شماره آخر مرد عنکبوتی: تجدید عهد/ Amazing Spider-Man: Renew Your Vows + لینک دانلود مستقیم

شماره آخر مرد عنکبوتی: تجدید عهد/ Amazing Spider-Man: Renew Your Vows + لینک دانلود مستقیم

 دنیای نبرد از قلمرو های زیادی تشکیل شده. یکی از این قلمروها دنيايي است كه در آن پيتر پاركر و  مري جين واتسون همچنان زن و شوهر هستند و يك بچه هم دارند!  

 

 

Amazing Spider-Man: Renew Your Vows #1

کمیک مرد عنکبوتی - تجدید عهد - renew your vows

مترجم: مهدی ترابی مهربانی

ادیتور، گرافیست و طراح کاور: R-Spidey

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

 

Amazing Spider-Man: Renew Your Vows #2

کمیک مرد عنکبوتی تجدید عهد شماره 2

مترجم: مهدی ترابی مهربانی

ادیتور، گرافیست و طراح کاور: R-Spidey

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

 

Amazing Spider-Man: Renew Your Vows #3

کمیک شماره 3 مرد عنکبوتی تجدید عهد

مترجم: مهدی ترابی مهربانی

ادیتور، گرافیست و طراح کاور: امیر علی آصفی

(A god name sparkles)

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

 

Amazing Spider-Man: Renew Your Vows #4

کمیک تجدید عهد اسپایدرمن

مترجم: مهدی ترابی مهربانی

ادیتور، گرافیست و طراح کاور: امیر علی آصفی

(A god name sparkles)

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

 

 

Amazing Spider-Man: Renew Your Vows #5

کمیک رینو یور واز

مترجم: مهدی ترابی مهربانی

ادیتور، گرافیست و طراح کاور: امیر علی آصفی

(A god name sparkles)

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

نظر شما درباره این داستان چیست؟

برای خواندن دیگر كمیك هایی كه در سایت ترجمه كرده ایم اینجا را كلیك كنید

 

مطالب مرتبط:

چگونه در كامپیوتر یا سیستم اندروید كمیك بخوانیم؟

پس از "جنگ های پنهان" دنياي مارول چه تغییراتی خواهد كرد؟

دن اسلات: منتظر تغییرات بزرگ باشید!

 کمیک Battleworld Ultimate End ترجمه شد + لینک دانلود مستقیم

 کمیک جنگ های پنهان (Secret Wars) ترجمه شد + لینک دانلود مستقیم

از "جنگ مخفی" مارول پرده برداری شد

پیش نمایش کمیک مرد عنکبوتی: تجدید عهد (renew your vows)

اعلامیه مارول به مناسبت 50 سالگی مری جین + واكنش spidey.ir

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: پیتر پاركر و مری جین ازدواج میكنند!

ازدواج مجدد پيتر و مري جين؟ (خبر اپديت شد)

بعد از "جنگ های پنهان" (Secert Wars) چه بر سر مرد عنکبوتی شگفت انگیز خواهد آمد؟

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

+1 #271 agh 1394-06-11 18:36
نقد شماره 4 مرد عنکبوتی تجدید عهد
من قبل از اینکه این شماره رو بخونم فکر می کردمافراد ریجنت ام جی و انی رو گرفتن اما خدارو شکر کار گروه مقاومت بوده.
وقتی پیتر عصبانی بود و فکر میکرد افراد ریجنت خانوادش بردن واقعا صحنه جالبی بود.
عصبانی بود و کریون پرت کرد اونور.واقعا خون جلوی چشاش گرفته بود.(دعوا ناموسی شده بود :lol: )
اون لحظه که مردشنی دراومد و جنگید خیلی باحال بود.
خیلی قشنگ طراحی کرده بودن.
مبارزه انب خیلی باحال بود.همه شاخ دراورده بودن.
امیدوارم تو قسمت بعدی دووم باشه.
نمره من به این شماره اعم از داستان و ادیت وترجمه 10 از 10
راستی یکی از دوستام با نام کاریری Samspider عضو سایت شده بود اما بخاطر اینکه نظر نمیداد سایت حذفش کرده.
لطفا حسابش راه بیندازید.
به من قول داده که حتما نظر می ده.
با تشکر
+3 #272 New Goblin 1394-06-11 21:02
نظر-نقدی بر شماره 4 کمیک مرد عنکبوتی شگفت انگیز:تجدید عهد
خب،همونطور که قبلا گفته بودم بنده از سری جنگ های پنهان و سری های فرعی جا موندم ولی فعلا سری اصلی رو خوندم و جنگ داخلی و تازه هم تجدید عهد رو تا شماره 4 رسوندم.

از اونجایی که یکم برای نظر-نقد سه شماره اول دیر هست و (واقعا هم عذر میخوام) سه شماره اول یه بررسی اجمالی میکنم و شماره 4 رو بیشتر بررسی میکنم
سری تجدید عهد ایده جذابی داره اینکه یه آدم زورگو مثل ریجنت بیاد همه ابرقهرمانهارو زندانی کنه و قدرتشونو بگیره و ازش برای هدفش استفاده کنه واقعا جالبه.در این میان تنها ابرقهرمانی که هنوز دستگیر نشده اسپایدرمن هست که نشون میده پیتر یک نابغه هست که به خوبی خودشو پنهان کرده.نویسنده این ویژگی پیتر رو درک کرده

نکته دیگه جالب این سری شخصیت پخته و کاملا تحت تاثیرگذار مری جین هست!واقعا اعصابم از دست اسلات خورده که وقتی میتونه همچین مری جین شجاع،مسئولیت پذیر و فداکار رو نشون بده تو سری سوپریور و امیزینگ بعد از سوپریور خیلی بد نشون داد و اصلا نقش مهمی نداشت!

به شخصه این صحنه اشکمو درآورد و هنوزم که هنوزه اون یکی از بهترین صحنه ها در این سری میدونم:




کلا شخصیت پردازی و هوش خوب همه شخصیتا از نقاط قوت این سری هست.مثلا با اینکه اینهمه مدت پیتر در برابر بروز دادن قدرتهاش مقاومت کرده با شنیدن خبر حمله به مدرسه دخترش دیگه شوخی نداره که نشون میده پیتر واقعی جون اعضای خانوادش از همه چیز براش عزیزتره در مورد هوش خوب مثلا در شماره 3 به محض اینکه پیتر لباس اسپایدرمن رو میپوشه و به کمک افراد حاضر در محل حمله شده توسط شش خبیث ریجنت میره میستریو فورا دست به کار میشه ببینه از بین خانواده های حاضر کدومشون یکیشون نیست!که البته بازم به خیر میگذره!

حالا بررسی شماره 4...

شماره 4 با تعریف انی از سرگذشت خودش شروع میشه و نشون میده که مشکلاتی برای کنترل قدرتش داشته.به شخصه این جمله نه،آنی! منو هم کلافه کرد چه برسه به خود آنی!البته حق هم داشتن چون وضعیت خطرناک بود ولی خب به قول آنی شانس در خانواده پارکر موروثیه و هر دفعه به خیر گذشت!

اسپایدرمن مثل همیشه از پس شش خبیث بر میاد.مرد شنی هم که برام جالب بود که به اسپایدرمن کمک کرد البته چاره دیگه ای نداشت اونها هردو یه دشمن مشترک داشتن.

در مقر پایگاه مقاومت هاکای رو میبینیم که اسپایدرمن رو بزدل میدونه و به نجات دادنش اهمیت نمیده که تا حدودی حق داره چون وقتی در مشکل هستی و مخصوصا مورد حمله قرار گرفتی انتظار کمکی از دوستانت داری ولی خب اسپایدرمن آیا میتونست خانوادش رو ول کنه؟به هر حال شخصیتش بسیار جالب بود و خوشم اومد.ولی نکته جالبتر این بود که مری جین مثل یک همسر وفادار از پیتر دفاع کرد.گه باز هم شخصیت پردازی کار شده مری جین رو نشون میده.

میرسیم به مبارزه شش خبیث ریجنت و مقر گروه مقاومت.این صحنه کمی طنز داشت و اون ضربه ای که آنی به کریون زد واقعا خنده دار بود!ولی یجورایی نشون داد بعضی از افراد 6خبیث هرچقدر هم خبیث باشن بازم کمی احساس دارن و جلوی یه دختر با سن پایین نمیتونن به اون شدتی بجنگن که با پیتر میجنگیدن.مثل جایی که شوکر گفت:
-هی!من بچه کوچولو هارو نمیزنم!
مری جین رو هم دیدیم که به دخترش افتخار میکنه و میگه:
-کارش خیلی خوبه!

فداکاری جاناتان اوهن و مرد شنی هم تاثیر گذار و قهرمانانه بود...یکی دیگر از جملاتی که خیلی خوشم اومد از این شماره:
آنی:بهم اعتماد کن از عهده اش برمیام
مری جین:نه عزیزم،ما از عهده اش بر میام!
و اینجوری بود که مادر و دختر رفتن برای ریحنت!!!

ترجمه:بر همگان واضح و مبرهن هست که آقای ترابی بهترین مترجم سایته و ترجمه هاش نارگیله!

ادیت:من کلا حرفی ندارم...شما فقط اون نوشته های شنی سند من رو ببینید تا به اوج هنر دوست خوبم آقای آصفی پی ببرید...کسی که وقتی تازه تو سایت عضو شد و من براش آواتار ساختم و حتی ادیت کردن رو بعد از من شروع کرد حالا از من هم جلو زده..!آفرین امیرعلی!

نمره به همه چیز:10/10

بازم عذر میخوام اگه نقدم خوب نیست چون زیاد مهارت ندارم و همونطور که گفتم بیشتر نظره!
+2 #273 A god name sparkles 1394-06-11 21:17
#272 اختیار داری وحیدرضا، ما کوچیک شماییم ;-)
یادش بخیر چه خاطره ی خوبی رو یادم انداختی، اون روزا در بدر دنبال آواتار بودم و به همین واسطه هم رفیقی مثل تو رو پیدا کردم، خیلی مخلصیم :lol:
+2 #274 New Goblin 1394-06-11 21:28
273#
;-) ;-)
+1 #275 crash 1394-06-14 12:27
خسته نباشید آقای ترابی خیلی ممنون
آقای آصفی از شما هم ممنونم
ادیت عالی بود به خصوص نوشته های مرد شنی! 8) به نقل از mtm:
امروز بلاخره اون کره زمین فلزی رو تو شهر نیویورک پیدا کردم ! همون جایی که پیتر تو شماره 700 مرد عنکبوتی شگفت انگیز میمیره ! درست کنار ضلع شرقی "پارک مرکزی " شهره و جلوی درب ورودی مترو:

uplooder.net/.../...


نایب الزیاره ما هم باشید استاد! :lol: :lol: :lol:
+2 #276 mokhtar 1394-06-25 09:56
نقد شماره 5 از کمیک مرد عنکبوتی تجدید عهد


راستش رو بخواهید اولین بار که این شماره را خواندم خیلی منو جذب نکرد یعنی به نظرم خیلی خوب بود ، خیلی fun بود، لحظات cool و ماندگار داشت، طراحی هاش عالی بود و ... ولی چیز دیگری ازش انتظار داشتم. چطور بگم ... حس میکردم اونی نبود که باید باشه . به عبارت دیگه ، با توجه به اتفاقاتی که تو شماره های قبل افتاده بود و اون set-up تاریکی که اسلات برامون خلق کرده بود انتظار یک پایان خفن تر رو داشتم، پایانی که با مرگ چند شخصیت همراه بشه و ...

با خودم فکر کردم شاید مشکل از دان اسلاته یا حتی مارول که بهش اجازه نداده این کمیک رو به جای 5 قسمت، در 6 قسمت روایت کنه. ولی هر چی فکر میکردم به نتیجه نمیرسیدم . نمیفهمیدم هدف اصلی از این کمیک چی بوده

تا اینکه به مهدی زنگ زدم . گفت "برو دوباره کمیک رو بخون. تم اصلی داستان رو پیدا میکنی" . منم رفتم دوباره و سه باره خوندمش و بلاخره فهمیدم قضیه چیه!

در واقع اسلات نه میخواسته آخرین داستان مرد عنکبوتی رو تعریف کنه، نه میخواسته فقط روایتگر عشق پیتر به خوانواده اش باشه و اینکه جون خودش رو میده تا اونا زنده باشند بلکه او میخواسته اصلی ترین رکن شالوده شخصیت پیتر پارکر /اسپایدرمن رو به تصویر بکشه و اون چیزی نیست جز "مسئولیت پذیری"!

این همون چیزیه که اسلات در شماره اول پایه گذاری کرد یعنی اون جایی که پیتر دست به قتل زد و ونوم رو کشت . حالا و در این مشاره میبینیم که پیتر درست لحظه ای که میتونه با اون شی برنده ای که از لباس مری جین کنده به گلوی ریجنت حمله کنه و کلکش رو بکنه، ناگهان در لحظه آخر از مشت خودش استفاده میکنه و با خودش میگه: "باید بابایی باشم که دخترم نیاز داره. من میتونم از خانواده ام محافظت کنم بدون اینکه اصول خودم رو زیر پا بزارم . در این لحظه بزرگترین عهد خودم رو تجدید میکنم". آری دوستان ! اسلات در این لحظه کاری میکنه اسپایدی ما بزرگترین عهد خودش رو تجدید کنه و آن عهد چیزی نیست جز "قدرت زیاد، مسئولیت زیادی هم به همراه می آورد" . پیتر در اون لحظه میفهمه که اگه جلوی دخترش گلوی ریجنت رو ببره دیگه هرگز نمیتونه اون الگویی باشه که دخترش بهش نیاز داره و حتی از اون بالاتر نمیتونه الگویی که جامعه بهش نیاز داره باشه چون مردم شهر هم اونجان و از خود میپرسیدند: اینم که مثل ریجنت فقط میخواد به "هدفش" برسه و اگه لازم باشه دست به قتل هم میزنه"

www.uplooder.net/.../1.jpg

پیتر این این عهد را در شماره 1 فراموش کرد ولی حالا دوباره اون رو تجدید میکنه. این تم اصلی این سری بود و اسلات اون رو به بهترینو سرگرم کننده ترین شکل ممکن روایت کرد. حالا مسائل فرعی مثل ریجنت، گروه مقاومت و حتی زن و بچه پیتر همه و همه در خدمت همین هدف هستند.

به همین دلیله که وقتی مری جین ازش میپرسه " اگه واقعا دخترت در خطر بود حاضر بودی ریجنت رو بکشی؟" ولی پیتر سکوت میکنه و ما میدونیم که جوابش "نه" هستش چون پیتر دوباره عهد قدیمی خوشد رو تحدید کرده.

من زیاد نمیخوام درباره این شماره حرف بزنم ولی حرف زیاد دارم و میتونم کلی درباره لحظات باحال این شماره حرف بزنم یا درباره طراحی های خارق العاده اون که عالی و به طور کاملا قابل فهم داستان رو روایت میکنند حرف بزنم ولی اونا رو میزارم به عهده دیگر منتقدین سایت چون به نظرم به مهم ترین بخش داستان اشاره کردم و همین کفایت میکنه .

در پایان تشکر میکنم از دن اسلات و اقای کوبرت به خاطر این داستان خارق العاده. اونا در این دوران سخت که متاسفانه کشتن و اهمیت ندادن به جون دیگران تا حدی در عالم کمیک های ابرقهرمانانه مد شده، بار دیگر به ما نشون میدن که مسئولیت پذیری یعنی چی و اینکه فرق پیتر با دیگران در چیست

و تشکر میکنم از اقای ترابی، اقای آصفی و آقا رضا به خاطر ترجمه و ادیت این کمیک بینظیر.
نمره من به داستان: 10 از 10
طراحی : 10 از 10
ادیت و ترجمه: 10 از 10
(یه تشکر ویژه از اقای ترابی به خاطر اون جوک باحال! راستش، نشنیده بودمش و از موقعی که خوندمش هر وقت یادش می افتم خنده ام میگیره)
+1 #277 Doc Strange 1394-06-25 10:03
مختار تو رو دست کل تندرها و فلش هارو هم زدی :lol:
بابت ترجمه و ادیت هم تشکر فراوان که برامون وقت گذاشتید و این کمیک زیبا رو ترجمه کردید و فعلا با موبایل اومدم بعدا دانلو میکنم میخونم بهش نمره بدم
#278 M.M 1394-06-25 10:15
ممنون که آخرین جلدشو ترجمه و به انتشار گذاشتید :lol:
+3 #279 parker 1394-06-25 10:34
عالی بود!!!!!!! تشکر از همه ، تشکر از آقای ترابی ، تشکر از آقای آصفی واقعا جزء بهترین داستان های کمیک بوکی بود.
ممنون دن اسلات . با این که سر قضیه کمیک های شگفت انگیز ازت متنفر شدم ولی دوباره خاطرات خوب قدیم رو زنده کردی. حالا شدثی اون چیزی که باید باشی. این کمیک های زیر مجموعه سکرت وارز همشون خیلی خوبن. داستان عالی ، طراحی عالی ، ترجمه فوق العاده ، ادیت بی نظیر . واقعا دم همه بچه های اسپایدی گرم.
+2 #280 young spider 1394-06-25 10:53
مینی مینی نقد:
داستان که عالی تموم شد. طراحی عالی. شخصیت پردازی ها عالی. خط روایت داستانی عالی. روند عالی. کلا عالی.
نمره کلی: ۱۰ از ۱۰
از آقا ترابی و آقای آصفی و آقا رضا هم تشکر می کنم
( در ضمن به قول عمو مختار واقعا جوکش خیلی خوب بود)
+5 #281 mokhtar 1394-06-25 11:09
نقد شماره 5 از کمیک مرد عنکبوتی تجدید عهد


راستش رو بخواهید اولین بار که این شماره را خواندم خیلی منو جذب نکرد یعنی به نظرم خیلی خوب بود ، خیلی fun بود، لحظات cool و ماندگار داشت، طراحی هاش عالی بود و ... ولی چیز دیگری ازش انتظار داشتم. چطور بگم ... حس میکردم اونی نبود که باید باشه . به عبارت دیگه ، با توجه به اتفاقاتی که تو شماره های قبل افتاده بود و اون set-up تاریکی که اسلات برامون خلق کرده بود انتظار یک پایان خفن تر رو داشتم، پایانی که با مرگ چند شخصیت همراه بشه و ...

با خودم فکر کردم شاید مشکل از دان اسلاته یا حتی مارول که بهش اجازه نداده این کمیک رو به جای 5 قسمت، در 6 قسمت روایت کنه. ولی هر چی فکر میکردم به نتیجه نمیرسیدم . نمیفهمیدم هدف اصلی از این کمیک چی بوده

تا اینکه به مهدی زنگ زدم . گفت "برو دوباره کمیک رو بخون. تم اصلی داستان رو پیدا میکنی" . منم رفتم دوباره و سه باره خوندمش و بلاخره فهمیدم قضیه چیه!

در واقع اسلات نه میخواسته آخرین داستان مرد عنکبوتی رو تعریف کنه، نه میخواسته فقط روایتگر عشق پیتر به خوانواده اش باشه و اینکه جون خودش رو میده تا اونا زنده باشند بلکه او میخواسته اصلی ترین رکن شالوده شخصیت پیتر پارکر /اسپایدرمن رو به تصویر بکشه و اون چیزی نیست جز "مسئولیت پذیری"!

این همون چیزیه که اسلات در شماره اول پایه گذاری کرد یعنی اون جایی که پیتر دست به قتل زد و ونوم رو کشت . حالا و در این مشاره میبینیم که پیتر درست لحظه ای که میتونه با اون شی برنده ای که از لباس مری جین کنده به گلوی ریجنت حمله کنه و کلکش رو بکنه، ناگهان در لحظه آخر از مشت خودش استفاده میکنه و با خودش میگه: "باید بابایی باشم که دخترم نیاز داره. من میتونم از خانواده ام محافظت کنم بدون اینکه اصول خودم رو زیر پا بزارم . در این لحظه بزرگترین عهد خودم رو تجدید میکنم". آری دوستان ! اسلات در این لحظه کاری میکنه اسپایدی ما بزرگترین عهد خودش رو تجدید کنه و آن عهد چیزی نیست جز "قدرت زیاد، مسئولیت زیادی هم به همراه می آورد" . پیتر در اون لحظه میفهمه که اگه جلوی دخترش گلوی ریجنت رو ببره دیگه هرگز نمیتونه اون الگویی باشه که دخترش بهش نیاز داره و حتی از اون بالاتر نمیتونه الگویی که جامعه بهش نیاز داره باشه چون مردم شهر هم اونجان و از خود میپرسیدند: اینم که مثل ریجنت فقط میخواد به "هدفش" برسه و اگه لازم باشه دست به قتل هم میزنه"




پیتر این این عهد را در شماره 1 فراموش کرد ولی حالا دوباره اون رو تجدید میکنه. این تم اصلی این سری بود و اسلات اون رو به بهترینو سرگرم کننده ترین شکل ممکن روایت کرد. حالا مسائل فرعی مثل ریجنت، گروه مقاومت و حتی زن و بچه پیتر همه و همه در خدمت همین هدف هستند.

به همین دلیله که وقتی مری جین ازش میپرسه " اگه واقعا دخترت در خطر بود حاضر بودی ریجنت رو بکشی؟" ولی پیتر سکوت میکنه و ما میدونیم که جوابش "نه" هستش چون پیتر دوباره عهد قدیمی خوشد رو تحدید کرده.

من زیاد نمیخوام درباره این شماره حرف بزنم ولی حرف زیاد دارم و میتونم کلی درباره لحظات باحال این شماره حرف بزنم یا درباره طراحی های خارق العاده اون که عالی و به طور کاملا قابل فهم داستان رو روایت میکنند حرف بزنم ولی اونا رو میزارم به عهده دیگر منتقدین سایت چون به نظرم به مهم ترین بخش داستان اشاره کردم و همین کفایت میکنه .

در پایان تشکر میکنم از دن اسلات و اقای کوبرت به خاطر این داستان خارق العاده. اونا در این دوران سخت که متاسفانه کشتن و اهمیت ندادن به جون دیگران تا حدی در عالم کمیک های ابرقهرمانانه مد شده، بار دیگر به ما نشون میدن که مسئولیت پذیری یعنی چی و اینکه فرق پیتر با دیگران در چیست

و تشکر میکنم از اقای ترابی، اقای آصفی و آقا رضا به خاطر ترجمه و ادیت این کمیک بینظیر
نمره من به داستان: 10 از 10
طراحی : 10 از 10
ادیت و ترجمه: 10 از 10
(یه تشکر ویژه از اقای ترابی به خاطر اون جوک باحال! راستش، نشنیده بودمش و از موقعی که خوندمش هر وقت یادش می افتم خنده ام میگیره)
+2 #282 M. goblin 1394-06-25 11:11
من یه سوال برام پیش اومده
یه سری تناقضات در دنیای نبرد وجود داره...
مثلا اخر همین کمیک.مری جین میگه:
ریجنت تمام این کارا رو کرد تا با یکی به اسم دووم بجنگه؟

8pic.ir/.../...

جوری که انگار چیزی درمورد دووم نمیدونه.در حالی که دووم خدا هستش و در کمیک های دیگه بیشتر میدونن. مثلا در مارول کوچولو یه مجسمه از دووم هستش.

8pic.ir/.../...

الان دووم با خدا بودنش نمیشناستش؟

در جاهای دیگه هم، مثلا کمیک الد من لوگان، لوگان درمورد ارتش تور ها چیزی نمیدونه!

8pic.ir/.../...

در حالی که تور ها پلیس های باترورلد هستن و اصولا همه باید اونا رو بشناسن. پس چطوره که ولورین اونا رو نمیشناسه؟ ولی داخل کمیک پیان نهایی اینا درمورد ثور ها میدونن

8pic.ir/.../...

و چیز دیگه.همون طور که میدونیم دووم خانواده شگفت انگیز رو گرفته برا خودش.پس اصولا نباید از اینا نسخه ی دیگه ای از اینا باشه.سو زنشه اونا بچه هاشن جانی که شده خورشید و ریچارد هم که کلا محو شده از این دنیا.ولی داخل کمیک پایان نهایی ما دو یا سه عضو از FF رو میبینیم
8pic.ir/.../...
حالا اینا احتمال دارن شخصیت های جدیدی باشن ولی ما در جاهای دیگه کمیک جانی رو میبینیم.

8pic.ir/.../...

؟؟؟؟

و یا همونطور که میدونید دووم تمام الترون ها و زامبی های مارول رو به شیلد انتقال داده تا حطری ایجاد نکنن.پس چطور میشه که در کمیک مارول کوچولو، یه الترون هست؟

8pic.ir/.../...

این ها همه میتونه یه دلیلی داشته باشه.اشتباه نویسنده ها در بعضی جاها یا این که موضوع یه چیز دیگست. مثلا ممکنه در قسمت اخر یعنی الترون ها، دووم فقط الترون های منطقه خودشو گرفته باشه، که این در بعضی نظرات معنی نداره. ولی درمورد شناخت دووم یا تور ها چی؟
+3 #283 mtm 1394-06-25 11:17
#282:
به نظرم نباید به این چیزا توجه کرد
معلومه که خصوصیات برخی قلمروهای بتل ورلد با بقیه متفاوته
احتمالا تو بعضی هاشون از وجود دووم خبر دارن و تو بعضی ندارن (مثل همین دنیای ریجنت یا احتمالا دنیای جنگ داخلی)

اتفاقا همینم خوبه چون مشخصه مارول دست نویسنده های خودش رو باز گذاشته تا بدون اینکه مجبور باشن حتما داستان خوشدون رو وصل کنند به رویداد اصلی یک ماجرای معرکه تعریف کنند
+2 #284 mtm 1394-06-25 11:26
#281:
مرسی مختار
نقدت عالی بود
دقیقا زدی تو خال (البته به کمک من!)
این شماره البته خیلی لحظات ماندگار هم داشت
از اینکه پیتر بدون هیچ قدرتی از محفظه خودش میاد بیرون و با ریجنت میجنگه تا جمله "قبول کن که جفت شیش آوردی"
الان سرم شلوغه ایشالا به همشون خواهم پرداخت
+2 #285 mtm 1394-06-25 11:27
ولی بازم افسوس میخورم که این همه داستان معرکه مرد عنکبوتی و مارول دارن ولی سیاسیت مارول ساختن انیمیشن های بلند از روی اونا نیست
تصور کنید اگر مثلا از این یا civil war یا old man logan و ده ها داستان دیگه انیمیشن ساخته میشد اونوقت معنی انیمشن برتر ابرقهرمانی برای همه روشن میشد
+1 #286 young spider 1394-06-25 11:41
282#

فکر کنم به عقب ماندگی و پیشرفت های دنیا ها هم ربط داره.
مثلا دنیا آلتیمیت که پیشرفته هست، از همه چیز خبر داره. تو دنیا تجدید عهد با اینکه پیشرفته خست شاید خود ریجنت چیزی نگفته. تو دنیا لوگان پیر به علت عقب ماندگی از هیچی خبر نداره.
+1 #287 young spider 1394-06-25 11:54
آقا ترابی یه سوال بین دنیاها بتل ورد، یه دیواری ، یه چیزی وجود داره؟؟چون لوگان از این دنیا میرفت ، اون دنیا به راحتی.
+1 #288 young spider 1394-06-25 11:55
مینی مینی نقد:
داستان که عالی تموم شد. طراحی عالی. شخصیت پردازی ها عالی. خط روایت داستانی عالی. روند عالی. کلا عالی.
نمره کلی: ۱۰ از ۱۰
از آقا ترابی و آقای آصفی و آقا رضا هم تشکر می کنم
( در ضمن به قول عمو مختار واقعا جوکش خیلی خوب بود)
ممنون و مرسی
+1 #289 Doc Strange 1394-06-25 12:03
به نقل از mtm:
ولی بازم افسوس میخورم که این همه داستان معرکه مرد عنکبوتی و مارول دارن ولی سیاسیت مارول ساختن انیمیشن های بلند از روی اونا نیست
تصور کنید اگر مثلا از این یا civil war یا old man logan و ده ها داستان دیگه انیمیشن ساخته میشد اونوقت معنی انیمشن برتر ابرقهرمانی برای همه روشن میشد

حق با شماست استاد حالا مارول که داره تو سریالای انیمیشنی پیشرفت میکنه ولی خداییش این انیمه های ایرون من و اون سری مردآهنی و هالک و اینا آشغال بودن :-x
اگه مارول انیمشن هاشم خوب میساخت الان طرفدار بیشتر بود دهن دی سی فن ها بسته تر ... :-?
+1 #290 Agent Marvel 1394-06-25 12:05
نقد شماره آخر از کمیک "تجدید عهد" :

سرانجام اختتامیه بهترین داستان اسپایدرمن (از سال 2007) فرا رسید و من عاشق پایانش شدم،عاشق اون پایان آروم و اینکه همه به خوبی و خوشی زندگی خواهخد کرد و بله،خوشحال شدم که نه مری جینی مرد و نه آنی و نه پیتر ..... و از نظر من بهترین پایان ممکن بود.لحظات ماندگار زیادی در کمیک به چشم میخوره که با داستان سرگرم کنننده کمیک لحظات لذت بخشی رو برای خواننده ارمغان میاره.دیگه درباره داستان حرفی نمیزنم
و فقط میگم که بی نقصه و بهترین پایان بندی رو داره....
و در نهایت میفهمیم که کلمه تجدید عهد چه ربطی به داستان داره.

طراحی ها مثل گذشته .یعنی بی نقص نیست ولی در سطح بالایی قرار داره و جزو بهترین هاس.طراحی ها ی شخصیت ها شاهکاره و بهتر از این نمیشه یه لنسان رو طراحی کرد،به گونه ای که زنده به نظر میرسه !

ترجمه و ادیت هم عالیه و از آقای ترابی و و آقای آصفی تشکر میکنم.

نمره نهایی من به این کمیک : 10/10
+1 #291 Bad joke 1394-06-25 12:26
من از کار دوستان تشکر دارم میخواستم یه نظر کلی درباره این سری بدم که میزارمش جمعه
خدا رحم کنه جمعه دوتا مقاله دارم کلی کار به این و اون قول دادم خدا رحم کنه
+1 #292 arsam 1394-06-25 12:31
کمیک بسیار عالی بود من عاشق اون صحنه ای که عمو مختار اشاره کرد شدم :-*
+1 #293 A god name sparkles 1394-06-25 13:47
نقد و بررسی شماره آخر از کمیک مردعنکبوتی شگفت انگیز: تجدید عهد

کمیک تجدید عهد از همون اول با موضوعی کارخودش رو شروع کرد که همه ی هواداران اسپایدرمن رو عاشق خودش کرد، این داستان به نوعی ادامه ی راه عشق مری جین و پیتر هست و به نوعی داستان مضخرف جو کاسادا رو آدم حساب نمیکنه!!!

داستان از همون اول ایده ی جالبی داشت و پیتر رو توی یک فضای دیکتاتوری عالی نشون داد و اون بخاطر خانواده اش حرفی نمیزنه و باز هم خواننده رو به عمق شخصیت مسئولیت پذیر پیتر میبره، این داستان با ساده ترین و هوشمندانه ترین حالت تاریخ 50 ساله ی مردعنکبوتی رو به خواننده نشون میده، شما یه نگاه به صحنه ای که پیتر توی محفظه است بندازید تا خودتون متوجه بشید.

طراحی های این داستان عالی اند و اگه شما یه نگاه به شماره ی 3 و شماره ی آخر بندازید میفهمید که کوبرت چجوری فضا سازی های دارک و لایت عالی ای انجام داده، این داستان یکی از بهترین طراحی های اخیر مردعنکبوتی رو به ما نشون میده و من امیدوارم این طراحی ها رو ما برای سری اصلی هم داشته باشیم.

من خودم طبق سلیقه ی خودم از دو چیز توی این شماره خوشم نیومد، البته این دو چیز ایراد به حساب نمیاد...اول اینکه من میدونم مری جین یه شخصیت "بزن بهادر" داره ولی جنگیدن اون با شخصیت منفی داستان به نظرم جالب نیومد، من بیشتر دوست دارم نبرد برای مری جین مثل کمیک های آلتمیت باشه، همه به یاد داریم که در داستان مرگ اسپایدرمن اون چجوری با یه کامیون به گرین گابلین کوبید، من یه نبرد این چنینی انتظار داشتم.

ایراد دومم هم راجع به داستان هست که پیتر رو یک شخصیت خاکستری نشون میده، منظورم اینه که بهتر نبود به ریجنت اجازه میداد دووم رو شکست بده؟ این هدف والا تری نبود؟ اگر این کار رو میکرد کل دنیای نبرد از دست دووم راحت میشدن ولی خب...دلایلی هم وجود داره که این کار پیتر رو توجیه میکنه.

در کل نمره های من به این سری:

داستان: 10 از 10
طراحی: 10 از 10
ترجمه: 1000 از 10
ادیت هم که من نباید نظر بدم...

پ.ن: کمیک تجدید عهد باز هم ثابت کرد که چرا سایت اسپایدی توی زمینه ارائه کمیک از تمام سایت های دیگه بالاتره، کمیک تجدید عهد با کیفیت بالاش باز هم کفتار ها و لاشخور ها رو سر جاشون نشوند. من خیلی خوشحالم که تونستم توی این پروژه با بزرگترین مترجم کشور کار کنم و خوشحالم من هم در کنار آقای ترابی یکی از بهترین کمیک های اسپایدرمن رو ارائه دادم.
تیمی که برای این کمیک بود بیشتر بجای رابطه ی مترجم و ادیتور رابطه ای مثل دو تا رفیق رو ارائه داد،خدا میدونه که من و استاد ترابی چقدر شب ها بیدار موندیم و این کمیک رو آماده کردیم...استاد ترابی حتی وقتی من ساعت 6 صبح هم ایمیل میزدم و سوال میپرسیدم با صبر و حوصله جواب میدادند.
در آخر هم میخوام از استاد خوبم تشکر کنم که حتی طی سفری که به نیویورک داشتن باز هم به فکر من بودند و حتی برام هدیه ی فوق العاده با ارزشی هم گرفتن، واقعا ممنون ;-)
+1 #294 Artemis 1394-06-25 13:53
این کمیک واقعا عالی بود،از قسمت اول تا اخر.واقعا انسجام داستانی خیلی خوبی داشت و حفظ اون روند خیلی سخت بود که اسلات به خوبی از پسش بر اومد.تنها چیزی که یکم ازش ناراحت شدم این بود که پیتر اصلا از وب شوترهاش استفاده نکرد
+1 #295 New Goblin 1394-06-25 14:16
نظر-نقدی بر آخرین شماره کمیک تجدید عهد:
خب،شماره آخر یکی از جذاب ترین کمیک هایی که این اواخر خونده بودم بالاخره اومد و من هم بلافاصله این کمیک رو خوندم.

میشه گفت اون پیش بینی هایی که در پیش نمایش این کمیک کردم همش اشتباه از آب دراومد و تراواشات ذهن روان پریش من بود!!!!!!!ولی یه بخشی درست از آب دراومد اون هم فداکاری مادر و دختر برای پیتر بود.

کمیک دقیقا از اونجایی که شماره قبل تموم میشه شروع میشه و گروه مقاومت به هراه آنی و مری جین به مقر ریجنت میرسن.ریجنت همه فن حریفه و با حس عنکبوتی قویتر هم شده ولی خب این پایان کار نیست!

باز هم در این شماره مری چین باهوش و قوی که از پس خودش و دخترش بر میاد رو میبینیم که دقیقا همونیه که مری جین باید باشه.باز هم میگم یکی از بهترین مری چین هایی هست که این اواخر دیدم.آنی هم به معنای واقعی کلمه مبارزاتش دهن سرویس کن هست و اون نگهبان رو با خاک یکسان کرد!مامان زرهی هم از اون ترجمه های باحال آقای ترابی بود که واقعا خوشم اومد!

دیالوگ های رد و بدل شده بین آنی و مری جین هم برای طرفداران دو آتیشه و قدیمی اسپایدرمن بسیار جذابه و حس خوبی بهشون میده چون به گذشته های اسپایدرمن ربط داره!

احساس مسئولیت پیتر هم دقیقا چیزیه که از پیتر انتظار داریم و با همین عنصر خودشو از زندان ریجنت به شکلی تماشایی آزاد میکنه و به یاری خانوادش میره که نشون میده برای شکست آدم های بد فقط نیروهای فوق بشری مهم نیست،چیز های قویتر هم هست،مثل عشق،مثل احساس مسئولیت،اینکه بدونی وقتی خانوادت بهت نیاز دارن نباید از هیچ تلاشی دریغ کنی...

طراحی ها عالیه و حس و حال مبارزه رو به خوبی به خواننده منتقل میکنه،پانل های خارق العاده ای هم وجود داره که 2 نمونه رو در پایین این پاراگراف میبینید:
8pic.ir/.../...
8pic.ir/.../...

در بعضی جاها هم استفاده ریجنت از قدرت های دیگه ابرقهرمانا دیده میشه مثلا اینجا میبینیم که از قدرت سایکلاپس استفاده کرد:
8pic.ir/.../...

کمک غیرمستقیم هاکای به پیتر هم از دیگر نکات جالبی بود که من در نظرم بود و نشون داد که قهرمان به قهرمان کمک میکنه حالا هرچقدرم از دستش دلخور باشه،جالبتر اینکه باز هم هوش و نبوغ پیتر رو نشون میداد پون تراشه مخفی کننده نیروی فوق بشری در اون تیر بود!

مهمترین قسمت کمیک هم که پیتر در شرف کشتن رومن بود ولی با تجدید عهد قدیمی خودش،با مشت سرنگونش کرد رو عمو مختار به بهترین شکل ممکن توصیفش کرد و من هم با حرف های سطحیم خرابش نمیکنم!

در کل،ممنون اسلات که نشون دادی یه ایطور چیزایی تو خودت داری،ممنون آقای ترابی که این کمیک فوق العاده رو به بهترین نحو ممکن ترجمه کردید،ممنونم آقایون R-Spidey(دو شماره اول) و امیرعلی آصفی که برای ادیت این کمیک زحمت کشیدید!

نمره به کمیک:10/10
نمره به ادیت:10/10 Outstanding!!!
نمره به ترجمه:10/10 Awesome!!!!!(او ن جوک رو قبلا شنیده بودم ولی خب یه سری جوک ها هیچوقت مزه شون از بین نمیره!)

راستی یه سوال داشتم آقای ترابی،در بین عناوین Secret Wars غیر از سری اصلی،شما تجدید عهد رو بهتر میدونید یا جنگ داخلی؟؟البته میدونم که جنگ داخلی هنوز تموم نشده ولی خب میخواستم نظرتون رو بدونم!
+1 #296 mirabilis 1394-06-25 14:47
پایانی شگفت انگیز برای کمیکی شگفت انگیز !!!
تو این کمیک همه چی به خوبی و خوشی به پایان میرسه و به قول مختار ، هدف و درونمایه ی اصلی داستان هم به خوبی به خاتمه میرسه .
واقعا کمیک خوبی بود ، بالاخره بعد سال ها پیتری رو توی این کمیک دیدیم که حقیقتا نه تنها جوهری اسپایدی کاملا درش جریان داشت بلکه عشق و علاقش به خانواده و از همه مهم تر " یه خانواده " توش میدیدیم .
به شخصه از این کمیک خیلی لذت بردم .
قصد نقد این کمیک رو هم ندارم ، چون کل این کمیک رو میتونم در چند کلمه خلاصه کنم : اکشن مناسب ، یه ابرشرور مجنون ، ارتباط خوب با مجموعه اصلی و برآورده کردن درونمایه کمیک به بهترین نحو .
ولی من آدم معتدلیم ، با اینکه اسلات این کمیک رو خیلی خوب نوشته ولی هنوزم به نظرم تو گند زدن حرف نداره .
ایده هاش خوبه ولی بیشتر اوقات به کلش میزنه ایده های عجیب غریب بده .
الانم حس میکنم قراره به این خاطره ی خوشی که ایجاد کرده برا طرفدارها ، توی سری اسپایدرمن شگفت انگیز گند بزنه .
همونطوری که داستانی مثل هیومن تورچ و اسپایدی رو نوشت ولی توی کمیکی مثل شماره 700 به بعد ، به اسپایدرمن و مری جین گند زد رفت .
امیدوارم اشتباه کرده باشم و اسلات گند نزده باشه توی سری جدید اسپایدی ، ولی با شواهدی که هست خیلی بعید میدونم ... .
#297 farhood spidey 1394-06-25 15:23
ممنون از ترجمه و ادیت عالی.
+1 #298 SLH Hero 1394-06-25 15:47
نقد مردعنکبوتی: تجدید عهد 5#:

این شماره پایان بزرگ ترین داستان مردعنکبوتی و همین طور یکی از 3 داستان برتر مردعنکبوتی بود. از این بهتر نمیشه!

کمیک طوری شروع شد که انگار همه امید ها از دست رفته؛ ریجنت قدرت مردعنکبوتی رو گرفته در حالی که مقاومت هیچ کاری نمیتونه انجام بده، پیتر درحال مردنه و... . این شروع عجیبه چون خواننده میدونه که هنوز کلّی از داستان مونده به همین دلیل تأثیری روی خواننده گذاشته نمیشه. ولی این صحنه بی دلیل نیست چون باعث میشه خواننده برای ادامه داستان مشتاق بشه چون نمیدونه قراه چطور ریجنت شکست بخوره و به نظر میاد دیگه هیچ راهی برای شکست دادنش نیست.

روش مبارزه آنی خیلی جالبه چون دقیقاً مثل یک بچّه مبارزه می کنه. مثل شماره قبلی ما می بینیم که آنی بیشتر روی حمله های خشن تمرکز می کنه و استراتژی خاصی نداره. هر بچّه ای جای آنی بود همین طور حمله می کرد. از این نکته می فهمیم که حتّی نکات ابرقهرمانی داستان هم واقع گرایانه هستن.

مری جین ستاره به تمام معنای این داستان بود؛ اونقدر باهوش بود که فهمید چطور ریجنت رو شکست بده، برخلاف بقیه زن های جهان کمیک خودش با استفاده از لباس اون مأمور آماده مبارزه شد و حتّی بدون اون لباس هم با مأموران درگیر شد و... . اون جمله ای هم که گفت خیلی جالب بود: "من خودم اسم رمزی دارم: مامان!" این نشون میده که مری جین لازم نیست یک ابرقهرمان باشه، چون مادر بودن خودش ابرقهرمان بودنه. البتّه نمیدونم چرا آقای ترابی مامان رو مامان زرهی ترجمه کردن چون کل جذابیت این جمله رو می بره...

اینی که پیتر با شنیدن صدای دخترش غیرتی میشه و میتونه کپسول خودش رو بشکنه یکم قابل پیشبینی بود ولی بازم صحنه خیلی زیبایی بود چون جملات پیتر در این لحظه خیلی جالب بودن مخصوصاً آخری: " به هیچ کس اجازه نمیدم بهشون صدمه بزنه. حتّی به یه خدا"

یکی دیگه از لحظات ماندگاری که تو این کمیک دیدیم اتّحاد خانواده پیتر برعلیه ریجنت بود. این اتّحاد رو روی جلد این کمیک هم دیدیم. ولی این چیزی فراتر از یک سمبول برای این کمیکه. این صحنه نشون میده انسان در هر شرایطی، حتّی سخت ترین هاشون، خانوادش رو داره. ما تو نبرد نهایی نه هاکای رو کنار پیتر دیدیم و نه هر ابرقهرمان دیگه ای رو، ما خانوادش رو در کنارش دیدیم.

مهم ترین نکته کمیک رو عمو مختار به بهترین شکل ممکن گفتن:
به نقل از عمو مختار:
در واقع اسلات نه میخواسته آخرین داستان مرد عنکبوتی رو تعریف کنه، نه میخواسته فقط روایتگر عشق پیتر به خوانواده اش باشه و اینکه جون خودش رو میده تا اونا زنده باشند بلکه او میخواسته اصلی ترین رکن شالوده شخصیت پیتر پارکر /اسپایدرمن رو به تصویر بکشه و اون چیزی نیست جز "مسئولیت پذیری"!

لحظه موردعلاقه منم تو کل سری همینجاست:
پیتر میدونه که میتونه با اون تکه تیزی که از یکی از لباس های ریجنت کنده اون رو یک بار برای همیشه بکشه، امّا با قهرمان موندن ریجنت رو شکست میده و بزرگ ترین عهد خودش رو تجدید می کنه: "قدرت زیاد، مسئولیت به همراه دارد"

عمو من می کشمت! از روز اوّلی که شماره آخر این کمیک اومد میخواستم این نکته ای که شما گفتی رو بگم. صلاح مخفیم بود!
شوخی می کنم اصلاً انتظار نداشتم بتونم قبل از شما این نکته مهم رو بگم ;-) .

پایان این کمیک هم خیلی جالب بود. ما دوباره خانواده پیتر رو خوشحال دور هم برای شام دیدیم درست مثل ابتدای کمیک. این نشون دهنده این بود که دوباره همه چیز به حالت اوّلش برگشته و یک کابوس پایان یافته (یک پایان بینقص برای یک کمیک بی نقص). اون عکس ها هم به خوبی جهان بی نقصی که به قول پیتر بعد از اون اتّفاق به وجود اومد رو نشون دادن.

در کل از کمیک به نظر من یکی از سه داستان برتر کمیک های مردعنکبوتی (دو تای دیگه "شبی که گوئن استیسی کشته شد" و "پسری که عکس های مردعنکبوتی جمع می کرد" هستن)

نمره: 10 از 10 (Masterpiece)
ترجمه و ادیت: 10 از 10
+1 #299 farhood spidey 1394-06-25 15:48
عالی بود بهتر از این نمیشد ....... ترجمه و ادیتم که 20 بود و داستان هم که عالی .......کاشکی در اینده بازم ماجراهای پیتر و خانوادش رو ببینیم و اینکه انی هم می تونه زن عنکبوتی خیلی خوبی بشه.
+1 #300 mtm 1394-06-25 19:10
به نقل از young spider:
آقا ترابی یه سوال بین دنیاها بتل ورد، یه دیواری ، یه چیزی وجود داره؟؟چون لوگان از این دنیا میرفت ، اون دنیا به راحتی.

بله همینطوره
+1 #301 mtm 1394-06-25 19:19
به نقل از A god name sparkles:


ایراد دومم هم راجع به داستان هست که پیتر رو یک شخصیت خاکستری نشون میده، منظورم اینه که بهتر نبود به ریجنت اجازه میداد دووم رو شکست بده؟ این هدف والا تری نبود؟ اگر این کار رو میکرد کل دنیای نبرد از دست دووم راحت میشدن ولی خب...دلایلی هم وجود داره که این کار پیتر رو توجیه میکنه.


امیر علی عزیز!
حرفت منو دلگیر کرد! واقعا رسیدن به هدفی بزرگتر به چه قیمتی؟ به قیمت کشته شدن ابرقهرمان ها؟ زندانی کردن بچه های معصوم مردم؟
من به شخصه به نظرم تک تک جون انسان ها مقدسه چه مسلمون باشه چه مسیحی چه یهودی و یا کافر
+1 #302 mtm 1394-06-25 19:37
Vows در انگلیسی به معنی عهد و قول و پیمانه
ولی وقتی کلمه renew قبلش میاد بیشتر برای ازدواج مجدد و اینا به کار میره
اسلات با انتخاب این عنوان واقعا هوشمندانه عمل کرد
چون وقتی بار دیگر پیتر و مری جین رو پس از سالها با هم دیدیم فکر کردیم منظور از تجدید عهد همان تجدید دوباره پیمان زناشویی پیتر و mj هستش و این تم اصلی داستانه ولی این نبود
بعد قضیه کشته شدن ونوم مطرح شد و مسایلی مثل اینکه خانواده و 'ناموس' از همه چیز مهم تره برای پیتر ، حتی از مسولیت های او در قبال جامعه
ولی شماره اخر بازم ثابت کرد که اشتباه میکنیم ! تم اصلی داستان این بود که پیتر برگشت به اولین و بزرگترین عهد زندگیش یعنی مسولیت پذیری و فدا کردن همه چیز خودش در راه نجات دیگران

اسلات در واقع پیتری رو نشونمون داد که در نتیجه این داستان دوباره به بلوغ دست یافت
یعنی اگه اشتباهش در دوران نوجوانی باعث از دست رفتن عموش شد و در نتیجه اون معنی مسولیت پذیری و استفاده مسولانه از قدرت هاش رو یاد گرفت، اینجا هم او دوباره 'اشتباه' کرد چون در موقعیت جدیدی قرار گرفت و اونم پدر شدن بود. تجربه اش رو نداشت و قبلا پیش نیومده بود کسی بچه اش رو تهدید کنه ولی کرد و او هم مسولانه برخورد نکرد و او را کشت

بدتر اینکه این همه سال خودش را مخفی کرد تا به بهانه مراقبت از خانواده به وظایف خود عمل نکند.
ولی رفته رفته متوجه اشتباهش شد. شما در شماره قبل دیدید که وقتی d-man را دید گفت : اشتباه کردم باید بهت کمک میکردم
ولی این شماره پیتر دقیقا در موقعیتی مشابه با ونوم قرار گرفت ولی ریجنت را نکشت چون فهمیده بود که بهتر است بمیرد ولی دختری از خود به یادگار بگذارد که درست بار اومده و از پدرش هرگز خاطره ای به عنوان یک قاتل در ذهن ندارد

من از اسلات ممنونم چون این داستان را وسیله ای قرار داد برای رشد و بلوغ بیشتر پیتر پارکر در حالیکه خیلی راحت میتونست داستانی کلیشه ای بنویسه و بازم کمیک اش خوب فروش کنه چون قطعا هوادارها کمیکی که بعد از سالها پیتر و ام جی توش بودند رو میخریدن
#303 Agent spidey 1394-06-25 19:58
ترجمه عالی داستانی عالی تر بهترین و در خور ترین پایان برای کمیک نمیدونم مارول اینقدر حماقت میکنه راستی آقای ترابی استن لی به جدایی پیتر و ام جی واکنش نشون نداد ؟
#304 New Goblin 1394-06-25 20:05
به نقل از New Goblin:

راستی یه سوال داشتم آقای ترابی،در بین عناوین Secret Wars غیر از سری اصلی،شما تجدید عهد رو بهتر میدونید یا جنگ داخلی؟؟البته میدونم که جنگ داخلی هنوز تموم نشده ولی خب میخواستم نظرتون رو بدونم!

آقای ترابی ببخشید جواب این سوال بنده رو میشه بدید؟
#305 mtm 1394-06-25 20:20
به نقل از New Goblin:
به نقل از New Goblin:

راستی یه سوال داشتم آقای ترابی،در بین عناوین Secret Wars غیر از سری اصلی،شما تجدید عهد رو بهتر میدونید یا جنگ داخلی؟؟البته میدونم که جنگ داخلی هنوز تموم نشده ولی خب میخواستم نظرتون رو بدونم!

آقای ترابی ببخشید جواب این سوال بنده رو میشه بدید؟


ببخشید الان دیدم ...
هر کدوم برام رنگ و بوی خاص خودشون را دارن
ولی یه ذره پیتر سیویل وار برام off هستش
منتهی سیویل وار از نظر ایده از تجدید عهد جلوتره که طبیعی هم هست چون زمینه برای ایده های بیشتر و بکر تر براش فراهمه
من هر دو رو به یه اندازه دوست دارم
#306 mtm 1394-06-25 20:33
به نقل از Agent spidey:
نمیدونم مارول اینقدر حماقت میکنه راستی آقای ترابی استن لی به جدایی پیتر و ام جی واکنش نشون نداد ؟

چرا داد
مستقیم و غیر مستقیم ناراحتی خودش رو بروز داد
#307 M. goblin 1394-06-25 20:38
#305

به نظرتون کدوم داستان بهتری داره؟
#308 young spider 1394-06-25 20:49
به نقل از M. goblin:
#305

به نظرتون کدوم داستان بهتری داره؟


انتخاب سختیه.یکی از یکی بهتر . من از هر دوتاش خوشم میاد و عاشقشونم ولی به نظرم تجدید عهد داستان بهتری داشت.
#309 A god name sparkles 1394-06-25 21:47
#301 فکر کنم منظور من رو اشتباه فهمیدید، به نظر من تجدید عهد پایان عالی ای داشت اما اگه از یه سری twist ساده استفاده میکرد داستان رو جذاب میکرد!

مثلا یکی از چیز هایی که من خیلی دوست داشتم ببینم این بود که مثلا پیتر میرفت بالای یه ساختمون و گوئن و خانواده اش رو نگاه میکرد که چقدر خوشحالن و یه لبخند میزد و تار میزد و میرفت...از نظر من...اسپایدرمن یعنی...این!!! ;-)
#310 young spider 1394-06-25 21:59
310#
گوئن ؟؟ :o :o :o :o :cry: :o :cry: :cry: :o

البته به نظر من پایان دادن شما هم قشنگه تر از پایان ( پانل آخر ) دن اسلات بود.
+1 #311 batspider 1394-06-25 23:23
خیلی ممنون .کمیک خیلی زیبایی بود .بر خلاف چیزی که فکر می کردم ،داستان
به بهترین شکل تموم شد.
همه نقد را خوندم .با نقد های اقا سامی.استاد میرابیلیس.عمو مختار.آقا صالح.اقا وحید.ارشیاجان.g od name sparkerدیگه حرفی باسه گفتن نمی مونه.
ترجمه سایت و ادیت هم فوق العاده بود.ریتم داستان را هم دوست داشتم.
فقط به نظرم یه خورده ناراحت کننده تموم می شد جالب تر بود.
بازم خیلی ممنونم
داستان:9.8
طراحی:10
ادیت و ترجمه: خیلی خوب بود .مخصوصا جوک ش که کلی خندیدم.
+2 #312 The Rock 1394-06-26 13:19
خب دوستان همه گفتنی ها رو گفتن من متاسفانه نرسیدم برای این شماره نقد بنویسم اگه بخوام بنویسم دیگه میشه صحبت دیگر دوستان ولی میگم که این کمیک یکی از بهترین کمیک های اسپایدرمن بود یعنی به نظرم تو سه تای برتر جا داره این داستان ذات و جوهره اسپایدرمن رو نشون میداد یعنی همون چیزی که عمو مختار بهش اشاره کرد قدرت زیاد مسئولیت به همراه دارد.
تو قسمت آخر هم متوجه میشیم چرا اسم کمیک تجدید عهد هستش درواقع پیتر از دوباره عهد خودش رو تجدید میکنه و یه بار دیگه بیاد میاره که قدرت زیاد مسئولیت به همراه داره این کمیک پایان بی نظیری داشت
در آخر هم از استاد آقای ترابی تشکر میکنم بابت ترجمه این کمیک بی نظیر بود(اون قسمت جوک که دیگه آخرش بود کلی خندیدم پاش :lol: )
از آقای آصفی و آقا رضا هم بابت ادیت تشکر میکنم کار هر دو حرف نداره دمتون گرم ;-)
+1 #313 agh 1394-06-26 16:39
نقد اخرین شماره مردعنکبوتی تجدید عهد
به لطف فداکاری مرد شنی گروه مقاومت وارد پایگاه ریجنت شدند.
فکر نمی کردم پیتر اونجوری به هوش بیاد.فکر می کردم انی میاد پیتر نجات میده اما پبتر از مبارزه دست می کشه و میگه بسه ما نمی تونیم جلوش بگیریم و انی حرف های پیتر به خودش می زنه و بهش میگه ما مسئولیت هایی داریم.اما اینجوریش حماسی تر شد و وقتی صدای کمک خانوادش شنید از شیشه اومد بیرون حتی از ساختمان انداختش بیرون.
مبارزه اخر خیلی جالب بود و دیگه پیتر ریجنت نکشت و همون طور که اقا مختار گفت تجدیدش عهد کرد و بهترین پایان و نتیجه گیری داشت.
این کمیک می تونه اعتبار سایت افزایش بده چون تازه منتشر شده و سایت هم سریع ترجمه کرد و این نکته ی خیلی خوبی هستش.
نمره به داستان 10 از 10
نمره به ترجمه 10 از 10(اونجایی که از خودتون جوک ساختین غافلگیر شدم چون فکر می کردم از جوک های بی مزه ی خارجی باشه.
نمره به ادیت 10 از 10
#314 Superior avenger 1394-06-26 16:51
دقت کردین وقتی که مرد عنکبوتی ریجنت رو از ساختمون پرت کرد پایین جمله ی:و به هیچ کس اجازه نمیدم بهشون صدمه بزنه حتی به خدا. رو گفت منظورش از خدا دووم بود؟
+3 #315 Amazing Spidey 1394-06-26 17:26
الان کمیکو خودم باید بگم فوق العاده بود .
میتونم راجبش یه انشا بنویسم از بس اینکه فوق العاده بود .
هیچوقت فکر نمی کردم کتاب یا کمیکی بخونم که انقدر منو شگفت زده کنه .
با اون شروع بی نظیرش با اون پایان به یاد ماندنیش با اون خانواده گرم و صمیمی که حاضرا جونشونو به خاطر همدیگه بدن .
این خانواده از نجات دنیا دریق نکردن و به کمک دنیا شتافتن و از وجود ریجن هم که قدرت مند ترین بود نترسیدن . حتی نری جین که قدرتی هم نداشت با ریجنت جنگید .
واقعا من نمیدونم چی بگم از بس که هیجان زدم ذهنم کار نمی کنه فقط امیدوارم یه روزی تو مدرسه معلممون یه انشا بده که بهترین کتابی که تا به حال خوندید چی بود و منم این کمیک رو بنویسم و دربارش انشا بنویسم و با اینکه میدونم مسخره میشم ولی دوست دارم احساساتم رو درباره این کمیک خالی کنم .
از اقای ترابی به خاطر ترجمه و گذاشتن وقت خودشون رو این کمیک بسیار سپاسگذارم . از اقای اصفی هم به دلیل اینکه وقتشونو رو این کمیک گذاشتن به این زیبایی این کمیک رو ادیت کردم بسیار متشکرم .
نمره من به داستان : 10
نمره به ترجنه و ادیت : 10
راستی یادم رفت بگم هرچی هم پیتر قدرت داشت ولی با هوشش وونو شکست داده ، این چیزیه که پیتر رو از بقیه ابرقهرمانا متمایز می کنه
+1 #316 mtm 1394-06-28 14:10
به نقل از Hulk:
دقت کردین وقتی که مرد عنکبوتی ریجنت رو از ساختمون پرت کرد پایین جمله ی:و به هیچ کس اجازه نمیدم بهشون صدمه بزنه حتی به خدا. رو گفت منظورش از خدا دووم بود؟


شما جمله رو كامل نگفتي . كاملش اينه: "حتي به يه خدا"

منظورش از يه خدا هم همون "ريجنت" بود
+1 #317 crash 1394-06-29 14:12
آقای ترابی مرسی دستتون درد نکنه عالی بود
آقای آصفی هم خیلی زحمت کشیدن مرسی ۱۰ از ۱۰
صفحه بارکد ها هم خیلی زیباست دستتون درد نکنه!
#318 spidey 4ever 1394-07-01 00:37
من قسمت اخر رو الان خوندم
واقعا عالی بود
اخرش نمیدونم چرا اشکم دراومد :cry:
اشک شوق بود
فکر نمیکردم پیتر زنده بمونه ولی موند و من خیلی خوشحالم :-)

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید