چیزهای جالبی که درباره مردعنکبوتی نمیدانستید! قسمت 46

چیزهای-جالبی-که-درباره-مرد-عنکبوتی-نمیدانستید-قسمت-46

این شماره را نیز مثل قسمت های قبلی تقدیم میکنیم به طرفداران پرشور مرد عنکبوتی که دوست دارند درباره گذشته و اسرار ناگفته این شخصیت بدانند!

برای خواندن قسمت های قبلی بروید اینجا.

 

- آیا میدانستید که "خانواده سیمپسون" در یکی از کمیک بوک های مردعنکبوتی حضور داشته اند؟

"خانواده سیمپسون" یا "سیمپسون‌ها" (The Simpsons) نام یک مجموعه تلویزیونی انیمیشن آمریکایی بسیار مشهور ساخته «مت گرینیگ» است که برای شبکه رسانه‌ای فاکس ساخته می‌شود. این مجموعه در شهر ساختگی اِسپرینگ‌فیلد اتفاق میفتد که فرهنگ آمریکایی، ارتباطات تلویزیونی و دیگر رفتارهای انسانی را به تصویر می‌کشد. از آغاز پخش مستقل این مجموعه در 17 دسامبر 1989، تا دسامبر 2017، 627 قسمت این پویانمایی پخش شده که در حال حاضر فصل 31 آن در حال پخش است. "سیمپسون‌ها" به طولانی‌ترین مجموعه آمریکایی تبدیل شده‌است. اعضای این خانواده بارها به صورت افتخاری در کمیک های مارول حضور داشته اند و «استن لی» هم در اپیزودهای این مجموعه حضور افتخاری داشته است. در نسخه سینمایی سیمپسون ها نیز شاهد اشاراتی به مردعنکبوتی بودیم (بوسه وارونه معروف فیلم "مرد عنکبوتی" و همینطور ترانه معروف کارتون اسپایدرمن که پدر خانواده یعنی «هومر» آن را با خوک خودش اجرا کرد!).

اسپایدر پیگ - خوک عنکبوتی - spiderpig

و اما در سال 2002 یک کمیک تک قسمتی تحت عنوان Spider-Man: Sweet Charity توسط «ران زیمرمن» و طراحی «داریک رابرتسون» منتشر شد که ایده جالب ولی عجیبی داشت: مردعنکبوتی در یک حراجی شرکت میکنه تا در ازای 100 هزار دلار که قراره صرف امور خیریه بشه، آخر هفته را با «جی جونا جیمسون» در خارج از شهر به اردو بره!

کمیک خیریه مردعنکبوتی

«جی لنو» کمدین آمریکایی، بازیگر، نویسنده، تولیدکننده، گوینده و مجری که شهرت و آوازه ای افسانه ای دارد و در سال 2014 به جمع افراد برگزیده در تالار افتخارات تلویزیون راه یافت نیز در این کمیک حضور افتخاری داشت (او و بارها در کمیک بوک های مختلف حضور افتخاری داشته):

جی لنو - مردعنکبوتی

همانطور که میشه حدس زد مردعنکبوتی و آقای جیمسون در طی این سفر ناخوشایند مدام با هم دعوا و جر و بحث دارند.

جیمسون اسپایدرمن

همچنین اسپایدرمن بچه شهره و در امور اردو زدن در جنگل تبحری نداره ولی جیمسون مهارت هایی در این زمینه داره. ضمن اینکه اسپایدرمن به خاطر خوردن یک سری تمشک به مشکل برمیخوره و اکثر اوقات مجبور میشه بره دستشویی پشت بوته ها!

مردعنکبوتی خنده دار

تا اینکه یکی از دشمنان قدیمی اسپایدرمن و جیمسون یعنی «مک گارگن» ملقب به «عقرب» باخبر میشه و میره سراغشون. او بدون آمادگی قبولی این کار رو میکنه و خیلی سریع در جنگل گرسنه ش میشه و به خانواده ای برخورد میکنه که برای پیک نیک آمده اند. وقتی نزدیک شد دیدیم که این خانواده همان خانواده معروف "سیمپسون" است (مارج با اون موهای آبی اش، هومرِ چاق، بارت با اون موهای سیخ سیخی خودش و لیزا با لباس معروف قرمزش).

گارگن سیمپسون ها

عقرب بهشون میگه که باید غذاشون رو بدزده چون تمام این چند روز رو با خوردن گوشت گرگ سپری کرده که با واکنش جالب بارت هم موجه میشه.

عقرب - خانواده سیمپسون

در ادامه هم عقرب با مردعنکبوتی و جیمسون مواجه میشه ولی دست آخر خرس ها حالش رو در غار جا میاورند!

 

- آیا میدانستید که «جان رومیتا» ابتدا سرگذشت متفاوتی برای «رابی رابرتسون» در ذهن داشت؟

رابی رابرتسون

پس از رفتن «استیو دیتکو» از مارول و کمیک های "مردعنکبوتی شگفت انگیز"، «جان رومیتا» جایگزین او شد و اتفاقاً در همین دوران بود که این کمیک، تونست با سبقت گرفتن از "چهار شگفت انگیز" به عنوان پرفروش ترین کمیک مارول خودش رو معرفی کنه. ضمن اینکه ظاهری که رومیتا برای اسپایدرمن خلق کرد بسیار نمادین و دوست داشتنی از آب درآمد و با سر به فلک گذاشتن محبوبیت این شخصیت، شاهد حضور او با همان شکل و شمایلی که رومیتا خلق کرده بود در تبلیغات و محصولات خارج از دنیای کمیک بودیم (در واقع ظاهری که رومیتا از اسپایدرمن به ما داد تا زمانی که «تاد مک فارلین» در اواخر دهه 80 میلادی طراح مردعنکبوتی شد کاملاً به عنوان نماد بصری که هواداران و مردم عادی از اسپایدرمن در ذهن خود دارند تثبیت شده بود). با این حال جالبه که خودِ جان رومیتا بارها اظهار داشته که همیشه فکر میکرده یک طراح موقتی برای اسپایدرمنه و هر لحظه احتمال میداد که دیتکو برگرده! و اگر دقت کنید در شماره های اولیه ای که برای "مردعنکبوتی شگفت انگیز" کار میکرد تا حدی داشت از سبک دیتکو تبعیت میکرد ولی تقریباً از شماره 50 بود که سبک رومیتا خودش رو به این عنوان تحمیل کرد و اتفاقا باعث محبوبیت بیشتر آن شد. گفته میشه حدود چهار سال گذشت تا اینکه رومیتا کاملا در نقش طراح این سری جا افتاد. او شخصیت های به یاد ماندنی خودش را نیز در همین دوران خلق کرد؛ کسانی مثل «کینگ پین»، «راینو»، «شوکر»، و ... یکی دیگر از این شخصیت ها «رابی رابرتسون» (یکی از سردبیران ارشد روزنامه "دیلی بیوگل") بود که تبدیل شده به یکی از مهم ترین شخصیت های فرعی دنیای مردعنکبوتی (این مقاله را بخوانید) و به نوعی معاون برای آقای «جی. جونا جیمسون» محسوب میشد (استن لی به رومیتا گفته بود که یک شخصیت جدید سیاه پوست به عنوان یکی سردبیر بخش اجتماعی "دیلی بیوگل" میخواد). این شخصیت به خاطر رنگ پوستش هم از اهمیت خاصی برخوردار بود زیرا از معدود شخصیت های رنگین پوست دنیای کمیک در زمان خود بود. اولین بار او را در شماره 51 از "مردعنکبوتی شگفت انگیز" و به عنوان شخصیتی که نامش برده نشد، دیدیم:

رابی رابرتسون

ولی در شماره بعدی و با ربوده شدن جیمسون به دست کینگ پین شاهد پررنگ شدن نقش این شخصیت شدیم:

کمیک قدیمی مردعنکبوتی

رومیتا گفته که میخواسته این شخصیت یک بوکسور حرفه ای سابق باشه و در اولین طراحی خودش برای این شخصیت، او را با گوش های شکسته ترسیم کرده بود (ورزشکاران رشته های رزمی یا کشتی گیران معمولاً به دلیل ضرباتی که بهشون وارد میشه گوش هایشان دچار شکستگی میشه که اصطلاحاً بهش "گوش گل‌کلمی" هم گفته میشه). در واقع رومیتا با این کار میخواست نشون بده که رابی گذشته سختی در محله های سیاه پوست نشین نیویورک داشته و با سختی مدارج ترقی رو طی کرده. اما «استن لی» مخالفت میکنه و بهش میگه: "اگر اینجوری گوش هاش رو طراحی کنی اون وقت مردم میگن رومیتا طراحی بلد نیست"!

توم استون و رابی رابرتسون

و جالبه که در دهه 80 میلادی بود که در کمیک های Spectacular Spider-Man شاهد بودیم با خلق شدن شخصیتی به نام «توم استون»، به گذشته سخت رابی هم اشاره شد زیرا سرگذشت توم استون و او با هم مرتبط بود.

 

- آیا میدانستید ابتدا قرار بود در "حداکثر کارنیج" کلتوس کسدی با درست کردن یک لباس مصنوعی به دنبال ونوم بره؟!

ماکزیمم کارنیج

"حداکثر کارنیج" (Maximum Carnage) یک کراس اُور 14 قسمتی عظیم بود که در دهه 90 میلادی در تمامی عناوین مربوط به مردعنکبوتی منتشر شد و در آن کلتوس کسدی در قامت «کارنیج» و پس از آزادی از زندان گروهی متشکل از خبیث های روانی و خطرناک مثل خودش تشکیل داد و در سطح شهر دست به کشتار و هرج و مرج زد و اسپایدرمن برای مهار او مجبور به اتحاد با دشمن دیگر خود یعنی «ونوم» شد. کم کم پای قهرمانان دیگر مارول هم به داستان باز شد تا به کمک اسپایدرمن بیایند و ... (در این مقاله یا این مقاله میتونید اطلاعات خوبی درباره این داستان به دست آورید). خیلی از هواداران قدیمی مردعنکبوتی دل خوشی از این داستان ندارند و آن را یکی از بدترین ها میدانند (این مقاله را بخوانید) ولی باید اعتراف کرد که بسیار محبوب و پرفروش شد و حتی یک بازی ویدئویی به طور مستقیم از رویش ساخته شد (این مقاله را بخوانید). اما شاید ندانید که ابتدا قرار بود داستان "حداکثر کارنیج" جور دیگری باشد. پیش نمایش یا preview special در دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی بسیار محبوب بودند و ناشرین چند ماه قبل از انتشار داستان ها و رویدادهای مهم خود اطلاعاتی از آنها چاپ میکردند ولی گاهی پروژه ها به سرانجام نمیرسید و یا تغییر میکردند. بنابراین زیاد نمیشد به آنها اتکا کرد. این اتفاق برای "حداکثر کارنیج" هم رخ داد. یعنی طبق پیش نمایش های منتشر شده قبل از این کراس اور، کلتوس کسدی قرار بود با ساختن یک لباس مصنوعی برای خود به دنبال ونوم برود تا لباسش را از او بگیرد! دلیلش هم این بود که در شماره 363 از "مردعنکبوتی شگفت انگیز" شاهد بودیم که لباس سیمبیوتی کارنیج نابود شد و کلتوس کسدی را به زندان انداختند. بنابراین قرار بود نشان داده بشه که کلتوس از این مساله خیلی ناراحته زیرا به سیمبیوت خودش معتاد شده و نمیتونه بدون اون زندگی کنه. در نتیجه سعی کرد به دنبال ادی براک بره تا یا سیمبیوت ونوم رو ازش بدزده یا مجبورش کنه که یک سیمبیوت دیگر مثل کارنیج برایش به دنیا بیاره (چون میدونید که سیمبیوت کارنیج از ونوم تولید مثل شده بود). او برای این کار قرار بود یک لباس مصنوعی برای خودش درست کنه و به تعقیب ونوم بپردازه و ...

کمیک کارنیج

ولی همانطور که گفته شد این ایده بعدا رها شد و ما دیدیم که سیمبیوت خون کلتوس را دچار جهش ژنتیکی کرده بوده و به همین دلیل او تونست نسخه ای از سیمبیوت را برای خودش بسازه و از زندان فرار کنه و دست به کشتار بزنه و اون قضیه رفتن به دنبال ونوم با لباس مصنوعی کاملا کنار گذاشته شد!

 

- آیا میدانستید در یکی از کمیک های بتمن  در دهه 60 میلادی به مردعنکبوتی اشاره مستقیم شده؟

اشارات به بتمن و سوپرمن در کمیک های مارول و البته کمیک های مردعنکبوتی بارها و بارها انجام شده است (این مقاله و این مقاله را بخوانید) و اسپایدرمن و بتمن کمیک مشترک هم داشته اند که در سایت ما ترجمه شده اند (اینجا و اینجا). اما در ماه نوامبر سال 1967 و در شماره 74 از سری کمیک بوکی Brave and the Bold که در آن بتمن معمولا با دیگر قهرمانان دی سی تیم آپ میکرد، شاهد همکاری او با Metal Men بودیم برای حل یک سری معماهایی درباره جنایات مرتبط با رُبات ها.

کمیک batman brave and the bold

در ابتدای داستان بتمن داره در تاریکی شهر گاتهام با اون چنگک های معروفش تاب میخوره و وقتی به میله پرچم میرسه و رویش پشتک میزنه با خودش میگه: "من این کار رو قبل از هر کس دیگری انجام میدادم که شامل اون پیتر تار افکن که اخیرا ظهور کرده هم میشه"!

متلک بتمن به مردعنکبوتی

خب معلومه که نویسنده داره به مردعنکبوتی اشاره میکنه و بهش تیکه میندازه! و البته عجیبه که "آکروباتیک بودن بتمن به عنوان شخصیتی که مهارت خاصی در تاب خوردن در سطح شهر داره"، هیچ وقت به عنوان یکی از ویژگی های اصلی او به شمار نیامده است! ولی در هر حال بنظر میاد نویسنده داشته یک جور عقده گشایی میکرده! (جالبه که هر وقت در دهه های 60 و 70 میلادی در کمیک های مارول به شخصیت های دی سی اشاره شده یا حالت ادای احترام داشت یا شوخی ولی دی سی هر وقت به مارولی ها اشاره میکرد بهشون کنایه میزد یا مسخره شون میکرد!).

 

مهدی ترابی مهربانی

 All rights reserved © Spidey.ir 2022

(هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn