بهترین زوج های عاشق در فیلم های کمیک بوکی!

بهترین زوج های عاشق در فیلم های کمیک بوکی!

اینها بازیگرانی هستند که با هم "شیمی" داشتند!

مقدمه: در بطن هر داستان و سرگذشت ابرقهرمانی یک قصه عاشقانه قرار دارد. یعنی ما امکان نداره فیلمی ابرقهرمانی داشته باشیم و در آن قهرمان ما یک معشوقه یا علاقه رومانتیک نداشته باشد. به همین دلیل برخی از این علایق عشقی مثل مری جین ، لوئیز لین و ... به شهرت زیادی در دنیای سینما دست پیدا کرده اند. در اقتباس های سینمایی یکی از چیزهایی که خیلی زیاد اهمیت دارد "شیمی" (Chemistry) هستش. البته منظورمون از شیمی اون درسی نیست که در دوران دبیرستان پدرمون رو در میاره! منظورمون اون کشش و جذابیتی هستش که بین دو نفر دیده میشه و باعث میشه که آدم با دیدن آنها بگه" این دو تا چقدر به هم میان"! داشتن شیمی مناسب بین یک بازیگر زن و یک بازیگر مرد خیلی مهمه و سبب میشه تا تماشاچی فیلم را با علاقه بیشتری پیگیری کنه. یعنی آدم از دیدن آنها در کنار هم کیف میکنه و عشق شون رو باور میکنه و با خودش میگه "این دو تا چقدر به هم میان"!. در این مقاله به 10 تا از این موارد اشاره میشه.

راستی این مقاله رو هم حتما بخونید!

 

10- اوانجلین لیلی و پل راد در فیلم "مرد مورچه ای"

 اوانجلین لیلی و پل راد در فیلم "مرد مورچه ای"

هنوز به طور کامل ندیده ایم که رابطه عاشقانه بین «اسکات لانگ» (با بازی «پل راد») و «هوپ ون داین» (با بازی «اوانجلین لیلی») در دنیای سینمایی مارول شکل بگیرد ولی چیزی که در قسمت اول "مرد مورچه ای" دیدیم بسیار امیدوار کننده بود و ما را هیجان زده کرد. اسکات یک خلافکار دارای سابقه است که فقط سعی میکنه به خاطر دخترش خودش رو جمع و جور کنه و به زندگی نابسامان خودش سر و سامانی بده. هوپ ون داین هم بهش کمک میکنه به این هدف برسه. او کسی هستش که به اسکات یاد میده چطور مبارزه کنه و از لباس مرد مورچه ای استفاده کنه. البته برخلاف میل باباش ، هوپ خودش هم میخواد در نبرد شرکت کنه. رابطه اونا اولش زیاد خوب نیست (یادتونه وقتی اسکات از خواب بیدار میشه هوپ همین جوری بالای سرش وایساده و نیگاش میکنه؟!). بعدشم یه کم به هم متلک انداختن و دعواهای کوچکی کردند ولی اون نیمچه بوسه آخر فیلم نشان از آن دارد که قراره به زودی در قسمت دوم اتفاقات خاصی بین اونا رخ بده! این عشق میتونه خیلی جذاب باشه و البته خیلی هم عمیق و چند لایه. چون «هنک پیم» (مرد مورچه ای اریجینال) خیلی به سلامتی دخترش اهمیت میده و میخواد دوباره رابطه پدر و دختری خوبی باهاش برقرار کنه. و از اون طرف اسکات هم خیلی دخترش رو دوست داره و هر کاری براش میکنه و میخواد قهرمانش باشه. همین تشابهات این رومانس رو قشنگ میکنه. ضمنا قسمت دوم فیلم مرد مورچه ای که امسال اکران میشه اسمش هست "انت من و واسپ". این اولین باری هستش که مارول نام یه زوج را برای عنوان یکی از فیلم های خودش انتخاب کرده و همین نشون میده اونا چقدر به هم میان!

 

 

9- ناتالی پورتمن و کریس همسورث در فیلم های "ثور"

ناتالی پورتمن

بیایید با هم رو راست باشیم! «ثور» (با بازی «کریس همسورث» ) در این عالم هر کی رو بخواد میتونه داشته باشه! ناسلامتی یک خداست که با قد و هیکل رعنا و موهای بلوند خودش دل هر دختری رو میبره! (بیخود نیست که همسورث یک بار به عنوان جذاب ترین مرد دنیای سینما انتخاب شد!). اما در هر حال او یک نقطه ضعف داره که غرورش هست و به خاطر همین هم بود که پدرش «اودین» به کره زمین فرستادش تا ادب بشه. اونجا بود که با دختری زیبا به نام «جین فاستر» (با بازی «ناتالی پورتمن» دوست داشتنی) آشنا شد که بهش ارزش انسان بودن و همچنین ذات قهرمانانه بشریت رو یاد داد. رابطه عاشقانه اونا به دل میشینه چون جین اونیه که ثور رو به دنیا معرفی میکنه و بهش لباس عادی و قهوه خوردن و ... یاد میده. و ثور به زودی از این درس هایی که آموخته استفاده میکنه و جونش رو به خاطر جین فدا میکنه و باعث میشه دوباره لیاقت بر دست گرفتن پتک خودش رو پیدا کنه. نکته هوشمندانه دیگر که سازندگان فیلم های مارول رعایت کردند این بود که اریجین جین فاستر را تغییر دادند و کاری کردند او به جای اینکه مثل دنیای کمیک یک پرستار باشه، یک دانشمند باشه. همین باعث شده همکاری و تعامل بین اونا بیشتر بشه.

 

8- رایان رینولدز و مورنا باکرین در فیلم "ددپول"

 رایان رینولدز و مورنا باکرین در فیلم "ددپول"

فیلم ددپول واقعا همه ما رو غافلگیر کرد. از هر نظر که فکرش رو بکنید! یکی از این غافلگیری ها مربوط به بخش رومانتیک آن میشد. یعنی داستان عشقی بین «ویلسون وید» (با بازی «رایان رینولدز») و «ونسا» (با بازی «مورنا باکرین») بیش از اون چیزی که فکرش رو میکردیم یا در تریلرها بهش اشاره شده بود، در روند داستان فیلم اهمیت داشت. اونا هر دوشون آدم های داغونی هستند که به اندازه کافی هم کمدی سیاه در شخصیت پردازی شون یافت میشه. شیمی فوق العاده ای هم بین بازیگران برقراره و کشش ج.ن.س.ی بین اونا شاید در میان تمام فیلم های کمیک بوکی  بینظیر باشه. و وقتی که وید ویلسون رو میبینیم که تحت آزمایشات قرار میگیره تا بر مریضی خودش غلبه کنه تمام فکر و ذکرش فقط اینه که برگرده خونه پیش ونسا و اون حالتی که صورتش به خودش میگیره وقتی «آژاکس» بهش میگه که دیگه قرار نیست ونسا رو ببینه واقعا قلب آدم رو میشکنه. یا مثلا اونجایی که با خودش کلنجار میره که آیا با این وضعی که پیدا کرده بره پیش ونسا یا نه. همه این صحنه ها واقعا تاثیر گذار هستند چون فیلم قبلا به قدر کافی روی رومانس بین آنها کار کرده بود. بیخود نیست که برخی از تبلیغات این فیلم از تماشاچی ها دعوت میکرد که آن را در روز ولنتاین تماشا کنند!

 

7- میشل فایفر و مایکل کیتون در فیلم "بازگشت بتمن"

میشل فایفر و مایکل کیتون در فیلم "بازگشت بتمن"

در دنیای کمیک، بتمن عشق های زیادی داشته ولی میشه ادعا کرد که هیچ کدوم ماندگار و با ثبات نبوده . اما قطعا میشه گفت که آتشین ترین و جذاب ترین رابطه عاشقانه او با «سلینا کایل» (زن گربه ای) بوده است. همانطور که در این مقاله هم گفته شد ،رابطه بین بتمن و سلینا  پیچیده است چون زن گربه ای شخصیت پیچیده ای دارد. یعنی او گاهی یک قهرمان است و گاهی هم یه ویلن (شخصیت خبیث). بتمن همیشه میمونه که باید دستگیرش کنه یا عاشقش بشه! اما در فیلم به یاد ماندنی "بازگشت بتمن" رابطه آنها حتی پیچیده تر و عمیق تر از دنیای کمیک هم هست.  هر کدام از آنها فکر میکنه که اون یکی یک آدم عادیه. در واقع اول ما عشق بین «بروس وین» (با بازی «مایکل کیتون») و «سلینا کایل» (با بازی تاریخی «میشل فایفر») را میبینیم. یعنی بروس اولش خبری از هویت مخفی سلینا نداره. سلینا فکر و ذکرش گرفتن انتقام است از رئیس سابق خودش («مکس شرک»). و وقتی که بالاخره هویت های مخفی آشکار میشود، بروس سعی میکنه به سلینا یک شانس بده: اگر «مکس شرک» رو نکشه اونوقت میتونند با هم زندگی مشترکی رو آغاز کنند و با خوبی و خوشی با هم زندگی کنند. ولی درست در لحظه ای که به نظر میاد پایان خوشی رو داریم، اون حادثه پایانی رخ میده که باعث میشه بروس فکر کنه سلینا مرده. بر خلاف فیلم "شوالیه تاریکی برمیخیزد"، «تیم برتون» به عنوان کارگردان "بازگشت بتمن" اونقدر باهوش بود که با این پایان نشون بده این دو نفر همدیگر رو دوست دارند و برای هم ساخته شده اند ولی هرگز به هم نخواهند رسید و همین موش و گربه بازی های اوناست که برامون جذابه. و البته در این میان هرگز نباید بازی شگفت انگیز میشل فایفر و مایکل کیتون را نادیده گرفت که باعث شدند این رابطه عاشقانه اینقدر جذاب از آب در بیاد.

 

6- هایلی اتول و کریس اوانز در فیلم های "کاپیتان آمریکا"

هایلی اتول و کریس اوانز در فیلم های "کاپیتان آمریکا"

رابطه عاشقانه بین «استیو راجرز» (کریس اوانز) و «پگی کارتر» (هایلی اتول) تراژیک است. در ابتدا آدم شیفته رابطه اونا میشه چون عمق داره. پگی و استیو شباهت های زیادی از نظر شخصیتی دارند و میخواهند خودشون رو در ارتش ثابت کنند: استیو با اون جثه کوچکش و پگی هم چون یک زنه و میخواد خودش رو در محیطی مردانه به اثبات برسانه. همچنین پگی شیفته خلوص و سادگی و دل پاک استیو شد. نکته دیگری که باعث میشه عشق اونا جذاب تر بشه اینه که پگی با استیو برابری میکنه و به قول معروف میتونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه. اینطوری نیست که یه جا وایسته و منتظر باشه تا کاپیتان امریکای نیرومند بیاد و نجاتش بده. اون صحنه خداحافظی تلخ استیو با پگی در فیلم "کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو" و ایثاری که استیو میکنه و هواپیما را در قطب فرود میاره، نقطه اوج این عشقه (اون بغضی که هایلی اتول هنگام صحبت با استیو میکنه و همزمان چشمانش اشک آلود میشه خون به دل آدم میکنه). ولی به نظرم صحنه آخرین ملاقات استیو با پگی که در فیلم "سرباز زمستانی" انجام میشه از اونهم تلخ تره. راجرز بعد از 70 سال با پگی در خانه سالمندان ملاقات میکنه در حالی که پگی حافظه خوبی نداره. اما سعی میکنه به پگی دلداری بده و کنارش بشینه و بهش بگه که هنوز هم بهش یه رقص بدهکاره ...

 

5- گل گدوت و کریس پاین در فیلم "زن شگفت انگیز"

گل گدوت

«پتی جنکینز» سال گذشته با ساخت فیلم «واندروومن» ماموریتی غیر ممکن را به انجام رساند چون  کاری کرد که ما به یک فیلم ساخته شده براساس این شخصیت اهمیت بدیم! یقینا یکی از نقاط قوت اصلی این فیلم رومانسی بود که خانم جنکینز با استادی در دل فیلم جا داد. در این رومانس بدون شک کاراکتر «استیو ترور» با بازی «کریس پاین» یک نقطه عطف بود. او با نقش آفرینی عالی و جذاب خود یک همراه و یار عالی برای واندرومن بود و در تمام صحنه های مشترک، «گل گدوت» و بازی ضعیف اش را تحت الشعاع خود قرار داد. او با انسانیت و شخصیت خاکی خودش یک راهنمای عالی برای خدایی بود که از سرزمینی غریب بیرون آمده و قرار بود با بدبینی خاص خودش دنیای انسان ها مواجه شود. ایثاری که استیو در پایان فیلم انجام میده از دو جهت بسیار مهم بود. یکی اینکه بار دیگر به تم اصلی فیلم یعنی مضرات و تلفات جنگ اشاره کرد و دوم اینکه باعث شد «دایانا» به انسان ها اعتماد کنه. و همین انگیزه ای شد برای اینکه در مقابل «آرس» مقاومت کنه. انصافا شیمی خوبی هم بین خانم گدوت و آقای پاین در این فیلم دیده شد. تمام این موارد باعث شد تا رومانس فیلم بسیار ماندگار از آب در بیاد و باعث بشه اون صحنه فداکاری استیو ترور در انتهای فیلم احساسی و عاطفی بشه.

 

4- کیرستن دانست و توبی مگوایر در فیلم های "مرد عنکبوتی"

بوسه مرد عنکبوتی

میتوان به راحتی ادعا کرد که فیلم های مرد عنکبوتی ساخته «سم ریمی» بیشتر در ژانر رومانتیک بودند تا ابرقهرمانی! چون همانقدر که نبرد و مبارزه بین اسپایدرمن و امثال «دکتر اختاپوس» و «گرین گابلین» و ... دیده شد، به فراز و نشیب های بین «پیتر پارکر» (توبی مگوایر) و «مری جین واتسون» (کیرستن دانست) هم پرداخته شد. در طول این سه فیلم چه اتفاقاتی که بین اونا نیفتاد و چه مثلث های عاشقانه ای که شکل نگرفت! ولی همانطور که در "مرد عنکبوتی 3" دیدیم این دو نفر آخرش بعد از اون همه مشکلات دوباره به هم رسیدند. به نظرم پیتر برای رسیدن به مری جین خیلی سختی کشید ولی راحت از دستش داد و دوباره سعی کرد بدستش بیاره. این روند در طول سه گانه کاملا مشهود بود و مطمئن باشید که هر عشق بزرگی در دنیای سینما باید همین قدر بالا و پایین داشته باشه. البته من شخصا اوج رابطه عاشقانه بین پیتر و مری جین رو در پایان شاهکاری به نام "مرد عنکبوتی 2" دیدم. یعنی جایی که مری جین كه به تازگی به هویت مخفی اسپایدرمن پی برده ، بار دیگر بلوغ شخصیتی خود را به رخ میكشد و با وجود آنكه میداند اگر با پیتر باشد ممكن است زندگی اش مدام با خطرات جورواجوری روبرو شود، به آپارتمان پیتر میرود و به او میگوید: "آیا وقت آن نیست كه یك نفر هم زندگی تو رو نجات بده؟" سپس و در حالیكه برق امید در چشمان پیتر موج میزند ، صدای آژیر ماشین های پلیس به گوش میرسد و پیتر متوجه میشود كه باید بار دیگر به یاری مردم بشتابد. اینجاست كه مری جین آن جمله مشهور خود را تكرار میكند: "برو بگیرشون تایگر" . اما شاید از این صحنه ماندگار تر آنجایی باشد كه مری جین با چشمانی نگران دارد از پنجره اتاق پیتر بیرون را مینگرد و به مخاطب نشان میدهد تصمیمی كه گرفته چه روزهای سختی را برایش رقم خواهد زد ..... واقعا ریمی چه زیبا شاهكار خود را به پایان میبرد.

 

3- گوئینت پالترو و رابرت داونی جونیور در فیلم های "مرد آهنی"

 گوئینت پالترو و رابرت داونی جونیور در فیلم های "مرد آهنی"

«تونی استارک» (با بازی «رابرت داونی جونیور) آدم عیاش و خوش گذران (Playboy) کشور خودش به شمار میاد. او روی خروارها پول نشسته و میتونه مخ هر زنی رو بزنه! ولی زندگی خودش رو سپرده دست زنی به نام «پپر پاتس» (با بازی « گوئینت پالترو»). آخه چرا؟ چون بهش اعتماد داره و میدونه یک زن استثنائیه که از پس مشکلات بر میاد و میتونه روش حساب کنه. به همین خاطره که پپر پاتس از سطح یک منشی و دستیار ساده ارتقا پیدا میکنه و میشه همه چیز و همه کس تونی استارک؛ کسی که به خاطرش حاضر شد زره های خودش رو در "مرد آهنی 3" نابود کنه تا باهاش باشه. در واقع در طول فیلم های مرد آهنی ما شاهد تکامل رابطه عاشقانه بین پپر و تونی هستیم. اولش شاید تونی او را مثل یه دوست برای خودش میدونه اما در پایان فیلم "مرد آهنی 2" دیگه مطمئن شده که این زن برایش ایده آله  و در نهایت در "مرد آهنی 3" اون جمله معروف خودش رو میگه که "الان دیگه اوضاع فرق کرده. باید از چیزی که بدون اون نمیتونم زندگی کنم محافظت کنم. و اون چیز تو هستی" (Things are different now, I have to protect the one thing that I can’t live without. That’s you). . این نشان میده که سرانجام تونی چیزی رو پیدا کرد که برایش از پول هم مهم تره: کسی که عمیقا دوستش داره.

 

2- مارگوت کیدر و کریستوفر ریو در فیلم های "سوپرمن"

 مارگوت کیدر و کریستوفر ریو در فیلم های "سوپرمن"

عشق بین «سوپرمن» و «لوئیز لین» در دنیای کمیک بسیار نمادین و مهم است و بارها و بارها در عالم فیلم و سینما شاهد آن بوده ایم. اما بدون شک بهترین آن در فیلم های اولیه سوپرمن شکل گرفت و خانم «مارگوت کیدر» اونقدر خوب و عالی نقش خانم «لوئیز لین» را ایفا کرد که هر وقت آدم اسم لوئیز لین را میشنوه بی اختیار یاد ایشون میفته. او جسوره و کنایه آمیز حرف میزنه و به همین دلیل خیلی عالی اون شخصیت خجالتی «کلارک کنت» (با بازی اسطوره ای «کریستوفر ریو») را تکمیل میکنه. از همون لحظه ای که سوپرمن او را از اون هلی کوپتر در حال سقوط نجات میده رابطه عاشقانه آنها شروع کرد به بارور شدن. یکی از به یاد ماندنی ترین لحظات فیلم های سوپرمن مربوط به اون صحنه ای میشه که لوئیز را با خودش میبره تا در آسمان شهر "متروپلیس" پرواز کنند (موسیقی محشر و تاریخی «جان ویلیامز» که به زیباتر شدن این صحنه اضافه میکنه). این صحنه بسیار کلاسیک و نمادین شده و بسیاری از فیلم ها بهش ادای احترام کرده اند. در فیلم های بعدی شاهد اوج گرفتن این عشق هستیم، به طوری که در شاهکاری به نام "سوپرمن 2" ، کلارک حاضر میشه دیگر سوپرمن نباشه تا بتونه با لوئیز باشه. و البته اون صحنه مرگ لوئیز را هم از یاد نبریم که در این مقاله به طور کامل بهش اشاره شده. آری .. کریستوفر ریو و مارگوت کیدر اونقدر برای هم  بی عیب و نقص بودند که هیچ کدام از دیگر نسخه های سینمایی/تلویزیونی  به پای آنها نمیرسند.

 

1- اما استون و اندرو گارفیلد در فیلم های "مرد عنکبوتی شگفت انگیز"

پیتر و گوئن استیسی

در مجموع رابطه و شیمی بین «گوئن استیسی» (اما استون) و «پیتر پارکر» که با استادی تمام توسط اما استون و اندرو گارفیلد ایجاد شده بود، نقطه قوت اصلی سری فیلم های «مارک وب» بود و تماشاچی ها بسیار دلبسته این عشق تماشایی شدند (یکی از دلایل اون اینه که اندرو و اما استون اون موقع واقعا عاشق هم بودن!) .یعنی هر ایرادی که بشه از فیلم های مرد عنکبوتی شگفت انگیز گرفت اما نمیشه از رابطه بین پیتر و گوئن انتقادی کرد . در این میان خانم استون یك گوئن  فوق العاده بود! گوئن استیسی او بسیار به گوئن استیسی سریال كارتونی تحسین شده The Spectacular Spider-Man شباهت داشت زیرا هم باهوش و باشعور بود و هم زیبا و دوست داشتنی ولی هرگز مثل یك مدل لباس به نظر نمی‌رسید و شخصیتی قوی و باورپذیر داشت. او از خیلی جهات به پیتر شبیه بود و طوری تربیت شده بود تا همیشه كاری را كه درست است انجام دهد و به همین دلیل در لحظاتی از فیلم دست به عملی قهرمانانه زد. تمام این عوامل دست به دست هم داد تا وقتی گوئن دلباخته پیتر شد، تماشاچی آن را باور كند. بنابراین صحنه کشته شدن گوئن در قسمت دوم واقعا دل تماشاچیان را به درد آورد و قلبشون رو شکست. مخصوصا با اون بازی حیرت انگیز اندرو گارفیلد که پیکر بی جان گوئن را بغل کرده بود و اسمش رو فریاد میزد. این صحنه واقعا قلب آدم را به درد می آورد. ولی از اون تلخ تر جایی بود که دیدیم پیتر هر روز به سر خاک گوئن میره و فصل ها میان و میرن و او همچنان آنجاست ...

 

 

این مقاله را با کمال ادب و احترام و افتخار تقدیم میکنم به عشق واقعی زندگی خودم که میدونم الان داره این مقاله رو میخونه... 

 

 

 مهدی ترابی مهربانی

 

 All rights reserved © Spidey.ir 2018

(هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مطالب مرتبط:

بدترین زوج های عاشق در فیلم های کمیک بوکی!

15 صحنه غم انگیز، احساسی و ناراحت کننده در فیلم های کمیک بوکی

20 زوج عاشق برتر در دنیای کمیک

15 صحنه برتر فیلم های کمیک بوکی سال 2017

10 نقش آفرینی برتر فیلم های کمیک بوکی

10 فیلم ابرقهرمانی برتر تاریخ سینما

10 بازیگر زن برتر فیلم های ابرقهرمانی

برترین بازیگران فیلم های مارول

تمام عشق های پیتر پاركر!

اولین بار عشق های پیتر پاركر/ مرد عنكبوتی در كدام كمیك ها ظاهر شدند؟

5 مثلث عشقی برتر دنیای کمیک

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 Morlan 1397-01-22 17:51
سلام آقای ترابی مقاله ی شگفت انگیزی بود بسیار عالی بود
اما استون و اندرو گارفیلد واقعا شایسته بودند ولی استاد در رتبه 2 نوشتید عشق سوپرمن و کلارک کنت راستی استاد شماره 798 ASM کی میاد بی صبرانه منتظرم
#2 AliDR 1397-01-22 17:53
سلام و عرض خسته نباشید به استاد ترابی بابت این مقاله زیبا ،به شخصه موارد ۱ و۲و ۳ و۴ را بیش تر از بقیه دوست دارم
#3 AliDR 1397-01-22 17:55
به نقل از Morlan:
راستی استاد شماره 798 ASM کی میاد بی صبرانه منتظرم

نسخه اینگلیسیش اومده و به شخصه خیلی شماره ۷۹۸ رو دوست داشتم اکشن نفس گیری داشت نمیگم تا اسپویل نشه حتما بخونینش
#4 mtm 1397-01-22 17:58
به نقل از AliDR:
به نقل از Morlan:
سلام آقای ترابی مقاله ی شگفت انگیزی بود بسیار عالی بود
اما استون و اندرو گارفیلد واقعا شایسته بودند ولی استاد در رتبه 2 نوشتید عشق سوپرمن و کلارک کنت راستی استاد شماره 798 ASM کی میاد بی صبرانه منتظرم

نسخه اینگلیسیش اومده و به شخصه خیلی شماره ۷۹۸ رو دوست داشتم اکشن نفس گیری داشت نمیگم تا اسپویل نشه حتما بخونینش

ترجمه شده. امروز فردا ادیتش هم تموم میشه
یکی از مهم ترین کمیک های سالهای اخیر اسپایدرمنه
داستانش هم حرف نداره
#5 mtm 1397-01-22 18:00
به نقل از Morlan:
استاد در رتبه 2 نوشتید عشق سوپرمن و کلارک کنت

تصحیح شد
ممنون که گفتی
#6 Spider-Fan 1397-01-22 19:39
#4
خسته نباشین استاد
ترجمه خودتونه؟! یا دوستان مترجم دیگه؟!

ولی داستانش واقعا عالیییی بود!!!
بنظر من بهترین کراس اور اسپایدی در این سالهاست.

___

راستی اسناد،
من ترجمه مقدمه بلک پنتر رو فرستادم به ایمیل سایت.
ولی مثل اینکه مسئول ایمیل ها ندیدن.
یا دیدن و جواب ندادن؟!
بدست تون رسید؟
#7 Hasan Spider 1397-01-22 22:00
به نقل از Spider-Fan:
#4
خسته نباشین استاد
ترجمه خودتونه؟! یا دوستان مترجم دیگه؟!

ولی داستانش واقعا عالیییی بود!!!
بنظر من بهترین کراس اور اسپایدی در این سالهاست.

___

راستی اسناد،
من ترجمه مقدمه بلک پنتر رو فرستادم به ایمیل سایت.
ولی مثل اینکه مسئول ایمیل ها ندیدن.
یا دیدن و جواب ندادن؟!
بدست تون رسید؟

اههههه پس که این طور
من که خیلی بعنوان یکی از افرادی که دوست داشت این کمیک رو ادیت کنه منتظر ترجمه اش هستم .
#8 mtm 1397-01-24 13:22
به نقل از Spider-Fan:
#4
خسته نباشین استاد
ترجمه خودتونه؟! یا دوستان مترجم دیگه؟!

ولی داستانش واقعا عالیییی بود!!!
بنظر من بهترین کراس اور اسپایدی در این سالهاست.

___

راستی اسناد،
من ترجمه مقدمه بلک پنتر رو فرستادم به ایمیل سایت.
ولی مثل اینکه مسئول ایمیل ها ندیدن.
یا دیدن و جواب ندادن؟!
بدست تون رسید؟

سلام . شما هم خسته نباشی
ترجمه کمیک های مرد عنکبوتی شگفت انگیز مدتیه محول شده به اقای محمد طهماسب که واقعا ترجمه اش رو دوست دارم
ترجمه اون کمیکی که گفتی هم به دستمون نرسیده
لطفا دوباره بفرست
#9 hassan91 1397-01-31 01:10
چرا من از این مقاله بی خبر بودم :cry:

هر فیلم ابر قهرمانی خوب یه رومانس خوب هم توش داشته، جالبه که فقط اسپایدی بازگشت به خانه از این نظر مشکل داشت ولی بقیه ی اسپایدیها از این نظر عالی بودن.

فیلمای MCU هم همشون رومانسای خوبی داشتن.

ما حتی عشق تونی استارک و پپر پاتس و استیو راجرز و پگی کارتر رو هم تو فیلم جنگ داخلی شدیدا حس کردیم در حالی که طرف مقابلشون حضور نداشتن. یا حتی تو عصر الترون استیو اون رویا رو دید.

بنظرم استار لرد و گامورا هم میتونه به لیست اضافه بشه. چون حرفای نگفته‌ی زیادی بینشون هست. :-* :-)

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید