لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: مری جین از هویت مخفی اسپایدرمن باخبر است!

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

 mj-knows «پیتر پاركر» و «مری جین»

با لحظه ماندگاری آشنا شوید كه باعث شد «پیتر پاركر» و «مری جین» بیش از پیش به یكدیگر نزدیك شوند!

درست است كه تا سال 1984 میلادی یعنی  قبل از انتشار  شماره 257 از كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز"  (The Amazing Spider-Man) رابطه پیتر پاركر و مری جین خیلی خوب و صمیمی بود ولی به سختی میشد آنها را عاشق و معشوق حقیقی لقب داد! در واقع، آنها مدتها قبل و در شماره 42 از كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز"  با هم آشنا شده بودند ولی سپس پیتر دلباخته «گوئن استیسی» شد و از مری جین فاصله گرفت (مری جین هم در نتیجه به سمت «هری ازبورن» سوق پیدا كرد) سپس مرگ گوئن استیسی رخ داد كه باعث شد مری جین به پیتر نزدیك تر شود اما سایه سنگین گوئن همواره روی رابطه آنها سنگینی میكرد. حتی بازگشت كلون گوئن استیسی هم به نوعی مزید بر علت شد تا رابطه میان آنها تا حدی به هم بریزد. از سوی دیگر، شخصیت پردازی مری جین از ابتدا جوری بود كه او را نوعی دختر سركش، تا حدی بی عاطفه ، خوش گذران و غیر قابل اعتماد جلوه میداد و شاید به همین دلایل نویسندگان داستان های مرد عنكبوتی  پیتر را چندان علاقمند به او نشان نمیدادند  و یا هر وقت كه احساس میكردند رابطه آنها بیش از حد صمیمی شده ، مشكلی برایشان ایجاد میكردند یا رابطه میان مرد عنكبوتی و «گربه سیاه» را تقویت میكردند  تا پیتر و مری جین تا حدودی  از هم فاصله بگیرند!

اما در شماره 257 از كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز" (كه توسط نویسنده صاحب نام داستان های مرد عنكبوتی یعنی «تام دی فالكو» و طراح زبردستی مثل «ران فرنز» خلق شد)  اتفاقی رخ داد كه همه چیز را تا ابد میان آنها تغییر داد. اجازه بدهید ابتدا مقدمه ای كوتاه  درباره اتفاقات بدهیم:

از چند شماره قبل شاهد بودیم كه مرد عنكبوتی و گربه سیاه به كمك یكدیگر نقشه های خبیث یكی از روسای جنایتكاری شهر به نام «رز» (The Rose) را ناكام میگذاشتند. تا اینكه رز تصمیم گرفت ادم كشی حرفه ای به نام «پوما» (Puma) را اجیر كند تا اسپایدرمن را بكشد. پوما قدرت های خاصی را داشت و توانست به خوبی از پس گربه سیاه و مرد عنكبوتی بر بیاید.

spidey-vs-puma پوما و مرد عنكبوتي

مرد عنكبوتی هم كه زخمی شده بود برای استراحت و مداوا به آپارتمانش رفت غافل از اینكه پوما  میتواند  با دنبال كردن بوی بدن حریفان خود، آنها را تعقیب كند. به همین دلیل او موفق شد اسپایدرمن  را تا دم منزلش تعقیب كند و به هویت مخفی وی پی ببرد. اما درست در زمانی كه پوما اماده حمله به پیتر پاركر در اپارتمانش شده، میبینیم كه مری جین هم به دیدار پیتر آمده (!)

puma-finds-peter پوما خانه مرد عنكبوتي را شناسايي ميكند

سپس پیتر كه متوجه حضور پوما شده مری جین را با آوردن بهانه ای از خانه اش بیرون میكند  تا صدمه نبیند.

peter-lets-mj-out پيتر مري جين را از خانه اش بيرون مياندازد تا صدمه نبيند

اما در حالیكه نبرد پیتر و پوما در جریان است  مری  جین اصرار دارد كه دوباه وارد خانه شود تا به پیتر كمك كند.  به همین دلیل مرد عنكبوتی پوما را از آنجا دور میكند تا نبردشان به مري جين صدمه نزند.

mj-wants-in مري جين ميخواهد هر طور شده به پيتر كمك كند

در هر حال او موفق میشود به كمك لباس سیاه فضای اش پوما را شكست دهد و به خانه برگردد. پیتر متوجه میشود كه كسی در خانه اش است . ابتدا فكر میكند شاید گربه سیاه باشد.  ولی در كمال تعجب مری جین را میبیند و اینجاست كه یكی از لحظات ماندگار تاریخ كمیك های اسپایدرمن شكل میگیرد:

peter-faces-mj پيتر در خانه اش  با مري جين مواجه ميشود
پیتر: "مری جین! خدای من! پاك فراموش كرده بودم!"
مری جین: "تو برگشتی. سالمی ... اون همه سر و صدا و هیاهو داشت منو دیوونه میكرد".
پیتر: "همه چیز مرتبه مری جین. اون سر و صداها همش ..."
مری جین: "لازم نكرده بازهم یكی دیگه از اون بهانه های الكی برای من بیاری پیتر. دیگه بسه. من حقیقت رو میدونم. اصل حقیقت رو".
پیتر: "داری درباره چی حرف میزنی؟"

 

mj-knows مري جين حقيقت را ميداند

مری جین: "من سالهاست كه راز تو رو میدونم. تا همین الان فكر میكردم كه میتونم باهاش كنار بیام ولی الان كه تجربه اش كردم دیدم نمیتونم! نمیتونم! من نمیتونم با این موضوع كه پیتر پاركر همون اسپایدرمنه كنار بیام!"

بله! شماره 257 با این جملات تاریخی به پایان رسید و خوانندگان را  در بهت و حیرت فرو برد. در شماره بعد (یعنی شماره 258)  پیتر سعی كرد به مری جین توضیحاتی بدهد ولی او به پیتر گفت كه از انجاییكه خیلی دوستش دارد طاقت ندارد كه ببیند مدام  دارد در قالب اسپایدرمن جانش را به خطر بیاندازد و به همین علت هم بوده كه گاهی اوقات پیتر را ترك و به شهری دیگر میرفته.

mj-cant-take-it-anymore مري جين طاقت ندارد ببيند پيتر جانش را به خطر مي اندازد

اما در همین لحظه گربه سیاه سرزده وارد اتاق پیتر شد و او را با مری جین دید! در نتیجه حس حسادتش گل كرد و از پیتر خواست كه توضیح دهد مری جین آنجا چه میكند؟! در هر حال، مری جین با چشمانی اشكبار از آنجا رفت و هر چه پیتر از او خواست تا نرود، فایده ای نداشت.

black-cat-gets-jealous گربه سياه غيرتي ميشود

پیتر سپس سرگرم لباس سیاه اش شد و فهمید كه با یك سیمبیوت زنده فضایی طرف است اما در پایان  همین شماره مری جین نزد پیتر برگشت تا با هم صحبت كنند.

peter-mj-talk مري جين سرگذشت خود را بازگو ميكند

در شماره 259، انها با هم به پارك رفتند و فرصتی پیش آمد تا مری جین گذشته خودش را به پیتر تعریف كند. او گفت كه پدر و مادرش در دانشگاه با هم آشنا شده و با هم ازدواج كردند. آنها ابتدا با هم خوشبخت بودند و صاحب دو فرزند دختر شدند كه اولی را «گیل» (Gayle) و دومی را «مری جین» نام گذاشتند. اما سپس اوضاع فرق كرد. پدرش كه استاد دانشگاه موفقی در رشته ادبیات بود ناگهان پی برد كه نمیتواند تمركز كند و ایده هایش را در قالب كتاب به رشته تحریر دربیاورد. او  همسر و فرزندانش را مسبب ناكامی هایش میدانست  و مدام در خانه دعوا میكرد.

mj-parents پدر و مادر مري جين

 پدر مری جین به زودی شغلش را از دست داد و آنها مجبور شدند به شهرهای مختلف سفر كنند. اوضاع آنقدر بد شد كه پدرش نه تنها مادرشان را بلكه او و خواهرش را نیز كتك میزد.  اما مری جین وقتی مدرسه میرفت برای انكه مشكلات روحی و روانی اش را پنهان كند، خودش را به دروغ شاد نشان میداد.

mj-and-her-abusive-father پدر مري جين خانواده اش را كتك ميزند

تا اینكه پدر و مادرش از هم جدا شدند و او به ناچار نزد عمه اش رفت تا مدتی را با وی زندگی كند. و همانجا بود كه برای اولین بار چشمش به پیتر افتاد چون عمه مری جین با زن عموی پیتر دوست و همسایه بود. (البته همانطور كه ميدانيد پيتر اولين بار مري جين را در لحظه ماندگار ديگري ملاقات كرد كه ميتوانيد با كليك اينجا درباره اش بخوانيد)

mj-sees-peterمري جين پيتر را براي اولين بار مي بيند

 مری جین سپس تعریف كرد كه خواهرش گیل به موفقیت تحصیلی خوبی دست یافته بود و آینده درخشانی داشت اما عاشق پسری به نام «تیمی» شد و تصمیم گرفت درسش را رها و با او ازدواج كند. اما مادرشان با این موضوع مخالف بود . با این حال آنها ازدواج كردند.

gayle-gets-married خواهر مري جين ازدواج ميكند

اندكی بعد صاحب بچه ای هم شدند ولی متاسفانه تیمی كه حس میكرد آمادگی لازم را برای پدر شدن ندارد خواهرش را با یك بچه كوچك ول كرد و رفت. به همین دلیل گیل با پشيماني و ندامت نزد آنها برگشت و مادر بیچاره اش مجبور بود سخت كار كند تا شكم شان را سیر كند.


timmy-leaves-gayle خواهر مري جين در زندگي شكست ميخورد

 اندكی بعد مادرشان سرطان گرفت و مرد و مری جین كه دیده بود خواهر و مادرش چه تاوان سنگینی بابت عاشق شدن داده بودند، سر قبر مادرش سوگند یاد كرد كه هرگز اشتباهات آنها را تكرار نكند و آنقدر كار كند تا روی پای خودش بایستد. او نمیخواست به مردها متكی باشد زیرا تجربه پدر و شوهر خواهرش به او ثابت كرده بود كه قابل اعتماد نیستند و ممكن است تركش كنند.

mj-mother-dies مادر مري جين ميميرد

در پایان این شماره دیدیم كه پیتر پس از مطلع شدن از سرگذشت تلخ مری جین به او نزدیك تر شده است. آنها یكدیگر را در پارك در آغوش گرفتند و رفتند در حالیكه حسی آكنده از احترام متقابل وجودشان را فرا گرفته بود.

mj-peter-get-closer رابطه مري جين و پيتر پاركر عميق تر ميشود

در حقیقت، پس از آنكه گذشته مری جین برای خوانندگان آشكار شد، همه فهمیدند كه چه شخصیت قوی و محكمی دارد و آن همه تظاهر به شاد بودن تنها نقابی بوده برای پنهان كردن همه درد ها و رنج هایی كه تحمل میكرده. این مساله ژرفای خاصی به شخصیت مری جین داد. از سوی دیگر از آن پس تشابهات و مشتركات میان پیتر و مری جین را بیشتر شد و پیتر فهمید كه مری جین هم درست مثل خودش با سختی های گوناگونی روبرو بوده و بر خلاف ظاهرش بسیار با تجربه است و میشود در سختی ها رویش حساب كرد. آری! مری جین هم درست مثل پیتر در تمام این مدت ماسك بر صورت میزده. این موضوع راه را برای ازدواج آنها در آینده  هموار ساخت.

اما یك سئوال همچنان برای هواداران اسپایدرمن باقی ماند و آن این بود كه مری جین دقیقا كی و چطور فهمید كه پیتر پاركر همان اسپایدرمن است؟

به این سئوال  بلاخره  در سال 1989 و در كمیكی تك قسمتی به نام "زندگی های موازی" (Parallel Lives) به قلم نویسنده بزرگ تاریخ كمیك های اسپایدرمن یعنی «جری كان وی» پاسخ داده شد  زیرا در این كمیك دیدیم كه مری جین همان شبی كه «عمو بن» كشته شد داشت از پنجره خانه عمه اش بیرون را نگاه میكرد كه ناگهان دید پیتر لباس اسپایدرمنی اش را بر تن كرده تا به دنبال  قاتل عمو بن برود. بنابراین او در تمام این سالها از هویت مخفی اسپایدرمن باخبر بوده ولی به روی خودش نمی آورده!

mj-sees-spiderman مري جين اينجا فهميد كه پيتر پاركر اسپايدرمن است


مهدي ترابي مهرباني

All rights reserved © Spidey.ir 2013

مطالب مرتبط:

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: پیتر پاركر و مری جین ازدواج میكنند!

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های مرد عنکبوتی: پیتر پارکر و مری جین با هم روبرو میشوند!

تمام عشق های پیتر پاركر!

لینك دانلود شماره های 1 تا 700 كمیك "مرد عنكبوتی شگفت انگیز"!

"مرگ گوئن استیسی" بهترین داستان تاریخ مارول شد

لحظات ماندگار در كمیك‌استریپ‌های اسپایدرمن

بزرگان تاریخ كمیك استریپ های مرد عنكبوتی

عكس های فوق العاده از «مری جین»

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

+6 #1 mirabilis 1393-10-16 14:43
به به ، مقالات به یاد ماندنی حاوی کلی خاطره .
آقای ترابی ، این مقالات انتهاشون پر از نظر نبود ؟ refresh کردن صفحات با مقالات قدیمی خیلی ایده ی خوبیه ولی جالبه چرا نظرات سابق رو نداره . منتقل نشدن ؟
+5 #2 mtm 1393-10-16 14:48
#1:
سلام

از ته دل خوشحالم دوباره تو سايت ميبينمت

من ديروز توضيح دادم كه دارم لينك هاي داخل متن مقالات و همچنين مطالب مرتبط رو دارم اپديت ميكنم
درباره نظرات هم ايميلي بهت ميگم...
+5 #3 mirabilis 1393-10-16 15:09
#2 : مگه میشد برنگردیم به سایت ، مرد و قولش . :-)
باشه ، ایمیل رو چک میکنیم ، آپدیت کردن مطالب قدیمی مسئله مهمیه ، کلی مقاله ی خوب توی صفحات ابتدایی هست که داره فسیل میشه و کسی بهشون سر نمیزنه . :D
راستی اون مقاله ی بهترین فیلم های کمیکی رو هم یه آپدیتی بکنید ، سال 2014 هم تموم شد و میشه به طور قاطعی درباره ی فیلم ها صحبت کرد ، کلا هر سال این مقاله آپدیت بشه ، خیلی کار خوبی میشه .
+4 #4 mtm 1393-10-16 15:19
#3:

بله درسته اون مقاله بايد حتما اپديت بشه

تو ذهنمه كه به جاي 10 فيلم برتر تبديلش بكنم به 20 فيلم برتر كميك بوكي چون واقعا ديگه ليست 10 تايي جوابگو نيست !
+4 #5 mirabilis 1393-10-16 15:36
#4 : درسته ، هم تعداد فیلم های کمیک بوکی به صورت چشم گیری افزایش پیدا کرده و هم اینکه قضاوت سر اینکه بعضی فیلم ها کدومشون بهترن تا توی لیست باشن ، واقعا سخت شده . در هر صورت اون مقاله گزینه ی خیلی مناسبیه برای آپدیت .
+3 #6 mirabilis 1393-10-16 15:43
ولی آقای ترابی ، انصافا دوباره داغ دلمون تازه شد ، این اسلات به چه کاراکتری گند زد ، رفت . مری جین که حتی کوچکترین حرکات صورت پیتر رو تشخیص میداد ، نفهمید داک آک پیتر شده ! دیگه دلش نخواست پیش پیتر بمونه تا توی دردسر باشه ! رفت با یه آتشنشان سیاه پوست دوست شد ! جالب تر اینکه پیتر بیخیال مری جین شد ، اون هم با یه جمله ! دیگه زبان قاصره از توصیف گندهای اسلات .
خداییش مارول دیگه همه چیز ازدواج پیتر رو ازش گرفته بودن ، دیگه چرا بیخیال این رابطه قوی نشدن ، معلوم نیست .
البته مارول نمیتونست ریسک کنه و اجازه بده داک آک با مری رابطه داشته باشه ، خیلی افتضاح بالا میورد ، یادمه خود شما توی صفحه ی اسلات بهش این نکته ی رابطه ی مسخره ی داک آک با مری رو گفته بودید ، احتمالا اسلات به خاطر هوادارها یه تیپ دیگه داستان رو پیش برده .
+3 #7 mtm 1393-10-16 15:53
#6:

به نظرم اسلات ميخواست از شر مري جين ، كارلي كوپر و ... خلاص بشه

چون داشت براي دنياي عنكبوتي و سيلك اماده ميشد

منتهي مسئله اينه كه اخه چرا اينقدر بد مري جين رو شخصيت پردازي كرد؟

اگه ميخواست مدتي تو داستان نباشه خيلي راحت ميتونست مثل كارلي بگه مدتيه خسته شدم ميخوام برم شهر ديگه و ...

ولي اينكه گفت من نميتونم باهات باشم چون تو زندگيت رو به خطر ميندازي و من ميترسم و ... چرت بود

چون مري جين سالها زن يه ابرقهرمان بود پس اين حرفا معني نداره.

مري جين كاملا معني زندگي با خطر رو ميدونه ولي به خاطر عشق و احترامش به پيتر هميشه پيشش موند تا اينكه قضيه مضحك one more day اومد ...
+3 #8 As Responsible As Spider-Man 1393-10-16 21:58
ممنون. عالی بود.
+3 #9 Mehran-47 1393-10-17 01:35
سلام من عضو جدىد هستم خىلى خوشحالم که عضو شدم خىلى ممنون اىن مطلب هم عالى بود آقاى ترابي
+2 #10 spidey 4ever 1393-10-17 19:54
به نقل از Mehran-47:
سلام من عضو جدىد هستم خىلى خوشحالم که عضو شدم خىلى ممنون اىن مطلب هم عالى بود آقاى ترابي

من از ظرف بقیه اعضا بهت خوش امد میگم
اینجا بهترین سایت دنیاست
+2 #11 As Responsible As Spider-Man 1393-10-19 12:56
به نقل از Mehran-47:
سلام من عضو جدىد هستم خىلى خوشحالم که عضو شدم خىلى ممنون اىن مطلب هم عالى بود آقاى ترابي

اقا مهران خوش اومدی !!!

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید