو بهش میرسونن تا ازش استفاده کنن و اونجاست که میبینیم اثر انگشت تونی استارک در همه جای اونجرز وجود داره و بنیاد اون رو تشکیل میده.

چیزی که باعث میشه آدم به فکر فرو بره اینه که تونی درسته شاید به نظر بیاد زیاد شخصی نیست که به آدما اهمیت بده اما واقعا اینجوری نیست و اون واقعا به آدما و دوستانی که در اطرافش هستن اهمیت میده و هر کاری رو برای راحتی و دادن امکانات بهشون  انجام میده فقط مساله اینه که اون کمی از نظر روابط اجتماعی و بروز احساسات مشکل داره اما از درون بسیار هم ادم حساسیه. (همون طور که همیشه خودش میگه من فقط پول همه چی رو میدم و کاری میکنم که همه باحال به نظر بیان اما همه میدونیم که اون بیشتر از ایناست)

8: پرده سبز

شاید به نظر بیاد که کسی به پرده سبز آنچنان اهمیت نمیده اما اینجا همه بهش اهمیت میدن چون همون طور که در تریلرها هم دیدیم یکی از بزرگترین خدعه های زمانه در تریلر آخری و تریلرهای قبلی اتفاق افتاد و اونا با استفاده از همین پرده سبز جای اتفاقاتی که رخ داده بودن رو عوض کردن یعنی محلی که هلا اولین بار ثور و لوکی رو میبینه به جای یه کوچه خالی به محلی در کوه های نروز جابه جا شد.

وقتی شما فیلم رو می بیند پیش خودتون میگید که بله صد البته شما میتونید این داستان رو هر جایی خواستید تعریف کنید چون واقعا مشخصه شما اون رو جلوی پرده سبز فیلمبرداری کردید و بعدا با یه جای دیگه جابه جاش کردید و باید بگم یکی از اجراهای ضعیف پرده سبز هم هست که کاملا مشخصه اینجاست که یکی نیست به کوین فایگی بگه شما تا به اینجای کار 12 میلیارد دلار در گیشه فروش داشتید و این فیلم هم بودجه خیلی زیادی داشته و مطمئنم که بردن یک گروه کوچک و چند تا فیلمبردار و کارگردانتون به نروژ برای ضبط این صحنه آنچنان خرجی براتون نداشت.

 البته در مورد صحنه اول که توی تریلرها دیدم ثور و هلا در یک کوچه در نیویورک مشاهده میشن که اتفاقا خیلی قوی کار شده بود و موجی که از شکستن ملینور به وجود میاد و اطراف رو دربر میگیره خیلی خوب و تر و تمیز کار شده که این شک رو به همراه داره که از ابتدا هم قصد نبوده توی نروژ فیلمبردای یا صحنه ای اتفاق بیفته در ضمن توی مراحل تولید فیلم هم دیدیم که اودین در روی زمین گیر میکنه و به عنوان یه بیخانمان توی زمین زندگی میکنه که همه اینا از فیلم اصلی کنار گذاشته شده و اودین رو روی چمن های سرسبز نروژ یعنی جایی که از ابتدا محل تولد داستان های مربوط به خدایان باستان هست می بینیم. (شاید تایکا فک کرده بهتره به سرزمین اوریجین اونا برگرده و صحنه کوچه های نیویورک و بیخانمان شدن اودین رو بیخیال شده)

9: اجزای گم شده داستان

بحثی که اینجا میخوایم در موردش صحبت کنیم اجزایی از داستان های کمیک هست که میتونست توی فیلم مورد استفاده قرار بگیره و در نتیجه حتی فیلم رو یک یا حتی چند پله از اینی که هست بالاتر ببره.

خوب اول از همه بیاید در مورد عناصر سیاره هالک صحبت کنیم کاری که توی این فیلم انجام گرفت این بود که تقریبا اشاره ای به این داشتن که بنر خونه ای در زمین نداره و به قول معروف بی خانمانه  تا حدودی این رو به نمایش گذاشتن و این هم نشون دادن که هالک داره پشت فرمون میشینه و همین باعث شده که بنر از این که برای همیشه هالک بمونه ترس داره.

بحث دیگه ای وجود داره در مورد وضعیت شخصیت کاییرا هست که نه تنها هالک یک شخص رو توی این فیلم میبینه که میتونه عشقش باشه بلکه کسیه که در واقع همسر هالک توی کمیک ها است و این رو هم باید اضافه کنم توی همین خط داستانی هستش که هالک هم برای خودش و هم برای کاراکترهای جدیدی که در سیاره هالک مثل او بهشون کم توجهی شده شروع به جمع کردن اعتبار کرد. به قولی این شخصیت ها ارزش خودشون رو همراه با هالک پیدا کردن و هالک در این زمینه بهشون کمک کرد که بازم جای تعجبه که هیچیک از اینها توی فیلم جایی ندارند، البته باز منطقی هست چون اگه این داستان توی دو فیلم نقل میشد به راحتی میتونستن همه اینها رو توی اون جا بدن.

اما حالا بیایم در مورد خود داستان THOR:Ragnarok و خدای مرگ صحبت کنیم: کاری که اینجا انجام دادن این بود که اومدن و اهمیت کسی رو که صاحب تاج و تخته رو، مسئولیت های یک رهبر، اشتباهات اودین و حرف درست ثور رو مورد کند و کاو قرار دادن که نشون دهنده اینه که ثور و اودین دو رهبر کاملا متفاوت هستند اما کاری که انجام نشد اینه که توی این فیلم اصلا در مورد قلمرو مرگ که قلمرو خدای مرگ هست هیچ اطلاعاتی حتی به اندازه یک نوک سوزن نداند که باید بگم یه اشتباه بزرگیه (مگه میشه در مورد خدای مرگ صحبت کنی و هیچی از قلمروش برای بیننده به تصویر کشیده نشه). بازم تاکید میکنم که اگه این کار توی دو تا فیلم صورت میگرفت همه این کاستی ها احتمالا از بین میرفت.

 در کل باید گفت اومدن و دو فیلم ثور رو توی یکی جا دادن و این از عادت های دنیای ماروله که تریلوژی رو که تموم کرد فک میکنه کارش تمومه و میره سراغ کاراکتر بعدی که نیاز به فیلم مستقل داره اما به نظر من ثور نیاز به فیلم های بیشتری داره همون طور که شایعه ش در مورد فیلم آیرون من 4 هم وجود داشت.

10: تایکا وایتیتی

تایکا وایتیتی یه کارگردان تجربی هستش که هنوز هم داره روش ها و متدهای جدید رو محک میزنه و بایدم بگم خیلی خیلی با استعداده و هنوز جای کار داره و این استعداد خامش باید پرورش داده بشه و سبک خاصی برای خودش پیدا کنه، به نظرم در آینده بیشتر در موردش میشنویم. قبل از پرداختن به نقاط ضعفش بیاید در مورد کارهایی که خوب انجامش میده صحبت کنیم.

این کارگردان کارش توی توسعه یک دنیا برای فیلمش عالیه و از همه مهم تر تعاملات مابین کاراکترها رو عالی در میاره اما یکی از مشکلاتی که داره اینه که توی پرده سوم فیلماش مشکلاتی دیده میشه که بازم میگم با کار کردن روی این موضوع میدونم میتونه اون رو هم رفع کنه این رو هم بگم توی این فیلم خودش نویسنده فیلمنامه نبوده (البته خودش نویسنده گی برخی از فیلماش رو کرده و میشه گفت که خودشم نویسنده قهاریه) و یک سری از مشکلات به خاطر فیلمنامه هست اما بازم به عنوان یک کارگردان میتونست به استودیوی سازنده با دیدن فیلمنامه درخواست بازنویسی قسمت هایی که مشکل دارند رو بده.

مورد بعدی که این کارگردان میتونه در آینده بیشتر روش کار کنه در قسمت تعریف داستان های حماسی، جذاب و ارتباط گیرنده با احساسات بینندگان هست. همون طور که قبلا هم گفتم بهترین قسمت هایی که خوب از آب در اومده بود ارتباط و تعامل مابین دو کاراکتر بروس و ثور هستش که بازم در این زمینه میتونه در اینده بهتر کار کنه.

نقطه ضعف بعدی تایکا اینه که توی قسمت اکشن استعداد خوبی نداشته و زیاد در موردش نمیدونه، هر چند این کارگردان اهمیت اکشن داستان رو میدونه اما توی این فیلم موقعیت های زیادی برای اجرای اکشن های خوب و یکدست داشت که همه از دست رفتن به عنوان مثال مبارزه آرنا بین ثور و هالک واقعا سبک آرنا رو نابود کرد، یا تمرینات مابین والکری و هالک چرا نشون داده نشدن، مبارزه هلا با نگهبانان آزگارد(فقط مقایسه ش کنید با مبارزه یک نفره کلیسای فیلم کینگزمن واو-مگه هر چند وقت یه بار آدم میتونه بازی اکشن کیت بلانشت رو ببینیم) که باید بگم خیلی آبکی بود.

 

11: صحنه پس از تیتراژ

همون طور که بالاتر هم گفتم صحنه های پس از تیتراژ در فیلم های مارول نقش مهمی دارند که باعث ارتباط و گاهی تشنه کردن تماشاگران برای فیلم های بعدی میکنن که به نظرم در این فیلم یکی از ضعیف ترین ها رو دیدیم. به هر حال به نظر من اهیمت این موضوع رو برادران روسو بهتر درک کرده بودن و بهترین صحنه پس از تیتراژ رو اونا تا به اینجای کار برای ما به نمایش گذاشتن.

در صحنه بعد از تیتراژ ما یک سفینه رو می بینم که آزگاردی ها رو برای زندگی به جایی دیگه داره منتقل میکنه و بعدش یه سفینه بزرگ جلوشون ظاهر میشه و کاملا هم معلومه این سفینه بیگانه همون سفینه تانوس هستش و بعد آماده کردن صحنه برای مواجه شدن ثور با نگهبانان کهکشان!! در کل دوست داشتم که توی این صحنه تعامل با اونا رو ببینم.

در صحنه آخری هم ما گرند مستر رو داریم که از سفینه سقوط کرده اش بیرون میاد و به کسانی که انقلاب کردن میگه ازش تشکر کنن چون توی این انفلاب باید کسی می بود که بر علیه ش قیام کنند و اون این کار سخت رهبری که علیه ش قیام میشه رو خوب انجام داده (چه اعتماد به نفسی که صحنه اش هم خیلی خنده داره خداییش) و باید بگم با وجود این که خنده دار بود اما از دست دادن فرصت برای قرار دادن صحنه های بسیار مهم تر توی فیلم هستش.

سوالی که پیش میاد اینه که چرا ما یه صحنه از فیلم پلنگ سیاه و یا شاید یک قسمت خیلی کوتاه از جنگ بینهایت رو نبینیم که هم عطش تماشاگرا زیاد بشه و هم ارزش وقت و صحنه آخر فیلم رو داشته باشه!!! (waste of resource)

12: ثور

بالاخره یک ثور درست و حسابی و پرفکت که خیلی وقته منتظرش بودیم. به این بحث مارو میرسونه که توی گروه اونجرز کدوم شخصیته که خصوصیت های یه سلبریتی رو داره و باید بگم ثور این خصوصیت رو داره با اون اعتماد به نفس خارق العاده ش که توی این فیلم نشون میده و نکته ای که در مورد شخصیتش به طور خاص در این فیلم وجود داره سرعت بالای فیلم در داستانگویی و تغییر مکان ها و شخصیت ها س که به همین دلیله ثور خیلی زود با محیط و شخصیت ها خودش رو تطبیق میده و سریع با اونها سر صحبت رو باز میکنه که این کار فوق العاده کریس رو توی این فیلم نشون میده.

شاید این بی پروا بودن بازی و افزودن خلاقیت های بیشتر به شخصیتش دلیلش این باشه که کریس میدونه دیگه وقت زیادی با این کاراکتر نداره و ممکنه یکی دو فیلم دیگه کارش باهاش تموم باشه و به همین دلیله که اون بار سنگین شخصیت و انتظارات رو روی دوشش نمیکشه و آزادنه تر هر آنچه که داره رو، رو میکنه و منتظر بازخورد افراد بهش میمونه و اینم مهمه که شاید فک میکنه حتی اگر هم اشتباه از آب دربیاد زیاد مهم نیست چون کارش با این شخصیت تمومه.

البته باید بگم این ریسک اینجا به بهترین شکل ممکن جواب داده و بازی روان و پرفکتی از این بازیگر میبینم که واقعا بعضی جاها آدم فقط ثور رو میبینه نه کریس و به خودت شک میکنی شاید کریس توی زندگی واقعیشم ثور باشه نه کریس.

یکی از نکات مثبت شخصیتش توی این فیلم اینه که اون جذابیت های یک شاهزاده ای رو داره و همزمان با اون مسئولیت هایی رو که داره قبول کرده و براش تلاش میکنه و این خودش به تصویر کشیدنش عالی صورت گرفته.

یکی از سکانس های مورد علاقه من که به طرز نابودگری خنده داره، مکالمه و بگو و مگو مابین ثور و ثورتور هست این سکانس اولش لایته و بعدش خیلی سریع شکلش به خشن عوض میشه الکی نیست که اکثر منتقدها معتقدا این فیلم همه ژانرها رو داره.

13: ثورتور

برای این قسمت میخوام درمورد ثورتور صحبت کنم که سکانس شروع کننده فیلم رو به خودش اختصاص داده و به محض اینکه شروع شد و دیدمش فهمیدم که این یه فیلم خوبی میشه(گاهی همین شروع هاست که میتونه نظر هرکسی رو نسبت به یه فیلم تغییر بده و گاهی شروع خوبه و متاسفانه در پایین فیلم دچار مشکل میشه) باید بگم که ثورتور و قلمروش دقیقا اونجوری که باید باشه ار کمیک ها الهام گرفته شد و تونسته خیلی خوب اجرا بشه اون خصوصیت فاتنزی بودنی رو که دنبالش بودم رو داشت و واقعا ازش راضی بودم.

اون مکالمه که گفتم توی قسمت قبلی مابین ثورتور و ثور خیلی جالب بود و این که ثور خودش میدونه زیاد توی قفس ثورتور نمیمونه همون طور که گفتم خیلی سریع با این شخصیت گرم میگیره و ارتباط برقرار میکنه (انگار یکی از خصوصیت های جدید ثور شده).

به نظرم اون قسمتی که ثور به تاج ثورتور تیکه میندازه و میگه: "من فک میکردم که اون ابروهاته " خیلی جالب بود و باید گفت که همه جک ها و صحنه های طنز اینجا خوب از آب در اومده و هیچ کدوم جوری نیست که آدم انتظارش رو داشته و همین غافلگیریه که خوبشون میکنه هم به کاراکتر و هم به موقعیت میشینه.

نکته آخر هم این که خیلی طراحی و اجرای شخصیت ثورتور رو از نظر اجرای فنی جلوه های ویژه دوست داشتم. این رو هم باید در نظر داشت که این فیلم شخصیت های منفی (villains) خوبی داره مارول زیاد توی شخصیت منفی تا به اینجا خوب نبوده اما اینجا ما ثورتور، هلا و گرندمستر رو داریم که به نظرم عالی بودن جدای از کمی و کاستی های اندک هلا.

14: لوکی

حالا که صحبت از شخصیت های منفی خوب شد من لوکی رو در این لیست نمیزارم که شاید برای شما یه کم شوکه کننده باشه و دلیلش اینه تام هیدلستون هر آنچه رو که میتونسته برای این نقش انجام داده و دیگه چیزی برای ارائه کردن نداره. فک میکنم جدای از اینا تام هیدلستون اگر میخواست از این شخصیت برای سکوی پرتابش استفاده کنه باید بگم به عنوان سکو پرتاب استفاده کرده اما هنوز اون سکوی پرتابی که میخواسته براش نشده همین یه کم آدمو به یاد شخصیت جک اسپارو با بازی جانی دپ میندازه که اولش خوب بود اما بعدا بازیگرش دیگه نمیدونه چی میتونه به شخصیت اضافه کنه و هیمن اتفاق هم اینجا افتاده.

به نظر من بهترین و باحالترین لحظه شخصیت توی فیلم همون صحنه پرتاب کردن چاقوها توی هوا روی پل باشه که توسط مارول توی جای دیگه ای توسط پرده سبز قرار گرفت.(که البته باید بگم مارول توی این فیلم مارو حسابی ناراحت کرده با این جابه جایی ها – شایدم مارول پیش خودش گفته ما میخوایم کمی سر به سرتون بزاریم چون ما کاراکترهامون رو نسبت به اون چیزی که توی تریلر هستن جای دیگه ای قرار می دیم ها ها ها )

یکی از بهترین سکانس های لوکی اون سکانسی هست که لوکی روی ابرها وایساده البته نه خود ابرها بلکه گوشه سفینه که اون طور به نظر میاد روی ابرهاست و کلاه شاخدارش روی سرشه که دقیقا مث اینه که از کمیک ها الهام مستقیم گرفتن و یه حس فانتزی به آدم دست میده و به نظرم باحالترین سکانس لوکی هست.

غیر از این ها فک میکنم لوکی یه کم لوس توی این فیلم به تصویر کشیده شده لوکی باید کسی باشه همین که روتو بر میگردونی از پشت بهت خنجر بزنه این اون لوکی ای هست که همه انتظارش رو دارند. باید این شخصیت پر از نیرنگ و دورویی باشه نه اون چیزی که توی این فیلم دیدم و واقعا زیاد ازش خوشم نیومد.

15: خواهر بزرگ جمع - هلا

کیت بلانشت بهترین ظاهر یک ویلن زن رو داره که خیلی خوب به تصویر کشیده شده و شاید این بهترین قیافه ای باشه که تا به حال ازش به تصویر کشیده شده است. از قدرتی که در فیلم داره و استفاده بدون عذرش از قدرتش خوشم اومد و سکانسی رو که در اون یک شعله ایجاد و اون رو به شعله ای سبز رنگ تبدیل و بعدش باهاش کف اتاق خزانه رو ویران و نیروهاش رو بیدار میکنه خیلی خوشم اومد چون فک میکنم اولین بار باشه که یه همچین نمایشی پرقدرت از یه ویلن زن قدرتمند دیده باشم.

این کار از اون کارایی هست که معمولا از یک کاراکتر زن نمیبینم به خصوص از یک کاراکتر شرور زن، این شرور یک شرور واقعیه نه مثل مالیفیسنت کسی که اشتباها ویلن خونده شده نه این کاراکتر یک شرور واقعی با ذهنی فعال از شرارت هست و انتظاری که داشتم این بود بیشتر این شخصیت رو توی فیلم ببینم، کمی نا امید کننده بود که زمان بیشتری نداشت از این نظر اما منتظر میمنونم تا این شخصیت رو بیشتر ببینم.

16: اسکورج

حالا که صحبت از نا امید کننده شد بریم سراغ کاراکتر بعدی من به شخصه بازی کارل اوربن رو دوست دارم و نسخه قاضی درد اون منو به یکی از طرفداراش تبدیل کرد و یه کم برام ناراحت کننده س که در طول دوران حرفه ایش زیاد نتونست به جایگاه درخوری در هالیوود برسه.

چیزی که منو غافلگیر کرد توانایی این بازیگر در بازی کردن در رنج های مختلف هست و اینجا من کارل اوربنی رو دیدم که خیلی کمدیک و سرزنده بازی میکرد و به نظر خیلی فان بود. صحنه ای که در ابتدای فیلم اسلحه هاش رو به چند تا دختر معرفی میکرد رو خیلی دوست داشتم.

اما در نهایت باید بگم که زمانی که به خود شخصیت اسکورج داده شده یه اتلاف واقعی بود در حالی که میتونستن برای دست راست هلا یک ویلن واقعی و خشن تر معرفی کنن چرا از همون اول کسی رو به هلا ندادن که بتونه واقعا باهاش همخونی داشته باشه نه شخصیتی که از همون اول هم دلش با هلا و اهداف اون نبود به نظرم میشد از این زمان بهره بهتری برد.

17: والکری

به نظرم تسا تامپسون کار عالی ای انجام داد و بازی کردنش به عنوان یک مست در اولین سکانسش توی فیلم عالی بود. این کاراکتر با کاراکترهایی که معمولا هالیوود به عنوان یه کاراکتر مونث معرفی میکنه متفاوت بود و این بیشتر من رو به خودش جذب کرد.

اول فیلم این شخصیت برام امیدوار کننده بود اما در ادامه زیاد بهش جای بازی و مانور ندادن چون ما دیدیم که میشد روی رابطه هالک و اون بیشتر کار بشه و یا چرا ما که یکی از بزرگترین مخلوقات جنگنده ای که آزگارد داره رو زیاد مبارزه اش رو ندیدم با این همه تعریف و تمجیدی که از والکری ها و نوع مبارزه شون میشه ما چیزی آنچنانی ندیدم که مارو هیجان زده کنه و اینجاست که من بازم میپرسم چرا؟

در بیشتر مبارزاتی هم که انجام میشد از این شخصیت بیشتر به عنوان یکه جفت دست اضافه بهره گرفته شد و نمیشد صحنه ای رو پیدا کرد که بگی اوه خدا رو شکر که والکری اینجا بود وگرنه هممون به فنا رفته بودیم و این از اون صحنه هایی هست که برای یکی از بزرگترین مبارزان آزگارد توی ذهنم داشتم.

در نهایت باید بگم که من از کاراکترش خوشم اومد و دوست داشتم زمان بیشتری بهش اختصاص داده میشد.

18: هالک / بنر

بیشتر صحنه های مربوط به هالک و بنر توی تریلرهایی که ارائه شدند به نمایش گذاشته شده و میتونم بگم چیزی زیادی برای تماشا در هنگام دیدن فیلم وجود نداره.

این رو هم باید بگم باز تعریف این کاراکتر توسط جاس ویدن یک حرکت هوشمندانه ای بود این که بگی این کاراکتر همیشه عصبیه حتی وقتی که بروس بنره فک میکنم کار جالبی بود و همچنین رابطه ش با بلک ویدو هم نقطه قوت کارهایی هست که ویدن انجام داده و اثراتش رو هنوزم داریم میبینم.

جدای از اینها باید گفت که با این کاراکتر کار خاصی توی فیلم صورت نگرفته و بیشتر ازش استفاده ابزاری شده شما یک کاراکتر عالی و یک منبع عالی (سیاره هالک) رو برای اقتباس دارید اما فقط ازش به عنوان ابزاری برای تعریف یک داستان دیگه استفاده می کنید و این برای من خسته کننده و باید اعتراف کنم نا امید کننده است.

19: گرند مستر

گررررننننددددد مستتتتر یا همون جف گلدبلوم خودمون واقعا عالی بود و توی یه کلمه باید گفت جادویی بود. این نمونه ای از یک انتخاب بازیگر عالی و دیالوگ های عالی تر برای یک شخصیته و واقعا توی فیلم درخشید. دیالوگ های خنده دار بعد از دیالوگ های خنده دار و اجرای های خنده دارتر.

از ایده این که موقع سخنرانی برای مردم و یا آرنا صدا و تصویر توی کل سیاره پخش میشد رو دوست داشتم. و اجرای فنی از نظر جلوه های ویژه این پروجکشن رو هم دوست داشتم و به نظر کاراکترش بهتر از کالکتور (برادرش) از آب در اومد.

20: کورک و میک

و سرانجام میرسیم به دو شخصیت فرعی فیلم کورک و میک و باید یگم خیلی راکت و گروت بودن برای من و همون شیمی مابین اونا رو برام تداعی میکردن و البته باید گفت خیلی ضعیف تر از اونا اجرا شدن.

همون طور که از طرف مارول هم اعلام شده احتمالا این دو شخصیت در آینده هم حضور خواهند داشت و برام قابل درک نیست چرا یه گروت و راکت دیگه ای باید به گروه کاراکترهای دنیای مارول اضافه میشد. هر چند که من دلم برای گروت و راکت تنگ میشه اما چنین حسی نسبت به میک و کورک ندارم.

شاید تایکا دوست داشت که توی فیلمی که خودش کارگردانی میکنه یه نقشی رو هم بازی کنه و به همین دلیل کورک و میک رو به فیلم اضافه کرده در این حالتم هست که میتونست زیاد تابلوش نکنه که خودشم بازیگر این فیلم بوده و زیادی خز نمیشد برای همین از موشن کپچر استفاده کرد تا هم توی فیلم باشه و هم زیاد مشخص و خز نباشه.

 در نهایت باید گفت هیچ نیازی به این کاراکترها نبود چون خود فیلم و دنیای مارول اونقد شلوغ هستش که نیازی به این کاراکترها در اونها احساس نشه و باید افزود که در کمیک های سیاره هالک این دو شخصیت از مهمترین شخصیت های کمیک هستند که به همون اندازه که هالک احساس نابودی و ترد شدگی میکنه اونا هم به همین شکلن و با هم احترام و افتخار کسب میکنن و از شخصیت های قدرتمند به حساب میان اما توی فیلم چنین حسی نسبت به این دو کاراکتر نخواهید داشت به من اعتماد کنید واقعا نخواهید داشت.

نتیجه گیری :

به عنوان نتیجه گیری باید بگم که این فیلم یکی از لایت ترین، خشن ترین و زیبا ترین کمدی هایی هست که اقتباسی صادقانه از کمیک ها و شخصیت های مارول رو داره، درسته که در بعضی جاها کمی و کاستی هایی وجود داره اما کدوم فیلمه که نداره و این فیلم هم از این قاعده مستثنا نیست.

این فیلم یک game changer در دنیای فیلمسازی براساس کمیک و خلاقیت در اقتباس خواهد بود و بیشترین تاثیر رو روی دنیای سینمایی مارول گذاشته و خواهد گذاشت. از تماشای اون لذت بردم و گذر زمان رو احساس نکردم که نشون از درست انجام گرفت بخش های حیاتیه یک فیلمه.

 

نمره من به این فیلم: 8 از 10

نظر شما در مورد این فیلم چیه  نظرهاتون رو با ما در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید ؟

 

 نویسنده: بهزاد صادقی

  Benjamin.s

All rights reserved © Spidey.ir 2016

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 Mr. Sinister 1396-08-17 21:04
عجب مقاله ای! :eek: کف کردم
چقدر هم طولانی بود
#2 Benjamin.s 1396-08-17 22:05
به نقل از Mr. Sinister:
عجب مقاله ای! :eek: کف کردم
چقدر هم طولانی بود

ممنونم
منتظر کف کردن بعدیتون هستیم
#3 steve ragers 1396-08-18 06:55
عالی انصافا ترکوندی و همین انقدر عالی بود که زبونم بند اومد
#4 pegahmm 1396-08-18 09:00
نقدتون بسيار خفن بود
فقط يه مشكلي داشت
اينكه شما بعضي وقتا فراموش ميكنيد كه كميك و فيلم دوتا مسئله جدا هستن و درسته كه با هم ارتباط دارن اما قرار نيست عين هم باشن
في المثل بنده هيچگونه پيش زمينه كميكي ندارم، و براي من ٤ صحنه اي كه بين هالك و والكرى بود كاملا كافي بود!
يا مثلا لوكى براي من منطقي بود چون وقتي با يه ويلن بسيار قدرتمند تر از خودش رودر رو شده با ثور همدست ميشه و ديگه انقد از پشت بهش خنجر نميزنه
و من عاشق كورگ شدم!محشر بود بنظرم!:))
راجع به صحنه هاى بعد تيتراژ هم سخت گرفتين خدايي:))
مثلا صحنه ى آيرن من٣ كاملا جنبه فان داشت،ولي باحال بود!
صحنه انت من از فيلم سيويل وار بود!
اما دوتا مشكل اصلي فيلم علاوه بر كمبود هلا براي من يكي اين بود كه سه جنگجو عين آب خوردن كشته شدن و اصلا دلم براشون نسوخت!
و ديگه اينكه مبارزات هلا و هايمدال و لوكى بنظرم اگه طولاني تر بود باحال تر بود!هالك و فنريس هم همينطور
در كل فيلم واقعا فان و واقعا غمگيني بود چون من از آزگارد خيلي خوشم ميومد
دم وايتيتي گرم
#5 The Dark Knight 313 1396-08-18 10:11
عجب مقاله ای . عجب تحلیلی و عجب عکسایی. دمت گرم اقا بهزاد
#6 m.k.t 1396-08-18 10:50
ماشاالله خیلی نقد کامل و جامع بود تا من بخوام تمومش کنم دوستان دو تا کمیک ترجمه ادیت کردن
منم تنها مشکلم رو صحنه های اکشنه و عوض شدن پس زمینه دیگه اصلا مشکلی با فیلم ندارم
#7 Super Captain 1396-08-18 12:56
دستتون درد نکنه مقاله پرفکت وعالی بود.ولی با خوندن این مقاله و بیان ایرادات و نقاط ضعف فیلم
#8 A.E 1396-08-18 13:11
دوستان قضیه این کلیپ جدید ددپول چیه؟

میگن با یه سرنگ میره سر قبر لوگان و ...

از یه نفر شنیدم اما هرچی گشتم جایی ندیدم...
#9 mtm 1396-08-18 14:40
به نقل از A.E:
دوستان قضیه این کلیپ جدید ددپول چیه؟

میگن با یه سرنگ میره سر قبر لوگان و ...

از یه نفر شنیدم اما هرچی گشتم جایی ندیدم...

چیزی نیست. یه کلیپ فن مید ولی خوش ساخته!

www.aparat.com/v/xYq0a

:lol:
#10 mtm 1396-08-18 14:43
اینم ببینید جالبه. یکی بعد از شنیدن خبر مذاکره مارول و فاکس اومده مردان ایکس رو گذاشته داخل تیتراژ آغازین فیلم های مارول:

www.aparat.com/v/OxkKG
#11 A.E 1396-08-18 17:07
به نقل از mtm:
به نقل از A.E:
دوستان قضیه این کلیپ جدید ددپول چیه؟

میگن با یه سرنگ میره سر قبر لوگان و ...

از یه نفر شنیدم اما هرچی گشتم جایی ندیدم...

چیزی نیست. یه کلیپ فن مید ولی خوش ساخته!
uplooder.net/.../...
www.aparat.com/v/xYq0a

:lol:


مرسی استاد ممنونم
#12 mmh112 1396-08-18 17:15
سلام آقای ترابی میخواستم پیشنهاد یک بخش جدید رو برای سایت بدم:
بخش خلق داستان و شخصیت
ببینید خیلی ها ابر قهرمان خودشونو دارن مثلا من چندتا دارم
ولی منتشرش نمیتونن کنن یا طراحی نمیتونند کنند .
اگر شما این بخش رو اضافه کنید اونهایی که میتونند مینویسند وآن هایی که میخوان طراحی کنن تا اینجوری یک یونیورس در سایت داشته باشیم تا استن لی های جدید کشف شن.
رفع اسپم
خیلی نقد خوبی بود بلوری که اومد فیلم رو حتما میبینم
#13 PedraM2002 1396-08-18 20:38
اقا زیرنویس خبری نیس... :sad:
#14 m.k.t 1396-08-18 20:43
به نقل از mmh112:
سلام آقای ترابی میخواستم پیشنهاد یک بخش جدید رو برای سایت بدم:
بخش خلق داستان و شخصیت
ببینید خیلی ها ابر قهرمان خودشونو دارن مثلا من چندتا دارم
ولی منتشرش نمیتونن کنن یا طراحی نمیتونند کنند .
اگر شما این بخش رو اضافه کنید اونهایی که میتونند مینویسند وآن هایی که میخوان طراحی کنن تا اینجوری یک یونیورس در سایت داشته باشیم تا استن لی های جدید کشف شن.
رفع اسپم
خیلی نقد خوبی بود بلوری که اومد فیلم رو حتما میبینم

موافقم
#15 mmh112 1396-08-18 21:17
به نقل از m.k.t:
به نقل از mmh112:
سلام آقای ترابی میخواستم پیشنهاد یک بخش جدید رو برای سایت بدم:
بخش خلق داستان و شخصیت
ببینید خیلی ها ابر قهرمان خودشونو دارن مثلا من چندتا دارم
ولی منتشرش نمیتونن کنن یا طراحی نمیتونند کنند .
اگر شما این بخش رو اضافه کنید اونهایی که میتونند مینویسند وآن هایی که میخوان طراحی کنن تا اینجوری یک یونیورس در سایت داشته باشیم تا استن لی های جدید کشف شن.
رفع اسپم
خیلی نقد خوبی بود بلوری که اومد فیلم رو حتما میبینم

موافقم

ممنونم
#16 Matiu 007 1396-08-18 22:46
آقا من ناراحت شدم .
کل فیلم رو زیر سوال بردید .
بیشتر از اینکه نقد باشه انتقاد بود .
اون بخشی که از لوکی انتقاد کردید فهم اش برام سخت بود .
به هر حال اون هم واسه خودش ارزش هایی مورد قبولش هست .
دفاع از سرزمین اش و اینکه اول مادرش رو از دست داد و بعد پدرش رو برای اون شیطان بزرگ هم سخته خیلی سخت پس انتظار نداشته باشید که حتی به این ها هم پشت کنه .

چه میدونم .
شاید میخواد مردم آزگارد رو به دست ثانوس برسونه و اینکه در اون کهکشان به اون بزرگی یک هو سفینه ثانوس جلو شون در میاد کار لوکی باشه .
#17 Captain Steve Lover 1396-08-19 16:39
من نظرم رو قبلاً راجب اين فيلم دادم...نسبت به ساير اثار كميك بوكى ٢٠١٧ خيلى بهتر بود...
نقد من:(از نوع اسپويلي ;-) )
فيلم ثور راگناروك سومين فيلم مارول استوديوز در ٢٠١٧ بود كه تا الان نمره ي ٩٣ از نظر منتقدين رو گرفته و بيش از ٥٠٠ ميليون دلار توي ٦ روز اول اكران رسمى فروخته كه براي بٰار سوم مارول رو در اين سال موفق كرد...

فيلم اغاز قدرتمندى داره...اغازىركه ثور رو در hell نشون ميده كه به زنجير بسته شده...سپر يه نبرد هيجانى و جذاب اتفاق ميفته...فيلم روند خوبى داره؛حضور دكتر استرنج داخل فيلم يه كراس اور جالب است كه صحنات فان بسياري هم داره...
ولى يه مشكلى كه من با فيلم داشتم حضور كم اودين بود...بعد از سكانس مربوط به دكتر استرنج ثور و لوكى ميرن و اودين رو پيدا ميكنن و اودين هم حضورش در حد يه كامئو كوتاه ولى موثر داخل فيلم هست...دوست داشتم از الفادر بزرگ درخشش بيشترى ببينم چون بنظرم توي دو فيلم قبلى ثور هم خوب بهش پرداخت نشده بود...

سپس به بهترين بخش داستان ميرسيم! سياره ساكآر! بايد بگم...تمام صحنات و سكانس هاي مربوط به ساكآر بينظيره! از همه نظر...گرند مستر و والكرى عالين ؛ خصوصاً والكرى كه احساس ميكنم مارول در فاز بعد واسش برنامه هايي داره...
هالك بهترين حضورش نسبت به ساير اثار سينماييش تو اين فيلم بود و سكانس مبارزه هالك و ثور در Contest Of Champions رو به جرئت ميتونم بعد از سكانس نيويورك در Avengers و سكانس فرودگاه در Ca Cw بهترين سكانس اكشن فيلم هاي سوپر هيرويي خطاب كنم...حماسى؛با عظمت؛فان؛خنده دار؛Fresh؛جدى.. .اين سكانس بينظيره...

راستش من با بخش منفى فيلم هم مشكلى نداشتم...هلا به هيچ وجه بهترين ويلين mcu نيست...ولى واقعا عالى بود...شخصيت اسكرج هم بنظرم عالى بود و در نبرد پايانى با اون فداكاريش عاشقش شدم...

پس فيلم در وارد كردن كركتر هاي جديد عالى عمل كرده...گرند مستر؛والكرى؛هلا ؛اسكرج؛كورگ...ه مه عالى بودن...

يكى از نقاط ضعف فيلم اينه كه سه جنگ جو رو سريعاً ميكشه بخاطر اينكه اين كار به روند داستان كمك ميكنه...من با اين مورد مشكل داشتم...يكي دگ عدم حضور سيف كه از ستاره هاي فيلم هاي قبلى ثور بود...

فيلم از نظر ظاهر زمين تا اسمون نسبت به كميك راگناروك فرق ميكنه ولى مفهوم و معنى فيلم دقيقاً همونه! درست مثل جنگ داخلى!اون هم به همين سرنوشت دچار شد...
داخل كميك اين ايونت دارك هست؛توي فيلم لايت شده...ولى معنى و مفهوم همونه...تو كميك جنگ داخلى از بين رفتن اونجرز و پايان دوستى استيو راجرز و توني استارك رو ديديم؛ تو فيلمش هم دقيقاً همين رو ديديم...
تو كميك راگناروك هم نابودى ازگارد و كشته شدن خدايان رو ديديم؛توي فيلم هم همينو ديديم...

فيلم ثور راگناروك دقيقاً همون كارى رو با سه گانه ثور انجام ميده كه كاپيتان امريكا سرباز زمستان با سه گانه كاپيتان امريكا انجام داد؛"يك قدم رو به جلو براي سه گانه و پيشرفت شخصيت پردازى كركتر ها"...

نكته مثلت ديگر فيلم اكشن و جلوه هاي بينظير فيلمه كه به محافظان كهكشان و دكتر استرنج هم ميرسه از اين نظر...

اما نكته منفى ديگر به نظرم سورتور بود...حضورش خيلى كم بود توي فيلم...انتظارات و تصورات ديگه اى داشتم...

ولى بهترين سكانس فيلم

اون نبرد نهايي؛ در نبرد نهايي جاييه كه ديگه كمدى و فان كنار ميرن...جدى بودن و صحنات احساسى صحنه رو ميگيرن...اين سكانس عاليه؛ خصوصاً اون بخش

I'm Not Strong As You...
-No You Are Stronger
خيلي عالى بود...

فيلم داستانش به صورتيه كه واسه درك كردنش نياز نيست ساير فيلم هاي Mcu رو ديده باشيد و يه مخاطب عادى رو اصلاً گيج نميكنه...و البته فيلمنامه منسجمى داره...

در مورد هست كه در اون ها بهترين فيلم Mcuهست...صحنات فان و كمدى؛موسيقي متن...

ولى يه ضعف ديگه ريتم فيلم هست كه ثبتت نداره؛فيلم خوب وصل نميشه به هم؛ يعنى ريتم منسجمى نداره...بخش مرتبط با ازگارد كمى زيادى متفاوته از بخش مربوط به ساكآر...

نتيجه:هفدهمين فيلم موفق مارول استوديوز؛شگفت انگيزه! فيلم هم سرگرم كنندس؛هم دلگيره...هم لابنه؛هم داركه...هم فانه؛هم جدى...و اين يه اقتباس قدرتمند ديگه از كميك هاي خوب مارول هست...

نمره من به فيلم : ٨.٧/١٠

در ضمن اون ايستراگ مربوط به ايرون من عالى بود...
#18 mammut700 1396-08-19 19:31
سلام توی فیلم همه دوستای آزگاردی ثور میمیرن به غیر از لیدی سیف . تو فیلم های دیگه برمیگرده یا کلا حذفش کردن ..
#19 pegahmm 1396-08-19 20:52
من از جوكايي كه از تو اونجرز آورده بودن هم خيلي خوشم اومد:))
مثلا اونجايي كه ثور با point break تشخيص داده شد
و قسمت معروف"hey big guy!" كه محشر بود:)))
خيلي خوشحالم كه جاس ويدون هم از فيلم خوشش اومد
#20 alibigi666 1396-08-20 13:12
اول تشکر بابت این نقد خوب و جامع خب ماکه طاقت نیاوردیم همین کیفیت پرده ای ثور دیدیم

البته به بقیه توصیه میکنم بازم صبرکنن اگه میتونن چون این پرده ایش که منتشر شده از کیفیت پرده ای اسپایدرمن و محافظین کهکشان خیلی بدتره وصداتماشاچیا اینا همه هرازگاهی میاد!

نقد بنده نیز دارای اسپویل است :


حالا بگذریم من از اکشن اخر فیلم وکلا اتفاقات اخرش راضی بودم وبرخلاف نقد اقای صادقی به نظرم ازدست دادن یه چشم ثور کاملا راضی بودم به نظرم ثور باید تونبرد با هلا که همچین قدرت بزرگی داشت حتما یه صدمه جدی میدید

ولی خب به نظرم بهتر بود وسط نبرد تن به تن چششو ازدست میداد نه وقتی زمین گیرشده یعنی بلافاصله وقتی چششو ازدست داد می افتاد زمین اینجوری به نظرم جلوه بهتری داشت

وموقع مرگ اودین هم بهتربود جای اینکه همین طوری محف بشه به دست هلا کشته میشد ولی خب شاید کارگردان احساس کردن که این شکلی که اول فیلم همچین اتفاقی بی افته میتونه طنز های فوق العاده (که شخصا ازش راضی بودم) تحت تاثیر قرار بده

درکل نمره خودم به این فیلم از 8 از10 میدم
#21 Erfan Parker 1396-08-27 15:37
سلام
بعد از چهار سال بالاخره تونستم عضو سايت بشم
من فيلم رو ديدم فيلم خيلى زيبايى بود اما انتظار داشتم خيلى بهتر باشه

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید