بدترین پیچش های داستانی در فیلم های کمیک بوکی

بدترین پیچش های داستانی در فیلم های کمیک بوکی

دیروز در اینجا به بهترین پیچش های فیلم های کمیک بوکی پرداختم و امروز هم نوبت بدترین ها رسیده!

مقدمه: یک پیچش داستانی اگر درست و به جا باشه میتونه توقعات تماشاچیان را به طور راضی کننده ای دگرگون کنه و نه تنها یک شوکه واقعی خلق کنه بلکه داستان را به سمت جدیدی ببره. ولی اگه بد باشه اون وقت تماشاچی بهش به چشم یک واقعه یا رخداد مضحک و احمقانه نگاه میکنه و میتونه فیلم بد رو بدتر یا فیلم خوب رو بد بکنه. متاسفانه بارها اتفاق افتاده که فیلم های خوبی در ژانر ابرقهرمانی/کمیک بوکی به خاطر یک پیچش داستانی نامناسب از مسیر اصلی خارج شده و لقب فیلمی بد به خود گرفته اند. ضمن اینکه سازندگان فیلم های سینمایی باید حواسشون باشه که دنیای کمیک و دنیای سینما با هم تفاوت های آشکاری دارند و خیلی وقت ها چیزی که شاید در دنیای کمیک جواب داده باشه در فیلم سینمایی جواب نمیده. خیلی وقتها اما به نظر میرسه کارگردانان یا فیلمنامه نویسان آثار کمیک بوکی از رگ و ریشه های کمیک بوکی آنقدر فاصله میگیرند که نتیجه اش فاجعه آمیز میشه و داد هواداران در میاد. در هر حال در این مقاله به بررسی 10 نمونه از این نوه پیچش ها میپردازیم.

 

10- «مرد شنی» بود که «عمو بن» را کشت/«جوکر» بود که پدر و مادر «بروس وین» را کشت!

 مرد شنی بود که عمو بن را کشت

یک تاکتیک مرسوم در هالیوود اینه که اغلب وقتی یک سه گانه (تریلوژی) ساخته میشه یک سری تغییرات بزرگ در قسمت سوم ایجاد میکنند که به نوعی کل سری رو تحت تاثیر خودش قرار بده. گاهی وقتها این تاکتیک جواب میده و گاهی هم نمیده. متاسفانه مورد فیلم "مرد عنکبوتی 3" از اونایی بود که اصلا جواب نداد. ما متوجه میشیم که قاتل «عمو بن» در واقع کسی نبوده جز «فلینت مارکو» (مرد شنی)! البته این کار رو به صورت غیر عمدی انجام داده بود ولی در هر حال اشتباه بزرگی بود که سازندگان این فیلم مرتکب آن شدند. مشخصه که آنها میخواستند با این کار خصومت بین اسپایدرمن و مرد شنی را شخصی کنند ولی آیا واقعا لازمه مرد عنکبوتی در تمام فیلم های خودش با خبیثی روبرو بشه که باهاش مشکل شخصی داره؟! در دنیای کمیک همیشه اون کسی که باعث یک تراژدی بزرگ موجود در اریجین ابرقهرمان میشه، یک قاتل بی نام و نشان است. دلیلش هم اینه که نویسنده دنیای کمیک به خوبی واقفه که نفس اون تراژدی مهمه و باعث میشه شخصیت به یک ابرقهرمان بشه، نه اون کسی که موجب به وجود آمدن این تراژدی میشه. ضمن اینکه این پیچش از دو جهت دیگر هم به فیلم های مرد عنکبوتی ضربه زد. اولا که اصلا تاثیر گذار نبود ، بلکه باعث شد از اون تاثیرگذاری صحنه مرگ به یاد ماندنی «عمو بن» در فیلم اول هم کم بشه. دوما اینکه باعث شد شخصیت مرد شنی هم از اون حالت سمپاتیک خودش فاصله بگیره و تماشاچی بیشتر او را به صورت یک خبیث قلدر و بیرحم بشناسه.

جوکر - قاتل 

متاسفانه این اشتباه را قبلا نیز «تیم برتون» در فیلم "بتمن" (1989) مرتکب شده بود. در کل این فیلم تغییراتی در اریجین بتمن به وجود آورده بود ولی بزرگترین این تغییرات مربوط میشه به زمانی که معلوم میشد این «جوکر» بوده که پدر و مادر بروس وین را کشته است! این مساله به اریجین جوکر هم ضربه زد. باز هم به نظر میرسه کارگردان خواسته با این کار داستانک های فیلم را با هم مرتبط تر و خصومت بین بتمن و جوکر را شخصی تر بکنه. ولی همانطور که گفته شد واقعا لازم نیست در هر فیلم شاهد خصومت شخصی بین قهرمان و دشمنش باشیم. این مساله باعث شده که از تاثیر گذاری سکانس مرگ والدین بروس کم بشه. این نکته ای هستش که «کریستوفر نولان» در فیلم "بتمن آغاز میکند" به خوبی بهش واقف بوده. به همین دلیل دیدیم که این بار درست مثل دنیای کمیک، دزدی بی سر و پا به نام «جو چیل» مرتکب این جنایت شد. این نشونه اینه که یک جنایت تصادفی باعث به وجود آمدن بتمن میشه و تا هر زمانی که چنین جنایاتی در شهر وجود داشته باشه، بتمن هم هست. به همین دلیل است که وقتی در پایان هر فیلم بر خبیث اصلی داستان پیروز میشه اما باز هم در لباس بتمن باقی میمونه چون میدونه جنایت هرگز تموم نمیشه (البته این نکته متاسفانه در فیلم "شوالیه تاریکی برمیخیزد" و با اون پیچش مزخرف "بتمن بازنشسته شده" خراب شد. یکی نبود از نولان بپرسه که حالا درسته امثال جوکر و «دو چهره» دیگه تو شهر نیستند ولی تکلیف اون جنایت های "تصادفی" که باعث شد پدر و مادر بروس وین کشته بشوند چی میشه؟! واقعا چی فکر کردی که بتمن رو بازنشسته کردی؟!)

 

9- «لکس لوثر» باعث خلق شدن «دومزدی» میشه!

فیلم "بتمن علیه سوپرمن" کلا بسیار مورد عنایت (!) هواداران کمیک بوکی و منتقدین سینمایی قرار گرفته . مثلا «مختار» در مقاله تاریخی خودش به نام "50 دلیل برای تنفر از BvS" که شهرت جهانی پیدا کرده (!) ، به خوبی به نقاط ضعف فیلم اشاره کرده. اما چیزی که واقعا ما رو آزار میده اون یک سوم نهایی فیلمه که قراره داستان به نقطه اوج (climax) برسه. البته باید اذعان داشت که تریلرهای فیلم این نقطه اوج رو از قبل برامون اسپویل کرده بودند! چیزی که باقی مانده بود نحوه خلق شدن هیولایی بود به نام «دومزدی» که دوست داشتیم ازش سر دربیاریم که اونم به بدترین نحو ممکن انجام شد! همانطور که در این مقاله گفته شد، دومزدی یکی از برترین و ترسناک ترین دشمنان سوپرمن است ولی در این فیلم از هر جهت غیر جذاب بود. او خیلی عجله ای وارد داستان شد و اریجین اش به شدت احمقانه بود. چیزی که ما دیدیم این بود: «لکس لوثر» از فن آوری مهندسی ژنتیک کریپتونی استفاده میکنه تا سلاحی بسازه که باهاش بتونه سوپرمن را نابود کنه و با ترکیب خون خودش با جسد «ژنرال زاد» باعث به وجود آمدن هیولایی به نام «دومزدی» میشه!!!

 

8- «یاشیدا» همون «سامورائی نقره ای» هستش!

یاشیدا همون سامورائی نقره ای هستش!

«کریس کلرمانت» به عنوان خالق و معمار برتر دنیای کمیک بوک های مردان ایکس یک بار حرف خوبی راجع به فیلم "ولورین" (2013) زد. بعنی نظرش رو راجع به این فیلم پرسیده بودند و او هم خیلی ازش تعریف کرد ولی این رو هم گفت که "یک سوم انتهایی فیلم لحنی متفاوت داره. نمیگم بده ولی لحنش با بقیه فیلم فرق داره. فیلم یه جورایی کارتونی میشه. یعنی دقیقا از اون جایی که ولورین سوار بر موتور میشه  انگار وارد یه فیلم دیگه ای میشیم". ایشون واقعا حق داره و من کاملا باهاش موافق هستم. در به قول معروف پرده سوم (Third Act) فیلم "ولورین"، شاهد نبردهای رایانه ای، خبیث های کلیشه ای و یک مبارزه نهایی بیخود هستیم. از همه بدتر اینکه پیچش عجیبی رو در داستان میبینیم که طبق آن «ایچیرو یاشیدا» یعنی همون پیرمرد فرتوتی که ولورین رو به ژاپن آورد ، تبدیل شده به یکی از دشمنان کلاسیک ولورین در دنیای کمیک به نام «سامورائی نقره ای»! تازه او یک لباس روباتیک عظیم هم بر تن داره! این پیچش نه تنها هواداران را ناراحت کرد (چون گند زدن به ظاهر و شخصیت سامورائی نقره ای) بلکه اون لحظات ماندگار و داستان خوبی که در دو سوم ابتدایی فیلم شاهدش بودیم را نیز خدشه دار کرد.

 

7- «ساحره» خبیث اصلی فیلم جوخه انتحاری است/ماموریت اصلی گروه، نجات «آماندا والر» بوده!

ساحره خبیث اصلی فیلم جوخه انتحاری است/ماموریت اصلی گروه، نجات آماندا والر بوده!

البته ما تقریبا از همون ابتدای فیلم فهمیده بودیم که «ساحره» (Enchantress) خبیث اصلی فیلمه ولی نوع بازاریابی این فیلم و به خصوص تریلرهای این فیلم بهمون دروغ گفته بودند که «جوکر» خبیث اصلیه و ساحره درست مثل دنیای کمیک یکی از اعضای گروه Task Force X است. و ما چقدر در اشتباه بودیم! در نتیجه ما شاهد یکی از بدترین خبیث های تاریح دنیای کمیک بودیم ، هم از نظر شخصیت پردازی و انگیزه های او برای خباثت و هم از نظر بازیگری! ولی این تنها پیچش مزخرف این فیلم مزخرف نیست. چون "جوخه خودکشی" از بیخ و بن ایراد داره. یعنی اصلا اون ماموریتی که «آماندا والر» گروه رو به خاطرش درست کرده و ما رو اینهمه معطل کرده، در واقع نجات خودش از گند کاری که در قضیه «ساحره» گریبانش رو گرفته، بوده! اصلا اینکه آماندا اینقدر در قضیه ساحره ضعیف و بدون برنامه ریزی عمل کرده کاملا با شخصیت باهوش و حساب گرانه وی در دنیای کمیک تناقض داره.

 

6- «پرفسور اگزاویر» و «سایکلاپس» میمیرند!

 پرفسور اگزاویر و سایکلاپس میمیرند!

یکی از ناامید کننده ترین فیلم های ابرقهرمانی "مردان ایکس: آخرین ایستادگی" (X-Men: The Last Stand) نام دارد. واقعا باعث تاسفه چون دو قسمت قبلی واقعا خوب بودن ، مخصوصا قسمت دوم که هنوز هم از آن به عنوان یکی از شاهکارهای ژانر کمیک بوکی یاد میشه. خوب یادم هست که اون موقع «برایان سینگر» به عنوان  معمار دنیای سینمایی ایکس من،  توسط وارنر وسوسه شد تا بره و ریبوت جدید سینمایی سوپرمن به نام "بازگشت سوپرمن" رو بسازه . بنابراین فاکس به ناچار به کارگردانی ابله به نام «برت رتنر» روی آورد و او هم گند زد به این فیلم! (حالا جالبه که "بازگشت سوپرمن" هم خودش چیز جالبی از آب در نیامد! بنابراین سینگر با تصمیم خودش به دو فرنچایز گند زد!). در هر حال، قسمت سوم مردان ایکس پر است از تصمیمات غلط که داد هواداران را به هوا بلند کرد. بدترین این تصمیات مربوط میشه به کشته شدن «سایکلاپس» و «پرفسور اگزاویر» به دست «فونیکس سیاه» (جین گری)! یعنی واقعا دیدن اینکه دو عضو اصلی گروه مردان ایکس و ستون فقرات دنیای سینمایی X-men اینقدر بیخود و بی معنی کشته بشوند بدون اینکه هیچ تاثیری روی داستان بگذارند ، اعصاب ما را خرد کرد. از همه بدتر اینکه مرگ سایکلاپس را ندیدیم! یعنی به صورت off-screen صورت گرفت!!! و این واقعا بی احترامی بزرگی بود به یکی از برترین شخصیت های دنیای کمیک. احتمالا سازندگان این فیلم میخواستند با این مرگ های ناگهانی نوعی تهدید بزرگ از فونیکس سیاه بسازند یا تماشاچیان رو با یک پیچش شوکه کنند ولی فقط باعث شدند که داستان فیلم ضربه بخوره و هواداران مردان ایکس به شدت شاکی بشوند.

 

5- «میراندا تیت» همون «تالیا الغول» است!

میراندا تیت

اولش قرار بود که «بین» در فیلم "شوالیه تاریکی برمیخیزد" پسر «راس الغول» باشه که از اون چاه "جهنم روی زمین" بیرون میاد و میاد به گاتهام تا از بتمن و این شهر انتقام بگیره. این میتونست روش درخشانی باشه برای پایان دادن به سه گانه چون به نوعی نشون میداد اعمال بروس وین عواقبی داره که حالا باید باهاشون مواجه بشه. ولی یک پیچش غیر منتظره وارد داستان شد که ناگهان تالیا به شخصیت خبیث اصلی فیلم تبدیل شد . این پیچش هیچ وزنی نداشت چون ما به عنوان تماشاچی ارتباطی با شخصیت تالیا برقرار نکرده بودیم به جز اینکه به طور غیر قابل توجیهی وارد یک رابطه رومانتیک با بتمن شده بود. بعدشم که از فرصت استفاده کردند تا به رابطه عجیب تالیا و بین در فیلم اشاره کنند که واقعا خیلی بیخود بود و باعث شد که نه تنها واقعا گند بخوره به شخصیت «بین» (چون آخرش تبدیل شد به نوکر سرخورده تالیا) بلکه حسابی گند زد به یکی از منابع اصلی الهام بخش این فیلم یعنی کمیک "سقوط شوالیه".

 

4- سرنوشت «پیتر پارکر» این بود که به مرد عنکبوتی تبدیل بشه!

سرنوشت پیتر پارکر این بود که به مرد عنکبوتی تبدیل بشه!

فیلم اسپایدرمن شگفت انگیز که سال 2012 اکران شد، فیلم خوبی بود. درسته که به قول معروف perfect نبود (به طور مثال اون قضیه اسکیت سواری پیتر پارکر خیلی روی مخ بود) ولی ایراد خاصی که بشه ازش گرفت و ذات او را خدشه دار بکنه در آن یافت نمیشد. ضمن اینکه اندرو گارفیلد و اما استون واقعا بازی های خوبی از خود به نمایش گذاشتند و شیمی خوبی بین انها برقرار بود. لیزارد هم خبیث بدی نبود. همه چیز آماده بود تا با یک شاهکار در قسمت دوم مواجه شویم مخصوصا اینکه زمزمه هایی مبنی بر اقتباس داستان مشهور و محبوب "مرگ گوئن استیسی" هم به گوش میرسید. اما اینطور نشد. از شخصیت پردازی غلط "هری آزبورن" و ضعف الکترو به عنوان ویلن اصلی که بگذریم، به خود شخصیت پردازی پیتر پارکر /مرد عنکبوتی میرسیم که دو ایراد بزرگ داشت: اولا اینکه انگار رشد شخصیتی خاصی نسبت به فیلم اول در او رخ نداده و بر خلاف قولی که به سروان استیسی داده اما نسبت به سرنوشت دخترش، گوئن، به قدر کافی مسولیت پذیر نیست. اما مشکل دوم که هم بزرگ تر است و هم کاملا نابخشودنی، اینه که فهمیدیم دست یافتن پیتر به نیروهای فوق بشری بر خلاف دنیای کمیک، "تصادفی" نبوده. یعنی پدرش به نوعی در این قضیه دست داشته (او DNA خودش را در عنکبوت های خاص و پیوندی شرکت "آزکورپ" وارد کرده بود). بنابراین به جز پسر او یعنی پیتر پارکر، فرد دیگری نمیتونسته به قدرت های فوق بشری دست پیدا کنه! این کاملا بر خلاف ذات مرد عنکبوتی است چون پیتر پارکر اساسا یک ادم معمولی است که تصادفا قدرت غیر معمولی دست پیدا میکنه. همین پارادوکس پایه شخصیت پردازی محبوب و دوست داشتنی او شده که میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. ولی در فیلم "مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2 " مشخص شد که از قبل برنامه و نقشه ای در کار بوده که منجر شده به قدرت های فرابشری دست پیدا کنه و این با ذات پیتر پارکر در تضاد بود.

 

3- رابطه ج.ن.س.ی «بتمن» با «بتگرل»!

رابطه بتمن با بتگرل

"جوک کشنده" از بهترین های تاریخ کمیک بوک های بتمنه که اینجا ترجمه شده . خیلی هم داستان مهمیه چون بالاخره اریجین جوکر در این کمیک نمایان شد. سال 2016 یک انیمیشن بلند از رویش ساخته شد که اکران سینمایی محدودی هم داشت (به همین دلیل یک اثر سینمایی محسوب میشه و من در این مقاله بهش اشاره میکنم). این انیمیشن نشون داد که گاهی از روی داستانی برتر میشه بدترین چیز را ساخت. تغییرات زیادی هم نسبت به منبع اصلی در آن ایجاد شده بود. به قول معروف پیچش هایی داشت که نباید میداشت! بدترین این پیچش ها مربوط میشد به عشق مسخره و حال بهم زن بتگرل به بتمن. این داستان تا جایی پیش میرود که صحنه ی رابطه ی ج.ن.س.ی بتگرل و بتمن در پشت بام به نمایش در می آید و حال همه را به هم میزند. واقعا دیدن رابطه ی بتگرل، کسی که در دنیای کمیک دختر بتمن به حساب می آید با خود بتمن که مانند پدر برای او است، غیر قابل قبول است. ضمن اینکه همین پیچش باعث شد تا تم های اصلی داستان "جوک کشنده" هم تحت الشعاع قرار بگیرند و این انیمیشن هرگز نتونه به چیزی که میخواست برسه.

 

2- «ماندارین» اصلی فاش میشود!

ماندارین - مرد آهنی 3

یکی از بزرگترین پیچش ها در تاریخ فیلم های کمیک بوکی را در فیلم مرد آهنی 3 شاهد بودیم. یعنی وقتی که فاش شد «ماندرین» مرموز (با بازی «بن کینگزلی» کبیر)، در واقع بازیگری بیش نیست و او تنها پوششی بوده برای عملیاتی که یک دانشمند یاغی اجرا میکرده. کلا این اقای بازیگر که اسمش «ترور اسلتری» (Trevor Slattery) بود، بار کمدی فیلم را به دوش میکشید و یک معتاد بود! در مجموع این قضیه به مذاق خیلی از هواداران مارول خوش نیامد و به عقیده آنها باعث شد تا حسابی گند بخوره به شخصیت ماندرین که دشمن شماره 1 مرد آهنی در دنیای کمیکه. به همین دلیل مارول مجبور شد فیلم کوتاهی بسازه که در آن معلوم شد ماندرین واقعی هنوز اون بیرونه. شما میتونید این فیلم کوتاه را اینجا دانلود کنید. البته این رو هم بگم که من شخصا حس میکنم این پیچش از نظر سینمایی واقعا هوشمندانه  بود . یعنی شما اگه طرفدار دنیای کمیک نباشی و فیلم رو ببینی ازش خوشت میاد. ولی برای طرفداران دنیای کمیک این پیچش به منزله توهین و بی احترامی بود به تاریخچه مرد آهنی و دشمن شماره یک او. در هر حال همانطور که در این مقاله هم گفته شد، مارول هنوز هم فرصت داره تا از این شخصیت در فاز بعدی خودش استفاده کنه.

 

1- «سوپرمن» گردن «زاد» را میشکند/مرگ مزخرف سوپرمن!

سوپرمن گردن زاد را میشکند

متاسفانه سوپرمن در دنیای گسترده سینمایی دی سی (DCEU) به هیچ وجه شخصیت پردازی مناسبی ندارد. او در فیلم مرد پولادین انگار در مبارزه با ژنرال زاد و افرادش به جان مردم عادی اهمیت نمیدهد و دست آخر هم که در اقدامی عجیب که صد در صد با ذاتش در دنیای کمیک در تضاد است ، گردن ژنرال زاد را میشکند! البته بعضی ها میگن این کار را کرد تا جون بقیه رو نجات بده. ولی آیا نمیتونست این کار رو به شکلی غیر مستقیم و تلویحی انجام بده؟ چون واقعا شکستن گردن برای شخصیتی مثل سوپرمن که سمبل امید در دنیای کمیک هستش، خیلی دارک و غیر قابل قبوله. تازه او این کار را در اولین فیلم خودش و اولین فیلم دنیای سینمایی دی سی (DCEU) انجام داد.

مرگ سوپرمن

و اما میرسیم به مرگ سوپرمن در فیلم "بتمن علیه سوپرمن" . این پیچش داستانی را شاید بگویید از دنیای کمیک و داستان معروف "مرگ سوپرمن" الهام گرفته بودند ولی در دنیای کمیک این اتفاق وقتی افتاد که سوپرمن نزدیک به 70 سال قدمت داشت! اما در در DCEU چطور؟ آیا او به اون قهرمانی که انتظار داشتیم تبدیل شده بود؟ آیا مردم دنیا او را به عنوان یک قهرمان محبوب و ناجی بشریت قبول کرده بودند؟ پس چرا او باید اینقدر سریع کشته میشد تا هیچ کس به مرگش اهمیت نده؟! ضمن اینکه همه میدونستند قراره برای فیلم "جاستیس لیگ" برگرده. پس اصلا این پیچش برای چی در داستان انجام شد؟!

برای شرح وضعیت اسفناک او در فیلم "بتمن علیه سوپرمن" هم اکتفا میکنم به نقل قول مختصری از نظر نویسنده بزرگ دنیای کمیک یعنی پیتر دیوید که قبلا در اینجا تو سایتمون گذاشته بودیم:

مشکل اینه که از اونجایی که سوپرمن مثل یک خدا به تصویر کشیده شده پس نمیتونه انسان باشه. و به عنوان یک تماشاچی سینما، شما با کسی همذات پنداری میکنید که شخصیتش انسانی باشه. 90 درصد زمانی که کویل روی پرده دیده میشه در حالت سوپرمن قرار داره، حتی وقتی کلارک کنته. به عنوان سوپرمن او هرگز لبخند نمیزنه، هرگز جوک نمیگه و هرگز اون لایه ای که در ان فرو رفته را نمیشکنه. حتی وقتی که یک ساختمان در کنارش منفجر میشه و همه رو به جز خودش میکشه ، او همین طور اونجا بی تفاوت ایستاده. او سعی نمیکنه بفهمه آیا کسی از این انفجار زنده مونده یا نه. او هیچ کاری نمیکنه. او فقط همونجا ایستاده؛ درست مثل خدایی که داره مشاهده میکنه این موجودات فانی و احمق (یعنی انسان ها) چطور عمل میکنند.

من اصلا اهمیتی به مرگ سوپرمن ندادم. اگر کریستوفر ریوز در فیلم "سوپرمن 2" میمرد من نابود شده بودم. حتی اگر براندون روث در فیلم "بازگشت سوپرمن" کشته میشد ، ناراحت میشدم. اما وقتی سوپرمنِ هنری کویل مرد، من هیچ حسی نداشتم. کاملا بی تفاوت بودم. با خودم فکر کردم که قطعا مثل کمیک ها او را برمیگردونند ولی بعدش به خودم گفتم که اگه برش نگردونند بهتره.

 مهدی ترابی مهربانی

 

 All rights reserved © Spidey.ir 2018

(هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مطالب مرتبط:

10 پیچش داستانی برتر در فیلم های کمیک بوکی

50 دلیل برای تنفر از فیلم "بتمن علیه سوپرمن"

15 سئوالی که هواداران درباره دنیای سینمایی مارول دارند

7 ابرشرور کمیک بوکی دنیای سینما که باید ریبوت شوند

15 اشتباه بزرگی که کریستوفر نولان در فیلم های بتمن مرتکب شد

20 دفعه ای که مارول و دی سی اینترنت را به آتش کشیدند

 10 ابرخبیث فوق العاده ای که در دنیای سینما خراب شدند

10 ابرقهرمان فوق العاده ای که در دنیای سینما خراب شدند

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 mtm 1397-01-26 12:10
دوستان لطفا این مقاله رو هم مثل همه مقالات من خوب بخونید و اگه جایی غلط تایپی داشت بگید که تصحیح بشه
#2 roham_shahi 1397-01-26 13:04
مقاله بسیار خوبی بود. بیشترش رو قبول داشتم مخصوصا واسه BvS واقعا کاری کردن که همه از سوپرمن متنفر شدن. کاش از اول درست انجامش میدادن و اینجوری به شخصیتا گند نمیزدن.
#3 Marc Spector 1397-01-26 16:11
خسته نباشید استاد ترابی تو مورد 10 نوشتید :
از نولان بپرسه.... پدر مادر خودت کشته بشن چی؟؟
#4 mokhtar 1397-01-26 16:16
جای بدترین پیچش دو عالم یعنی "مارتا" در مقاله خالیه :lol:
البته حالا که فکرش رو میکنم میبینم اون رو نمیشه پیچش داستانی به حساب اورد. یه جور حفره داستانی (plot hole) بود
#5 mokhtar 1397-01-26 16:17
به نقل از Marc Spector:
خسته نباشید استاد ترابی تو مورد 10 نوشتید :
از نولان بپرسه.... پدر مادر خودت کشته بشن چی؟؟

منظورش "پدر و مادر بروس وین" بود. من درستش کردم تو مقاله
#6 Twisto 1397-01-26 17:28
آقا مهدی بدجوری جای یه پیچش داستانی رو احساس میکنم. علاوه بر مرگ احمقانه سوپرمن که حدودا یکسال یا کمتر دوام اورد زنده شدنش بود که به شیوه ای کاملا افتضاح و خالی از هرگونه احساسات ساخته شد
آقا واقعا وقتی قراره اینجوری زنده بشه واسه چی اومدن اخر فیلم قبلی خاک هارو تکان دادند که شاید ما احتمال بدیم که شاید با نور خورشید زنده بشه؟
#7 Super Captain 1397-01-26 17:37
مثل همیشه عالی بود ...
فکر کردم تو مقاله به قضیه رابین در فیلم "شوالیه تاریکی بر میخیزد " هم اشاره میشه که چنگی به دل نمیزد :-*
#8 Captain Steve Lover 1397-01-26 17:57
مقاله مقاله ی کاملی بود ؛هرچند بازم یکی دو مورد شاید میتونست اضافه بشه به لیست ولی...

مرگ عمو بن و ربط دادنش به فلینت مارکو؛ ایده ی جالبی بود اما بد به تصویر کشیده شد...

در مورد کشته شدن سوپرمن...راستش خیلی بار ها و بار ها بحث شده و بحث کردیم که توی سینما نمیشه ۱۰۰‎٪ به کمیک وفادار بود؛ بعضی جاها باید قدرت ها و توانایی های شخصیت ها؛ وقایعی که رخ میده؛حتی لوکیشن های فیلم باید متفاوت تر از کمیک باشند برای جذب مخاطب...سوپرمن اصلا از اول اشتباه به تصویر کشیده شد؛ ببینید ثور هم توی کمیک یک خدا هست؛ توی سینما هم هست اما خیلی ضعیف تر و همین مسئله باعث محبوبیتش شده؛ اما اسنایدر “بدون توجه به شخصیت پردازی” میخواست فقط سوپرمن از نظر قدرت و توانایی مثل کمیک ها باشه...و به همین دلیل میگم از اول اشتباه به تصویر کشیده شد؛ که نتیجشم شد این...

در مورد ماندرین

این هم ایده ی خوبی بود!!!(که بد به تصویر کشیده شد) حالا چرا؟!
اگر یه همچین چیزی در قسمت های گذشته مرد آهنی اتفاق میفتاد و ماندرین واقعی رو در قسمت نهایی نشون میدادند واقعا دیدنی می‌شد...
اما چون تو قسمت نهایی به تصویر کشیده شد و دیگه هم معلوم نیست اصلا ماندرین واقعی رو ببینیم یا نه...
پیچش بیخودی بود...

در مورد مرگ پروفورسور و سایکلاپس هم...
خب آخرین مقاومت به معنی واقعی به برترین داستان تاریخ ایکس من گند زد و الان هواداران سینمایی هم احتمالا تصور خوبی از فیلم دارک فینیکس که سال آینده میاد ندارند(خودم هم امیدی بهش ندارم)
و اینی که بهش اشاره کردید فقط کی باز ایراداتش هست


پیچش مربوط به ساحره :-x
وای خدا...جوخه ی خودکشی به همراه چهارشگفت انگیز و لیگ عدالت پر ایراد ترین و ضعیف ترین فیلم های کمیک بوکی ساخته شده اند...
خب این دیگه یه پیچشیه که حتی ایدش هم خوب نبود...
ایراد از فیلمنامه هست (هرچند من شنیدم فیلمنامه این فیلم تو شش هفته نوشته شده :-| )

قضیه دومزدی و مارتا هم که دیگه جای بحث نداره...

فقط بنظرم پیچش داستانی فیلم واندروومن که “سر واتریک همون ارس هست” هم پیچش داستانی زیاد جالبی نبود...

بازم تشکر بابت مقاله
#9 Terminatrix IX9 1397-01-26 21:40
یعنی عاشق مقاله هایی هستم که درمورد فیلم و سریالهای کمیک بوکیه. ولی تو این مقاله اون قضیه تالیا الغول برام قابل هضم نیست. چون اولین بار که دارک نایت رایزز رو دیدم، واقعا از چاقو زدن میراندا تیت به بروس و تالیا بودنش شوکه شدم، برام بسیار جذاب بود که چنین پیچش داستانی رخ داد، چون انتظار همچین چیزی رو به هیچ وجه نداشتم و یاد هویت واقعی هنری دوکارد افتادم. واقعا تو اون مدت تالیا در نقش میراندا اصلا شک برانگیز نبود و حضور کمی داشت، به خاطر همین خوشم اومد و عشق بین به تالیا هم اصلا به ابهت بین خدشه وارد نکرد، اتفاقا قضیه رو جالب تر کرد. من که به شخصه از فیلم رایزز خوشم میاد، مخصوصا سکانس فرار از چاه با موسیقی زیمر که بسیار الهام بخش بوده برام. درضمن عاشق فیلم اسپایدرمن3 هستم و قضایای مردشنی اصلا به اون صورتی که میگن بد نبود. درضمن ونوم و تعاملات ادی براک با پیتر هم واقعا جذاب بود. نمیدونم چرا الکی گیر میدین به این فیلم ها؟؟؟ البته اشتباهات شخصیتی پیتر و بروس رو در هر دو تا فیلم قبول دارم. ولی من از فیلمهای کمیک بوکی لذت میبرم و مثل یه بچه شش ساله به همشون نگاه میکنم.(اولین بار تو این سن اسپایدرمن1 رو دیدم). و اولین قهرمان زندگیم بود و هست. صحنه های دویدن پیتر در کوچه و پاره کردن پیراهن و عوض کردن لباسش رو عاشقانه میپرستم با آهنگ عالی دنی الفمن. آها، راستی، یکی اون قضیه آماندا والر رو بیشتر میشکافه برام؟ :lol:
#10 Marc Spector 1397-01-27 07:53
استاد ترابی استن لی برای دیسی شخصیت خلق کرده؟
اخه تو یکی از مقاله های cbr خوندم یه رابین خلق کرده..
(ببخشید بابت اسپم)
#11 mtm 1397-01-27 10:26
به نقل از Marc Spector:
استاد ترابی استن لی برای دیسی شخصیت خلق کرده؟
اخه تو یکی از مقاله های cbr خوندم یه رابین خلق کرده..
(ببخشید بابت اسپم)

سلام من چند سال پیش تو یکی از کامنت های سایت به این سئوال پاسخ دادم
در اینجا:
llink.ir/81ve
#12 hassan91 1397-01-27 11:14
من واقعا تو فیلم دوم مرد عنکبوتی مارک وب انتظار نداشتم که پیتر پارکر قولش رو بشکنه، حتی حدس میزدم که وارد یک رابطه ی جدید با فرد جدیدی بشه. من به شخصه زیاد با سری دوم مرد عنکبوتی حال نکردم.
فیلم سوم ریمی هم که نمیشه گفت فیلم بدیه. بالا و پایین شدن رابطه‌ی پیتر با هری آزبورن و مری جین تو این فیلم دیدنیه حتی کشمکش درونی هری آزبورن. ولی همین پیچش هم گند زد. من واقعا دیگه انتظار نداشتم که چیز جدیدی از مرگ عمو بن ببینم.
عالم سینمایی دی سی که دیگه جای برای گفتن نداره.
ولی فیلم ولوورین ۲۰۱۳ یه صحنه خیلی جذابی داست که که اونم بعد تیتراژ بود که اریک و چارلز رو با هم دیدیم که با هم یکی شدن و دردسر جدیدی رو پیش رو دارن. اون صحنه رو خیلی دوست دارم.
#13 Thor 1397-01-27 17:34
به نقل از hassan91:
من واقعا تو فیلم دوم مرد عنکبوتی مارک وب انتظار نداشتم که پیتر پارکر قولش رو بشکنه، حتی حدس میزدم که وارد یک رابطه ی جدید با فرد جدیدی بشه. من به شخصه زیاد با سری دوم مرد عنکبوتی حال نکردم.
فیلم سوم ریمی هم که نمیشه گفت فیلم بدیه. بالا و پایین شدن رابطه‌ی پیتر با هری آزبورن و مری جین تو این فیلم دیدنیه حتی کشمکش درونی هری آزبورن. ولی همین پیچش هم گند زد. من واقعا دیگه انتظار نداشتم که چیز جدیدی از مرگ عمو بن ببینم.
عالم سینمایی دی سی که دیگه جای برای گفتن نداره.
ولی فیلم ولوورین ۲۰۱۳ یه صحنه خیلی جذابی داست که که اونم بعد تیتراژ بود که اریک و چارلز رو با هم دیدیم که با هم یکی شدن و دردسر جدیدی رو پیش رو دارن. اون صحنه رو خیلی دوست دارم.

پروفسور ایکس چطوری زنده بود مگه نمرده بود تو فیلم قبلی.مگنتو هم که قدرتاشو داشت اونم تو فیلم قبلی قدرتشو از دست داد ولی اخرش فکر کنم نشون دادن که مگنتو تونست اسب شطرنج رو تکون بده.منظور پروفسور چی بود از اون حرف که به لوگان گفت همون طور که قبلا بهت گفتم هر کسی یه توانایی داره. مگه پروفسور قدرت شفا دهی یا زنده کردن داره.دوستان کمیک خوان ایا پروفسور تو کمیک قدرت ویژه دیگه ای هم داره.


مگه ولورین چنگالاش قطع نشد و که بعدش دوباره به صورت استخوانی در اومد ولی تو فیلم روزهای گذشته اینده دوباره چنگالاش ادمانتیومی بود و به یک باره پیر شده بود.


ایا کسی مقاله ای درباره تایم لاین فیلم های ایکس من نوشته . چون من گیج شدم . هر فیلمی که میاد فیلم قبلی نقض می کنه.

ایا مقاله ای هم در باره تایم لاین mcu هست؟
#14 Marc Spector 1397-01-27 19:12
به نقل از mtm:
به نقل از Marc Spector:
استاد ترابی استن لی برای دیسی شخصیت خلق کرده؟
اخه تو یکی از مقاله های cbr خوندم یه رابین خلق کرده..
(ببخشید بابت اسپم)

سلام من چند سال پیش تو یکی از کامنت های سایت به این سئوال پاسخ دادم
در اینجا:
llink.ir/81ve

سپاس
#15 Twisto 1397-01-27 19:41
به نقل از Thor:
پروفسور ایکس چطوری زنده بود مگه نمرده بود تو فیلم قبلی.مگنتو هم که قدرتاشو داشت اونم تو فیلم قبلی قدرتشو از دست داد ولی اخرش فکر کنم نشون دادن که مگنتو تونست اسب شطرنج رو تکون بده.منظور پروفسور چی بود از اون حرف که به لوگان گفت همون طور که قبلا بهت گفتم هر کسی یه توانایی داره. مگه پروفسور قدرت شفا دهی یا زنده کردن داره.دوستان کمیک خوان ایا پروفسور تو کمیک قدرت ویژه دیگه ای هم داره.


مگه ولورین چنگالاش قطع نشد و که بعدش دوباره به صورت استخوانی در اومد ولی تو فیلم روزهای گذشته اینده دوباره چنگالاش ادمانتیومی بود و به یک باره پیر شده بود.


ایا کسی مقاله ای درباره تایم لاین فیلم های ایکس من نوشته . چون من گیج شدم . هر فیلمی که میاد فیلم قبلی نقض می کنه.

ایا مقاله ای هم در باره تایم لاین mcu هست؟


بله در فیلم Last stand پروفسور ایکس توسط فونیکس سیاه جین گری کشته شد مگنتو هم بعد از اخر فیلم معلوم شد داره قدرتهاشو دوباره به دست میاره پس در صحنه بعد از تیتراژ ولورین 2 ما پروفسور و مگنیتو رو دیدیم که درواقع پیش زمینه فیلم بعدی یعنی Days of future past بود راستش هیچوقت توضیح ندادن که پروفسور از کجا و چه جوری پیداش شد ولی میگن شاید قبل مردنش ذهنش رو به بدن یکی دیگه منتقل کرد و اونی که ما دیدیم خودش نبود و یکی شبیهش بوده یا اصلا یه کاری کرده که هرکی بوده ما پروفسور ایکس ببینیمش چون از این قدرتها داره.
در فیلم بعدی ابتداش در آینده ای تاریک بود و ولورین هم شاید ظاهرش یه کم مسن تر بود.
راجب تایم لاین ایکس من تو این سایت نه ولی سرچ کن
x-men watch order برات میاد
البته حق داری یه خورده گیج بشی
#16 Thor 1397-01-28 10:08
به نقل از Twisto:
به نقل از Thor:
پروفسور ایکس چطوری زنده بود مگه نمرده بود تو فیلم قبلی.مگنتو هم که قدرتاشو داشت اونم تو فیلم قبلی قدرتشو از دست داد ولی اخرش فکر کنم نشون دادن که مگنتو تونست اسب شطرنج رو تکون بده.منظور پروفسور چی بود از اون حرف که به لوگان گفت همون طور که قبلا بهت گفتم هر کسی یه توانایی داره. مگه پروفسور قدرت شفا دهی یا زنده کردن داره.دوستان کمیک خوان ایا پروفسور تو کمیک قدرت ویژه دیگه ای هم داره.


مگه ولورین چنگالاش قطع نشد و که بعدش دوباره به صورت استخوانی در اومد ولی تو فیلم روزهای گذشته اینده دوباره چنگالاش ادمانتیومی بود و به یک باره پیر شده بود.


ایا کسی مقاله ای درباره تایم لاین فیلم های ایکس من نوشته . چون من گیج شدم . هر فیلمی که میاد فیلم قبلی نقض می کنه.

ایا مقاله ای هم در باره تایم لاین mcu هست؟


بله در فیلم Last stand پروفسور ایکس توسط فونیکس سیاه جین گری کشته شد مگنتو هم بعد از اخر فیلم معلوم شد داره قدرتهاشو دوباره به دست میاره پس در صحنه بعد از تیتراژ ولورین 2 ما پروفسور و مگنیتو رو دیدیم که درواقع پیش زمینه فیلم بعدی یعنی Days of future past بود راستش هیچوقت توضیح ندادن که پروفسور از کجا و چه جوری پیداش شد ولی میگن شاید قبل مردنش ذهنش رو به بدن یکی دیگه منتقل کرد و اونی که ما دیدیم خودش نبود و یکی شبیهش بوده یا اصلا یه کاری کرده که هرکی بوده ما پروفسور ایکس ببینیمش چون از این قدرتها داره.
در فیلم بعدی ابتداش در آینده ای تاریک بود و ولورین هم شاید ظاهرش یه کم مسن تر بود.
راجب تایم لاین ایکس من تو این سایت نه ولی سرچ کن
x-men watch order برات میاد
البته حق داری یه خورده گیج بشی

ببخشید ولی من بازم متوجه نشدم چرا ولورین مسن تر شده بود و چنگالاش دوباره فلزی بود. و گفتن از وقتی میستیک اون دکتره رو کشت سنتیال ها ساخته شدن پس این همه مدت کجا بودن که یک باره تو صحنه بعد از تیتراژ ولورین بهشون اشاره شد.اینجا گفته شد که میستیک رو گرفتن و روی او ازمایش انجام دادن و مرده و حتی هنوز ولورین نزدشون نیومده بود.ولی تو سه قسمت قبلی ایکس من این اتفاقات نیافتاده بود و میستیک زنده بود و حتی ولورین پیش پروفسور اومده بود فکر کنم میستیک تو ایکس من ۳ یا ۲ کشته شد یا قدرتشو از دست داد.
#17 Twisto 1397-01-28 16:09
به نقل از Thor:
به نقل از Twisto:
به نقل از Thor:
پروفسور ایکس چطوری زنده بود مگه نمرده بود تو فیلم قبلی.مگنتو هم که قدرتاشو داشت اونم تو فیلم قبلی قدرتشو از دست داد ولی اخرش فکر کنم نشون دادن که مگنتو تونست اسب شطرنج رو تکون بده.منظور پروفسور چی بود از اون حرف که به لوگان گفت همون طور که قبلا بهت گفتم هر کسی یه توانایی داره. مگه پروفسور قدرت شفا دهی یا زنده کردن داره.دوستان کمیک خوان ایا پروفسور تو کمیک قدرت ویژه دیگه ای هم داره.


مگه ولورین چنگالاش قطع نشد و که بعدش دوباره به صورت استخوانی در اومد ولی تو فیلم روزهای گذشته اینده دوباره چنگالاش ادمانتیومی بود و به یک باره پیر شده بود.


ایا کسی مقاله ای درباره تایم لاین فیلم های ایکس من نوشته . چون من گیج شدم . هر فیلمی که میاد فیلم قبلی نقض می کنه.

ایا مقاله ای هم در باره تایم لاین mcu هست؟


بله در فیلم Last stand پروفسور ایکس توسط فونیکس سیاه جین گری کشته شد مگنتو هم بعد از اخر فیلم معلوم شد داره قدرتهاشو دوباره به دست میاره پس در صحنه بعد از تیتراژ ولورین 2 ما پروفسور و مگنیتو رو دیدیم که درواقع پیش زمینه فیلم بعدی یعنی Days of future past بود راستش هیچوقت توضیح ندادن که پروفسور از کجا و چه جوری پیداش شد ولی میگن شاید قبل مردنش ذهنش رو به بدن یکی دیگه منتقل کرد و اونی که ما دیدیم خودش نبود و یکی شبیهش بوده یا اصلا یه کاری کرده که هرکی بوده ما پروفسور ایکس ببینیمش چون از این قدرتها داره.
در فیلم بعدی ابتداش در آینده ای تاریک بود و ولورین هم شاید ظاهرش یه کم مسن تر بود.
راجب تایم لاین ایکس من تو این سایت نه ولی سرچ کن
x-men watch order برات میاد
البته حق داری یه خورده گیج بشی

ببخشید ولی من بازم متوجه نشدم چرا ولورین مسن تر شده بود و چنگالاش دوباره فلزی بود. و گفتن از وقتی میستیک اون دکتره رو کشت سنتیال ها ساخته شدن پس این همه مدت کجا بودن که یک باره تو صحنه بعد از تیتراژ ولورین بهشون اشاره شد.اینجا گفته شد که میستیک رو گرفتن و روی او ازمایش انجام دادن و مرده و حتی هنوز ولورین نزدشون نیومده بود.ولی تو سه قسمت قبلی ایکس من این اتفاقات نیافتاده بود و میستیک زنده بود و حتی ولورین پیش پروفسور اومده بود فکر کنم میستیک تو ایکس من ۳ یا ۲ کشته شد یا قدرتشو از دست داد.

ببین دوست عزیز اول فیلم روز های گذشته اینده در اینده بود یعنی سالها بعد از فیلم ولورین 2 به این دلیل مسن تر شده بود و فکر کنم پنجه های ادامانتیومی هم به کمک مگنیتو دوباره بازسازی شد.
سنتینل ها هم که قبل از اینکه میستیک به بولیوار تراسک شلیک کنه ساخته شده بودند و در دست اقدام بودند و هنوز بر علیه میوتانت ها استفاده نشده بودند ولی اگه میستیک تراسک رو میکشت کم کم انسانها سنتینل بیشتر میساختن تا نسل جهش یافته هارو در اینده نابود کنند و شما که میگی این همه مدت کجا بودند احتمالا فکرشو نمیکردند که اینقدر در اینده سنتینل ها براشون شاخ بشن که هم برای میوتانتها و حتی انسانها تا این حد خطرناک باشن.
در سه گانه اول بله میستیک زنده بود و قرار نبود اون موقع طی سه گانه اول بمیره که در همان اینده تاریک کشته شده حدودا ده ، بیست سال بعد از سه گانه اول و بله در فیلم ایکس من 3 نمرده بود قدرتاشو از دست داد و شد ضد مگنیتو ولی شاید مثل مگنیتو در اینده دوباره قدرتاش برگشتن برای همین تونستن ازش استفاده کنن تا اون سنتینل های پیشرفته اینده رو بسازن
ولورین هم بله اون زمان در دهه 80 میلادی تحت آزمایش پروژه سلاح ایکس بود منظورم همون ازمایش گاهست که به بدن ولورین فلز ادامانتیوم رو تزریق کردن پس درسته که اون موقع به ایکس من نپیوسته بود پس بعدا در اینده یعنی سال 2000 به ایکس من باید میپیوسته ولی به خاطر اتفاقات فیلم روز های گذشته و اینده احتمالا خیلی چیز ها تغییر میکنن که در کامنت بعدی یه توضیح کوچیک میدم
#18 Twisto 1397-01-28 16:25
فیلم های ایکس من به دو دسته یا بهتره بگم خط زمانی (Time Line) دسته بندی میشن:
تایم لاین اول: همون سه گانه ایکس من که از سال 2000 شروع شد و این خط زمانی تا فیلم ولورین 2 ادامه داشت.
تایم لاین دوم: همونی که از فیلم "کلاس اول" شروع میشه که از سال 1962 به بعد هستش که درواقع پیش در آمد همان تایم لاین اول هستش (یعنی داستان را پیش از وقوع داستان سه گانه اول روایت می کند و یه جورایی دنبالشه ولی برعکس)که با بازیگران جوانتر دوران جوانی و گذشته شخصیت های فیلم مثل پروفسور ایکس یا مگنیتو را روایت میکند که تا فیلم روز های گذشته و اینده همه چیز داشت طبق روال عادی گذشته شخصیت ها پیش میرفت که در تایم لاین اول وارد سالها بعد در اینده ای تاریک و پیش بینی نشده شدیم که به خاطر خرابکاری مسیتیک به وجود امده بود پس ایکس من های باقی مانده تصمیم گرفتند تا یکی که مقاومت زیادی را از طریق ذهنش را که وارد بدن دوران گذشته اش بشود میتواند تحمل کند (یعنی ولورین) را به گذشته بفرستند تا جلوی میستیک را بگیرند. وقتی موفق شدند جلوی میستیک را بگیرند در حقیقت گذشته را تغییر دادند که باعث شد تغییرات عظیمی در زمان اینده به وجود بیاید و ولورین نیز دوباره به اینده برگشت ولی در سال 2014 پس با توجه به تغییر گذشته ظاهرا جلوی خیلی از اتفاقات گرفته شد و مثلا سایکلاپس ، جین گری ، پروفسور اگزاویر ، استورم و... همگی زنده بودند.
در تایم لاین دوم هم همینطور مثلا یادته تو ایکس من 1 مگنیتو خبیث بود و مردم ضد جهش یافته ها؟ ولی تغییر تو گذشته باعث شد که دیگه این اتفاقات رقم نخوره و انسانها رابطه نسبتا خوبی با جهش یافته ها داشته باشن و مگنیتو هم اخرش نسبتا مثبت شد.

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید