معرفی 10 دشمن برتر سوپرمن (Superman Villains)

مقدمه: سوپرمن! او را به سادگی میتوان یکی از شناخته شده ترین و نمادین ترین شخصیت های نه تنها دنیای کمیک بلکه کل دنیای سرگرمی های تخیلی دانست. او از بهترین ها و قوی ترین ها و سخت کوش ترین ها و شجاع ترین ها و مهربان ترین ابرقهرمانان در دنیاست. و میتونه هر چالشی که بر سر راهش قرار میگیره رو رفع کنه. اما در هر حال در سالهای گذشته شخصیت های خبیثی بوده اند که برایش مشکلاتی ایجاد کرده اند. در این مقاله به معرفی 10 تا از بهترین های آنان میپردازیم.

 

  

10- متالو (Metallo)

 متالو (Metallo)

خلق شده توسط: رابرت برنستاین، ال پلاستینو

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 252 از کمیک Action Comics (می 1959)

«متالو» (با نام واقعی «جان کوربن»)  در واقع یک سایبورگ رادیو اکتیو است که به کریپتونایت (Kryptonite) سبز به عنوان انرژی خودش متکی است و همه هم میدونند که سوپرمن به ماده کریپتونایت نقطه ضعف داره. در واقع کریپتونایت  از بقایای سیاره زادگاه سوپرمن یعنی "کریپتون" بر جای مانده و زیر نور زرد رنگ خورشید برای سوپرمن مرگبار میشه. بنابراین او دشمن سوپرمنه و میتونه خیلی هم خطرناک باشه. یعنی تشعشعاتی که ازش خارج میشه میتونه برای سوپرمن مرگبار باشه. ما چندین بار شاهد بوده ایم که در کمیک بوک های انتشارات دی سی منشا و سرگذشت متالو  عوض شده است. به طور مثال جان کوربرن اولش یک خبرنگار بود که در تصادف ماشین به شدت آسیب میبینه و بعدش توسط دانشمندی به یک سایبورگ تبدیل میشه و برای اینکه قلبش به حیات ادامه بده به اورانیوم نیاز داشت و دست به دزدی زد و ... در اریجین بعدی اش دیدیم که یک خلافکاره و تو تصادف بدنش آسیب میبینه و سایبورگ میشه و ... اما در نسخه مدرن متالو دیده ایم که جان کوربن یک سرباز سابق بوده که در ارتش رویش آزمایش میشه و در نهایت به موجودی ماشینی تبدیل میشه که میتونه ذهن خودش رو وارد هر دستگاه تکنولوژیکی بکنه. بنابراین الان میتونه ماشین و تجهیزات و فن آوری مختلف رو هم به بدنش اضافه کنه. متالو دشمن درجه یک سوپرمن نیست و معمولا به عنوان نوچه یا دستیار دشمنان بزرگتر او به کار میره.

 

9- پاراسایت (Parasite)

 پاراسایت (Parasite)

خلق شده توسط: جیم شوتر

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 340 از کمیک Action Comics (آگوست 1966)

«پاراسایت» (که در زبان فارسی معنیش میشه «زالو» یا موجودی که برای بقا به دیگران نیاز داره) یکی دیگر از دشمنان معروف سوپرمن است که مثل متالو بارها اریجین و سرگذشتش تغییر کرده. اسم واقعی او «ریموند جنسن » هستش که در کمیک بوک های مدرن دی سی به «رودی جونز» تغییر پیدا کرده. او یک کارگر خرده پا در آزمایشگاه بود و به خیال اینکه یکی از ظرف های داخل آزمایشگاه حاوی اشیا قیمتی است ، بازش کرد و در نتیجه در معرض ماده ای عجیب و رادیو اکتیو قرار گرفت و به موجودی به نام پاراسایت تبدیل شد. او برای زنده ماندن باید از انرژی تغذیه کنه . اولش این نیاز او با گرفتن انرژی وجود دیگران برطرف میشد و بنابراین پاراسایت با لمس کردن انسان های معمولی آنها را میکشت. اما در مقابل موجوداتی دارای نیروی فوق بشری مثل سوپرمن، تماس مرگبار پاراسایت بهش این امکان رو میده که قدرت و حتی خاطرات آنها را ازشون بگیره و بنابراین میتونه خیلی دشمن خطرناکی باشه. هر اطلاعات و دانشی را که از این طریق به دست میاره را به خاطر میسپاره و بنابراین برخلاف اکثر دشمنان سوپرمن، معمولا از هویت مخفی سوپرمن باخبر است. پاراسایت میتونه دشمن بسیار نیرومندی برای سوپرمن باشه و از یاد نبریم که در داستان های اولیه اش زن و خانواده هم داشت که دیگه نمیتونست لمسشون کنه و همین باعث شد تا شخصیت غم انگیزی باشه.

 

8- مانگول (Mongul)

مانگول (Mongul)

خلق شده توسط: لن وین، جیم استارلین

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 27 از کمیک DC Comics Presents (نوامبر 1980)

«مانگول» ابتدا حاکم مستبد یک دنیای بیگانه وحشی بود (کلا سوپرمن دشمنانی که حاکم مستبد بوده باشند زیاد داشته) تا اینکه شهروندان آن دنیا شورش و مانگول را به فضا تبعید کردند. او سفر کرد و سعی نمود دیگر دنیاها را فتح کنه تا اینکه به سیاره ای مصنوعی به نام Warworld رسید که در آن بدون مشکلی حکمرانی کرد و ساکنین آنجا را مجبور میکرد تا مثل گلادیاتورها با هم بجنگند. بعدش هم سعی کرد کره زمین را به Warworld جدید خودش تبدیل کنه ولی سوپرمن به همراه گروهی از دیگر قهرمانان به سیاره او حمله کردند و با برکناری مانگول تهدید او به کره زمین را نیز خنثی نمودند. اولین نسخه از مانگول قدرت های زیادی داشت که حتی با قدرت سوپرمن نیز برابری میکرد . ضمن اینکه بسیار زیرک و بیرحم بود و اغلب از نیرنگ برای حمله به حریفان خود استفاده میکرد . معروف ترین عمل خبیث او وقتی بود که Coast City که زادگاه «هل جوردن» (گرین لنترن) هستش را نابود کرد (مانگول با این کار میخواست کره زمین را فتح کنه) . این عمل باعث شد هل جوردن در نهایت شخصیت بدی بشه (در این مقاله راجع به این موضوع توضیح داده شده). مانگول هم در نهایت در یک زندان بین کهکشانی زندانی شد. او سپس توسط دیوی به نام Neron کشته شد ولی مانگول 2 که پسرش بود، خیلی سریع خودش را مطرح کرد و با عضویت در گروه "سپاه سینسترو" به دشمن گرین لنترن ها تبدیل شد و حتی با شکست سینسترو رهبر آن گروه نیز شد. ولی سینسترو در نهایت برگشت و مانگول 2 نیز به یک Warworld جدید رفت.

در هر حال یکی از بهترین داستان هایی که مانگول با سوپرمن میجنگه را میتوانید اینجا در سایت ما با ترجمه فارسی بخوانید.

 

7- آقای میکسیزپیتلیک (Mister Mxyzptlk)

 آقای میکسیزپیتلیک (Mister Mxyzptlk)

خلق شده توسط: جری سیگل، جو شوستر

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 30  از کمیک Superman (سپتامبر 1944)

«میکسیزپیتلیک» یک Imp از بعد پنجم است که از قدرت های هرج و مرج طلبانه خودش در تغییر واقعیت برای اذیت و آزار سوپرمن استفاده کرده و میکند (Imp در افسانه های قدیمی اروپایی موجودی شبیه به جن و پری است). میکسیزپیتلیک یکی از قدیمی ترین دشمنان سوپرمن است که توسط خالقین او  یعنی «جری سیگل» و «جو شوستر» خلق شد و فقط وقتی میشد او را شکست داد که سوپرمن یک جوری فریبش میداد تا اسم خودش رو برعکس تلفظ کنه (یعنی Kltpzyxm) . گاهی اوقات هم شرایط یا ماموریت های عجیب یا غیر ممکنی برای سوپرمن خلق میکرد و وقتی سوپرمن بر آنها غلبه میکرد، میکسیزپیتلیک شکست میخورد. ما شاهد نسخه های مختلفی از این دشمن سوپرمن بوده ایم . میکسیزپیتلیک در ضمن یکی از معدود دشمنان سوپرمن است که از جادو استفاده میکند و همانطور که میدانید جادو در کنار کریپتونایت یکی از نقاط ضعف بزرگ سوپرمن محسوب میشه. معمولا داستان هایی که او در آنها حضور داره نسبتا خنده دار و حتی مسخره هستند اما گاهی وقتها هم دیده ایم که بسیار مرگبار و جدی ظاهر شده. مثلا در این داستان برتر سوپرمن که متوجه شدیم قصد کشتن سوپرمن و نزدیکان او را دارد. یا یک بار هم بخشی از قدرت های خودش رو به جوکر داد و جوکر هم در نهایت دنیا را به شکلی که دوست داشت تغییر داد!

 

6- ژنرال زاد (General Zod)

 ژنرال زاد (General Zod)

خلق شده توسط: رابرت برنستاین، جورج پاپ

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 283  از کمیک Adventure Comics (آوریل 1961)

درست مثل اکثر دشمنان قدیمی سوپرمن، «ژنرال زاد» نیز بارها دستخوش تغییراتی در سالهای گذشته شده است . یعنی نسخه های مختلفی از او وجود داشته و یا سرگذشت و اریجین وی تغییراتی کرده است. اما چیزی که در آنها ثابت مانده این است که «زاد» یکی از جنایتکاران جنگی در سیاره کریپتون (زادگاه سوپرمن) بود . بنابراین از هم نژاد های سوپرمنه و قدرت هایی مشابه با او را داره (به همین دلیله که خیلی ها او را انعکاس تاریکی از سوپرمن میدونند) او به خاطر جنایاتی که مرتکب شده بود توسط مقامات سیاره کریپتون و به ویژه پدر سوپرمن یعنی «جور – ال» (Jor-El) در جایی بین بعدی به نام "منطقه شبح" (Phantom Zone) زندانی شد . وقتی هم که آزاد شد به همراه دستیاران خود دست به طغیان زد و چون کریپتون منهدم شده بود  ، چندین بار  به سیاره زمین حمله کرد. او معمولا چون پدر سوپرمن بود که زندانی اش کرده، میخواهد از سوپرمن انتقام بگیرد. البته در سالهای اخیر دیده ایم که مثلا وقتی سوپرمن در New Krypton به ارتش ملحق شد، زاد فرمانده او بود!

 

5- دومزدی (Doomsday)

 دومزدی (Doomsday)

خلق شده توسط: دن جرگنز، برت بریدینگ، جری اوردوی، لوئیز سایمنسون، راجر استرن

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 18  از کمیک Superman: The Man of Steel (نوامبر 1992)

خیلی از شخصیت های خبیث بوده اند که سوپرمن را اذیت کرده اند . برخی مثلا او را شکست داده اند یا به نحوی بر وی علبه کرده اند ولی فقط یکی بوده که واقعا سوپرمن را کشته: دومزدی! در داستان بسیار معروف "مرگ و بازگشت سوپرمن" (The Death and Return of Superman) شاهد ورود این حریف توقف ناپذیر برای سوپرمن بودیم. گفته میشه دومزدی اصلی در دوران ماقبل تاریخ سیاره کریپتون میزیسته ولی دانشمندی به نام Berton باعث مرگش شد و بعد بقایای او را کلون کرد و اونقدر فرآیند کلون سازی او را تکرار کرد تا روند تکامل و رشد طبیعی او تسریع شود. ولی این کلون توانست از این فرآیند فرار کند. او سپس تصمیم گرفت در عالم هستی نابودی و تخریب به راه بیندازد و در طول هزاران سال دست به کشتار زد و بنابراین بهش لقب "دومزدی" به معنای "آخر جهان" دادند. سپس کارش به کره زمین کشید و در نبردی مرگبار با سوپرمن، کشته شد (سوپرمن هم در این نبرد کشته شد). سپس جسد او را به فضا فرستادند اما متاسفانه دوباره بیدار و قوی تر از قبل شد! از آن موقع تا به حال دومزدی بارها با سوپرمن سرشاخ شده و حتی کلون های دیگری نیز از رویش ساخته شده. او در داستان های Rebirth هم حضور داشته و در آرک اول کمیک های اکشن کامیکس با سوپرمن و لکس لوثر جنگید.

 

4- دارک ساید (Darkseid)

 دارک ساید (Darkseid)

خلق شده توسط: جک کربی

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 1  از کمیک Forever People (فوریه 1971)

«دارک ساید» را قبلا در این مقاله به عنوان یکی از دشمنان برتر گروه جاستیس لیگ معرفی کرده بودیم ولی او دشمن سوپرمن هم به حساب میاد. در هر حال او ارباب و حاکم مطلق سیاره "اپوکالیپس" است . اپوکالیپس سیاره ای است که موجودات خدامانندی دارد که خباثت عظیمی هم دارند. این سیاره در همان منظومه خورشیدی قرار دارد که سیاره "نیو جنسیس" (New Genesis) هم آنجاست منتهی در نیو جنسیس موجودات خدامانند بهتر و صالح تری زندگی میکنند! به عنوان حاکم اپوکالیپس ، دارک ساید اکثر زمان خودش را صرف تهدید شهروندان نیو جنسیس و البته دیگر نقاط عالم میکند تا بتونه به فرمولی به نام "معادله ضد حیات" (Anti-Life Equation) دست پیدا کنه. این فرمول اونقدر قدرت داره که میتونه باعث بشه دارک ساید بر تمام عالم هستی حکومت کنه. «جک کربی» کبیر بین سالهای 1970 تا 1973  دارک ساید را در داستانی بزرگ و در هم تنیده  که به Fourth World مشهور است خلق کرد. پس از مدتی و به ویژه بعد از آنکه کربی از دی سی رفت، دارک ساید و دیگر شخصیت های مهم Fourth World (که بهشون «خدایان جدید» یا New Gods گفته میشد) بیشتر و بیشتر با دیگر بخش های دنیای دی سی ارتباط برقرار کردند و در نتیجه دارک ساید به یکی از دشمنان اصلی سوپرمن تبدیل شد و بارها باهاش جنگید چون با ارتش خودش به سیاره زمین حمله میکرد تا آن را به تسخیر خودش دربیاره. سطح قدرت دارک ساید حتی از سوپرمن هم بالاتره و قدرتی مرموز هم داره به نام "تاثیر امگا" (Omega Effect) که به صورت اشعه ای مخرب از چشمانش بیرون میاد که میتونه حریف را تعقیب و سپس پودر و نابودش کنه.

 

3- بیزارو (Bizarro)

 بیزارو (Bizarro)

خلق شده توسط: اتو بایندر ، جورج پاپ

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 68  از کمیک Superboy (اکتبر 1958)

بیزارو سال 1958 خلق شده و بنابراین یکی از قدیمی ترین دشمنان سوپرمن محسوب میشه . او ابتدا در کمیک استریپ های روزنامه ای سوپرمن خلق شد و با وجود اینکه اتو بایندر و جورج پاپ خالق این شخصیت به شمار میروند اما «آلوین شوارتز» هم ادعا کرده که ایده این شخصیت از ذهن او گرفته شده. در هر حال این نسخه ناقص از سوپرمن محصول دستگاهی است که اشعه های کپی ساز (duplicating day) از خودش ساطع میکرد. خود بیزارو هم  از این دستگاه استفاده کرده تا از دوستان سوپرمن مثل لوئیز لین و جیمی اولسن نسخه های بیزارویی (!) درست کند. بعدش هم که نسخه ای برعکس از کره زمین به نام Bizarro World درست کرد. درسته که تا به حال چندین نسخه از بیزارو وجود داشته ولی در خلق شدن آنها همیشه قضیه "اشعه کپی ساز" به چشم میخورد. همچین معمولا این لکس لوثر هستش که این نسخه ها را میسازه. بیزارو در اصل نسخه معکوس و ناقص از سوپرمنه . در طول سالیان گذشته گاهی یک متحد برای سوپرمن بوده و گاهی هم یک دشمن سرسخت . گاهی هم یک ضدقهرمان بوده و گاهی نیز یک شخصیت بی‌طرف. داستان هایی هم که در آنها حضور داشته برخی اوقات خیلی بچه گانه بوده و گاهی هم خیلی جدی و خفن! بیزارو تمامی قابلیت‌های خارق‌العاده و ابرانسانی سوپرمن  را دارا می‌باشد و در عین حال فاقد هیچ یک از خصوصیات خویشتن داری اخلاقی اوست. در ضمنا، تقریبا از هر شخصیت دی سی یک نسخه بیزارویی هم وجود داشته!

 

2- برینیاک (Brainiac)

 برینیاک (Brainiac)

خلق شده توسط: اتو بایندر ، ال پلاستینو

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 242  از کمیک Action Comics (جولای 1958)

«برینیاک» یک هوش مصنوعی بیگانه است که ذهنی سرد و بی روح و حسابگر دارد و تقریبا غیر نابود شدن است و میتواند جسم خودش را به طور مداوم تعمیر کند . او اشتهایی سیری ناپذیر برای قدرت و دانش دارد. برینیاک در Colu خلق شده؛ سیاره ای که در آن منطق و دانش مهم تر از هر چیز دیگری هستند. هدف از خلق او این بود که دیگر سیاره ها و دنیاها را فتح کند. اولش قدرتی در حد و اندازه دیگر ساکنین این سیاره داشت چون میترسیدند از قدرتش سو استفاده کنه ولی برینیاک به هوشی بالاتر دست یافت و به تنهایی در عالم به راه افتاد تا دیگر سیاره ها را به تسخیر خودش دربیاره و اینچنین بود که با سوپرمن سرشاخ شد. برینیاک اغلب به شکل یک اندروید کچل و با پوستی سبز رنگ به تصویر کشیده می‌شود که روی سرش چیزهایی درخشان مثل الکترود به چشم میخورد. او معمولا شهرهای مختلف سیاره های دیگر را کوچک میکند و در یک بطری در کنار شهرهای کوچک شده دیگر نگه میدارد تا بعدا از اطلاعاتشون استفاده کنه. یک بار هم همین بلا را سر شهر Kandor از سیاره کریپتون آورد و بنابراین Kandor یکی از تنها بقایای کریپتون به حساب میاد   (در برخی نسخه ها، برینیاک حتی مسبب نابودی کریپتون نیز بوده). بعدها معلوم شد برینیاک هایی که سوپرمن باهاشون قبلا مبارزه کرده بوده نسخه بدلی یا نمایندگان برینیاک واقعی بوده اند. و وقتی برینیاک اصلی به زمین حمله کرد، سوپرمن او را شکست و سرانجام Kandor   را نجات داد و آن را به سایز اصلی خودش برگرداند تا به سیاره ای جدید در مدار زمین به نام New Krypton تبدیل بشه. ولی متاسفانه این سیاره زیاد دوام نداشت و دسیسه های برینیاک و «لکس لوثر» باعث نابودی آنها شد (برینیاک و لکس لوثر چندین بار با هم همکاری داشته اند). برینیاک همچنین در رویداد "همگرایی" (Convergence) دی سی نقش کلیدی داشت . در مجموع برینیاک بسیار نیرومند است چون دارای ضریب هوشی در سطح دوازدهم است که به او اجازه محاسبه، حافظه‌ای بهبود یافته، درک بسیار بالا از شاخهٔ مهندسی مکانیک، مهندسی زیستی، فیزیک، و دیگر علوم نظری و کاربردی، و همچنین دانشی گسترده از فناوری‌های متفاوت بیگانه‌ها را می‌دهد. یک عالمه قابلیت دیگه مثل تکنو تله پاتی، پرواز کردن ، تسخیر جسم و ذهن دیگران، تقلید از روی قدرت های سوپرمن و.... داره. ولی جالبه که نسبت به جرم و باکتری بسیار آسیب پذیره.

  

 

1- لکس لوثر (Lex Luthor)

 لکس لوثر (Lex Luthor)

خلق شده توسط: جری سیگل، جو شوستر

اولین حضور در دنیای کمیک: شماره 23 از کمیک Action Comics (آوریل 1940)

«لکس لوثر» فقط بزرگترین دشمن سوپرمن نیست، او یکی از بزرگترین دشمنان دنیای کمیک های دی سی است. ولی  همه چیز او در نهایت به سوپرمن ختم میشه. اگه یادتون باشه در این مقاله بهتون گفته بودم که فلسفه دشمنی لكس لوثر و سوپرمن در تناقض است : لكس انسانی است كه میخواهد موجودی فرا انسانی باشد ولی سوپرمن  موجودی فوق بشری است كه میخواهد ویژگی های انسانی داشته باشد. ضمن اینكه لكس هیچ ارزشی برای هم نوعان خود در كره زمین  قائل نیست و از آنها استفاده میكند تا دنیای خودش را داشته باشد ولی سوپرمن از آنجائیكه سیاره اش  نابود شده  ، دنیای خودش را در كره زمین و در بین مردم زمین جستجو میكند. به عبارتی دیگر لكس انسانی است كه با انسانیت بیگانه است ولی سوپرمن بیگانه ای است كه با انسانیت آشناست.

در هر حال شخصیت پردازی او در سالهای اخیر بین یک تاجر و سرمایه دار فاسد، دانشمند دیوانه ، رئیس جمهور منتخب و یک خبیث تمام عیار مغرور که به دنبال تصرف دنیاست متغیر بوده است. و همانطور که در این مقاله هم گفته شد برای مدتی یک شخصیت مثبت شده! اما چیزی که همیشه درباره او ثابته اینه که نفرت (یا شاید بهتره بگیم شیفتگی) لکس لوثر نسبت به سوپرمن اونقدر زیاده که هر کاری حاضره بکنه تا او رو به زیر بکشه اما دیگر اعضای جاستیس لیگ هم از نقشه های پلید او در امان نیستند. او حتی تونسته به این گروه نفوذ کنه و از هویت مخفی بتمن به عنوان یک برگ برنده استفاده کنه. لوثر آنقدر مکار است که توانسته برای مدتی کوتاه به سمت ریاست جمهوری آمریکا نیز دست یابد. ضمنا هر وقت آن زره سبز و بنفش معروف خودش را میپوشد انقدر قدرتمند میشه که میتونه حتی با سوپرمن هم دست و پنجه نرم کنه. این مسئله باعث میشه در سطحی فراتر از انسان های عادی که قادر نیستند با قهرمان هایی که قدرت های فوق بشری دارند، قرار بگیره.

درباره لکس لوثر توصیه میشه حتما این مقاله را هم بخوانید.

 

مهدی ترابی مهربانی

All rights reserved © Spidey.ir 2017

   (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

مطالب مرتبط:

کمیک بوک های سوپرمن به زبان فارسی

10 كمیك برتر سوپرمن (SUPERMAN)

سوپرمن، امام حسین (ع) و واقعه عاشورا

10 بلای بزرگی که لکس لوثر بر سر دیگران آورده است

10 ابر خبیث برتر دنیای کمیک بوک

10 دشمنی برتر در دنیای كمیك بوك

15 شرور برتر دنیای کمیک که قهرمان شدند

 رتبه بندی قوی ترین اعضای گروه جاستیس لیگ (JUSTICE LEAGUE)

10 ابرقهرمانی كه بهترین اریجین (ORIGIN) را دارند + ویدئو

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn