معرفی دشمنان اصلی مرد عنكبوتی: «میستریو» (Mysterio) – قسمت اول

معرفی دشمنان اصلی مرد عنكبوتی: «میستریو» (Mysterio) – قسمت اول

 در اين مقاله دو قسمتي به معرفي يكي از قديمي ترين و البته دوست داشتني ترين و باحال ترين دشمنان مرد عنكبوتي خواهم پرداخت! ابر خبيثي كه آقاي ترابي اونو جزو سه ويلن محبوب خودش ميدونه!

 

نام واقعی : کوئنتین ( من فکر کنم تلفظ صحیح اش کانتن باشه !) بک

اولین حضور در عالم کمیک : مردعنکبوتی شگفت انگیز 13 – می 1963

قدرت : توهم زایی با استفاده از تکنیک های سینمایی

کوئنتین بک در ایالت کالیفورنیا یکی از قطب های سینمای آمریکا بدنیا آمد برای همین به دنبال این بود که یک متخصص جلوه های ویژه بشود . کوئنتین حرفه سینمایی اش را با بدلکاری آغاز کرد و تا حدی پیش رفت که جزو سرشناس ترین متخصصان جلوه های ویژه در هالیوود شد . کوئنتین استعداد بی حد و اندازه ای در خلق صحنه های سینمایی داشت ولی حیف که هیچوقت ، آنطور که باید مشهور نشد .

ميستريو - دشمن مرد عنكبوتي

و روزی رسید که مردی با لباس قرمز و آبی که خود را مردعنکبوتی می نامید وارد شهر شد ! توجه های زیادی به مردعنکبوتی در روزنامه ها و اذهان عمومی از جمله کوئنتین بک به مردعنکبوتی جلب شد . پس کوئنتین سعی کرد که با استفاده از مردعنکبوتی ، قهرمان خودش را بالا ببرد ! او روزها بر روی حرکات مرد عنکبوتی مطالعه کرد تا توانست قدرت ها و و لباس او را شبیه سازی کند .

لباس ميستريو

کوئنتین این کارها را با این هدف انجام می داد زیرا حرفه جلوه های ویژه از دیدگاه او یک حرفه نابود شده بود. او بدنبال دیده شدن بود پس باید ابتدا مردعنکبوتی را پایین می کشید و سپس خودش را جای او می گذاشت . پس موهبتی که خودش در درون خودش در سالهای تلف شده اش در هالیوود را بر یک قهرمان دیگر بنام میستریو ( به معنای راز آلود ) پیاده کرد .

كوئينتين بك

نکته : از آنجایی که میستریو در دهه شصت خلق شده است می توان این نظریه را داشت که در دهه شصت با اوج گرفتن فیلم هایی با مضمون عشق و ساختن موقعیت هایی برای تبلیغ سیگار و حقه های مصرف گرایی آمریکایی ، کوئنتین (کانتن !) کارش را ول کرد زیرا جلوه های ویژه در آن جایی نداشت ! این کار استن لی و استیو دیتگو را می توان یک نوع خلا قیت دانست !

او از ایده ی چشم های ماسک مردعنکبوتی برای کلاهخودش استفاده کرد زیرا نمی شد از بیرون داخلش را دید. اسید داخل دستکش های میستریو هم می توانست تارهای مردعنکبوتی را خنثی کند و می توانست از زیر کفش هایش هم برای بخش دود های سمی و پرش استفاده کند، همه چی برای شکست دادن مردعنکبوتی کافی بود .

 با استفاده از لباس مردعنکبوتی دزدی کرد و شروع کرد به خدشه دار کردن نام مردعنکبوتی (آنجا لحظه ای بود که مردم واقعا از مردعنکبوتتی متنفر شدند و البته روزنامه دیلی بیوگل هم بیکار ننشست) و در آنجا بود که میستریو در بین مردم حاضر شد و قول داد که مرد عنکبوتی را دستگیر می کند.

میستریو به کمک جیمز جونا جیمسون مدیر روزنامه دیلی بیوگل خیلی معروف شد و حتی بین مردم هم با استقبال از او یاد می شد(همه بغیر از فلش تامپسون !) .در بعد ها میستریو یکبار با مردعنکبوتی بر فراز پل بروکلین جنگید و مردعنکبوتی را به داخل رودخانه پایین پل پرت کرد . پیتر پارکر در مراسم تجلیل از میستریو با استفاده از ردیاب ععنکبوتی کوئنتین را پیدا کرد .

او را در یک استودیو فیلمسازی شکست داد و مخفیگاه اش که مدارک جرمش در آنجا بود را به پلیس لو  داد و دستگیرشد .مدتی بعد او به شش خبیث پیوست و سعی کرد از مردعنکبوتی انتقام بگیرد و در نهایت هم  نبرد را باخت.

نبرد مرد عنكبوتي با ميستريو

وقتی که روزهای قهرمانی برای پیتر پارکر سپری می شد ، کوئنتین بک که حال از یک بدلکار به یک جنایتکار تبدیل شده بود در گوشه ای به فکر انتقام بود .

لادویگ راینهارت ، روانپزشکی اروپایی با این ایده وارد آمریکا می شود که مرد عنکبوتی بزودی تبدیل به یک پرونده روانی خواهد شد ! زیرا او همواره قیافه خود را زیر یک ماسک پنهان می کند و  به مرور از یک انسان تبدیل به یک عنکبوت خواهد شد ! بنابراین پیش جیمز جونا جیمسون ، ناشر دیلی بیوگل می رود و این موضوع را مطرح می کند ، پس جیمسون اظهارات راینهارت را در روزنامه اش چاپ می کند.

راينهارت

پیتر پارکر این مطلب را می خواند و به آن بی محلی می کند ، اما وقتی در قالب مرد  عنکبوتی به خیابان می رود با چندین از دشمنان قدیمی اش مثل دکتر اختاپوس ، والچر و ... روبرو می شود ولی آنها نا پدید می شوند! و سپس احساس می کند که حالش دارد بد می شود ، پس به مطب راینهارت مراجعه می کند و در آنجا می بیند که راینهارت پشت میزش است ، اما میزش روی سقف است !

سپس پیتر واقعا فکر می کند دیوانه شده است ! اما راینهارت او را آرام می کند و به او نشان میدهد که اتاقش برعکس نیست ! طبق روال یک روانپزشک او را روی تخت می گذارد و با او صحبت می کند تا اینکه جیمسون و فلش تامپسون وارد مطب راینهارت می شود زیرا فهمیده است که راینهارت مجوز کار ندارد !(خاک توسرت ! نیما افشار هم تو ساختمان پزشکان مجوز داشت ! تو دیگه چرا( !)

و پس از آن مردعنکیوتی در میاید که راینهارت همان کوئنتین بک هست ! و همه اون  توهمات زیر سر کوئنتین بود ! و دوباره بود که کوئنتین به زندان افتاد و جیمسون ضایع شد !

کوئنتین دوباره پس از شش خبیث تحت فعالیت های شریرانه اش برای انتقام گرفتن از مردعنکبوتی وارد یک همکاری با یک خلافکار می شود . بنتلی ویتمن ملقب به جادوگر یا ویزارد ( یکی از دشمنان چهار شگفت انگیز ) که تقریبا شبیه کوئنتین بود با هم تصمیم گرفتند گه جانی استورم ملقب به مشعل انسانی یا هیومن تورچ (رفیق فابریک مردعنکبوتی) و مردعنکبوتی را با هم در یک فیلم هالیوودی که ظاهرا در آن ثبت نام کردند ، بکشند ! در هر حال هر کوئنتین و بنتلی موفق نشدند و دستگیر شدند .

ميستريو - ويزارد

در حالی که پیتر پارکر وارد یک رابطه عاشقانه شده بود و پر دغدغه ترین لحظات زندگی اش سپری می شد ، قدرت زیاد به غیر از مسئولیت زیاد برای او تهدید زیاد هم آورده بود ! کوئنتین بک هیچوقت خسته نمی شد ، حتی یک روز ! میله های زندان او را محبوس نمی کرد ! و وقتی که کوئنتین برای انتقام بازگشت ، مرد عنکبوتی از آسایش محروم شد ! هر دو نفر برای یک هدف در اولین جایی که با هم مبارزه کردند ، حضور یافتند .

یاوه های رمزآلود میستریو با کنایه های مرد عنکبوتی تمام شد ، ولی اینبار هیچ شوخی و هیچ فریادی نمی توانست راز را برملا کند .

چون کوئنتین اسرار آمیز ترین جلوه های ویژه را برای سکانس پایانی در نظر گرفته بود !

حتی گودزیلا هم از یک میستریو غول آسا  ترسناکتر نیست ! در جایی که پیتر پارکر از دست دستان غول آسا میستریو فرار می کرد ، جیمز جونا جیمسون دنبال یک داستان با مضمون میستریو برای روزنامه اش بود !

این کمیک دارای اکشن فوق العاده عالی ای هست ! از دستش ندید !

در هر حال مردعنکبوتی متوجه ساختمانی شد که روشن است و میستریو را پیدا کرد و سکانس پایانی راطبق معمول پایان داد .

ميستريو mysterio

شاید این سکانس ، سکانس پایانی کوئنتین بود ، ولی آغازی برای دنیل بکهارت بود ! کسی که در مدتی که میستریو در زندان بود بهه سراغ کاهخود میستریو رفت و تبدیل شد به دومین میستریو دنیای کمیک ! از طرف دیگر پیتر پارکر هم بی خواب شده بود و هم از نظر افت درسی توسط معلمانش ( بخصوص مایلز وارن منفور ! ) سرزنش می شد ، و این یک ضربه توهم زا دیگر از میستریویی بود که علاقه ای به حرف زدن نداشت !

پیتر در مبارزه غافلگیرانه دنیل با تمام قدرت به سمت دشمنانش پیش رفت ! ولی فهمید که همه توهم بودند و فقط داشت دیوار را کتک میزده است !

توهم پيتر پاركر

در هر صورت پیتر پارکر با دستان زخمی به دیلی بیوگل می رود و به بقیه می گوید که موقع عکسبرداری از میستریو این بلا سرش آمده است ، ولی ند لیدز حقیقت شوکه کننده ای به پیتر می دهد که ....

کوئنتین بک یک سال پیش در زندان مرده است !!

خب حالا به این قضیه برسیم که یکهارت کیست ؟! دنیل بکهارت هم سلولی کوئنتین بک بود که وقتی فهمید کوئنتین بک در حین فرار از زندان کشته شده است پس از آزادی اش سعی کرد جای خالی او راا به جای میستریو پر کند . ولی با این تفاوت که او نمی خواست از مردعنکبوتی انتقام بگیرد ، بلکه بدنبال این بود که از او پول در بیاورد ، پس بودجه اش را از یکی از بزرگترین دشمنان مرد عنکبوتی ، یعنی جیمز جونا جیمسون تامین کرد . اما در مبارزه به اندازه کوئنتین خبره نبود ! پس دستش برای مرد عنکبوتی رو شد و حتی هویت اش هم فاش شد ! و اینجا بود که جیمسون هم با بکهارت پایین کشیده شدند

داچ مالون ! شاید خیلی ها با این مرد و تاثیر به سزایش در بوجود آمدن مرد عنکبوتی آشنا نباشند ! ولی شاید ندانید که خیلی وقت ها پیش ، داچ مالون پول زیادی را درون یک جعبه از یکی از باند های مافیا دزدید و آن را در خانه ای در محله ی بروکلین نیویورک به اجبار پنهان کرد ، ولی فرصت به او امان نداد و به زندان افتاد ، پس از مدتها یک زوج که هیچ بچه ای نداشتند ، آن خانه را خریدند ، و کسی نبودند جز ، بن پارکر و می پارکر !

داچ مالون پیر قصه ی پولش را برای خیلی ها در زندان تعریف کرد ، بخصوص یک سارق ،و تا اینکه آن سارق (اسمش یادم نیست !) بدنبال آن پول می رود ولی با بن پارکر پیر درگیر می شود و او را به قتل می رساند و نقشه اش نیمه تمام می ماند !

مدتت ها بعد آن سارق شریک بهتری برای پیدا کردن پول ها پیدا می کند و قصه ی گنج داچ مالون را برای او تعریف می کند ، و آن هم کسی نیست به جز ، کوئنتین بک !

در واقع قصه مردن ، نقشه ی کوئنتین برای فرار بود تا بتواند برای یکبار انتقام اش را از مردعنکبوتی بگیرد ، در همین راستا هم بود که دنیل بکهارت بدنبال جایگزین شدن بجای میستریو بعدی بود . به هر حال کوئنتین دوست ندات پس از آنهمه سختی و از بین رفتن اعتبار حرفه ای اش در هالیوود چیزی را با یک سارق بی سرو پا شریک بشود ! پس او را بست و قال گذاشت.

از طرف دیگر هم مرد عنکبوتی بخاطر نبرد سختش با کینگ پین ، سر از بیماریتان در آورده بود و به شدت مجروح شده بود و حقه های میستریو فقط حال او را بدتر می کرد ، او بخاطر توهماتی که کوئنتین برایش ایجاد کرده بود ، حتی تا مرز کنتک زدن یک پیرمرد هم پیش رفت ! ولی برای اولین بار گیر کوئنتین افتاد، به حدی که فاصله ای تا غرق شدن نداشت ! و غرق هم شد و کله اش به زیر آب رفت !

اما هیچ وقت هیچوقت مرد عنکبوتی شگفت انگیز را دست کم نگیرید چون ! :

مرد عنكبوتي نجات ميابد

در هر حال مرد عنکبوتی آزاد شد و خیلی سریع به آچارتمان شخصی اش رفت ولی یادش رفت که میستریو می خواهد به کجا برود ! وقتی وارد خانه زن عمو می شد دید خانه خراب شده است و با کوئنتین نبرد سختی کرد ولی در نهایت با سرنگ کوئنتین بیهوش شد !

در نهایت کوئنتین مرد عنکبوتی را به حال خودش رها کرد و قاتل عمو بن هم آزاد شد .

در شماره بعدی یکی از بهترین داستان های تاریخ مردعنکبوتی رقم خورد که آقای ترابی آن را در لیست شان گذاشتند ، ادامه داستان ربطی به میستریو ندارد ، ولی بهتر است آخرش را بگویم !

مرد عنکبوتی بخاطر سرنگ میستریو قدرت هایش را از دست داده است و فکر می کند که زن عمو می مرده است ! از طرف دیگر هم قاتل عمو بن هم دوباره بدنبال پول به خانه پارکرها می رود و در آنجا پیتر را بدون لباس اش گروگان می گیرد و او را کتک میزند ( و کاری نمی کند زیرا فکر می کند قدرتی ندارد !) ولی پیتر هیچ چیزی درباره گنج داچ مالون نمی داند ، بهر حال قاتل عمو بن خانه ی پارکرها را ترک می کند و پیتر در هیبت مرد عنکبوتی او را دنبال می کند و می فهمد که زن عمو می زنده است ! ، در ابتدا کتک سختی از قاتل عمو بن می خورد ولی در آخر قدرتش هم بر می گردد و وقتی فکر می کند باید قاتل عمو بن را بکشد ، او را ول می کند و یاد حرف عمو بن می افتد ! در آخر هم زن عمو می به پیتر می گوید که یک جعبه پیدا کرده است ولی محتویات داخلش توسط بید کاغذ خورده شده است !بهر حال بهتر است خودتان داستان را بخوانید !

پ از مدت ها غیبت بالاخره دوباره سرو کله میستریو پیدا شد ! البته حضور میستریو آنقدرها تکان دهنده نبود و داستان عمق بالایی نداشت و کوئنتین کاری رد که مردعنکبوتی فکر کند که باعث کشته شدن یک عابر پیاده شده است .و باز هم دست کوئنتین رو شد و شکست خورد !

ولی جدا کسی دقت کرده میستریو همیشه آخرش نقشه اش رو به مرد عنکبوتی لو میده ؟!

کمیک ها پاورپک از قدمت بالایی در مارول برخوردارند ! حتی فرانکلین ریچاردز ، پسر رید ریچاردز هم در این کمیک ها هست !(البته با ورژنی مختلف ) ولی اینبار ایده ی یه گروه قهرمان نوجوان خیلی لوس شد ! کوئنتین بک در این داستان ماور املاکی بود که می خواست از قصد به گروه پاور پک خونه ای رو اجاره بده که توش اونا رو بترسونه ! البته طبق معمول نخود نخود شد و کوئنتین هم شکست خورد !

كميك powerpack

و باز هم لشکر شکست خورده ی قدیمی دور هم جمع شدند ولی اینبار یک رهبر گروه هدف دیگری بغیر از مرد عنکبوتی داشت ! ولی در کل داستان بازگشت شش خبیث اکشن خوبی داشت ولی شماره ی آخر خیلی پرداخته شده نبود !

شش خبيث

 

نويسنده: Odyssey

All rights reserved © Spidey.ir 2015

     (هرگونه كپی‌برداری و نقل قول از اخبار و مقالات این سایت تنها با ذكر منبع و نام نویسنده مجاز می‌باشد)

 

مطالب مرتبط:

معرفی معروفترین دشمنان مرد عنکبوتی

معرفی گروه "شش خبیث" (Sinister Six)

معرفی دشمنان اصلي مرد عنكبوتی: دكتر اختاپوس (Doctor Octopus)

معرفی دشمنان اصلي مرد عنكبوتی: «والچر» (Vulture)

معرفی دشمنان اصلي مرد عنكبوتی: «آفتاب پرست» (Chameleon)

تصاویر فوق العاده از «میستریو» - قسمت اول

تصاویر فوق العاده از «میستریو» - قسمت دوم

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

Submit to DeliciousSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه‌ها   

#1 j.jonah jameson 1394-07-03 09:45
اوففففف چه مقاله ی کاملی بعدش جالبه که نوشتید قسمت اول یعنی قسمت دوم چه شود!
واقعا جیمسون دشمن مرد عنکبوتیه؟ چرا؟
کلا از میستریو خوشم میاد یه جورایی انگار اصلا نیاز به انرژی و ضربه فیزیکی زیاد احتیاج نداره و با مردعنکبوتی داره بازی میکنه
لقب قاتل عمو بن هم Burglar (بارگ لار) البته اگه درست تلوظ شده باشه!(اسمش رو فکر نکنم اصلا تو کمیک ها نام برده باشن)
#2 farhood spidey 1394-07-03 10:30
خوب بود.
#3 Night Knight 1394-07-03 11:46
عالی بود ;-)
#4 Abolfazl1380 1394-07-03 13:16
به قول جناب خان: اوفه اوفه :lol:
عجب مقاله ای بود کامل و بینقص
منتظر قسمت دومم :lol: از اونجا خیلی خوشم اومد که پیتر قاتل عموشو نکشت یاد حرف عموش افتاد
#5 a.v.s 1394-07-03 13:26
ممنون مقاله ی خوبی بود ;-)
ولی خداییش میستریو تا این حد بلا سر مرد عنکبوتی آورده ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ ! :o :o :o
#6 h.paknia 1394-07-03 13:55
خیلی ممنون بابت مقاله . مقاله عالی بود. بیصبرانه منتظر
قسمت دوم میمونم.
ولی من خیلی از شخصیت میستریو خوشم میاد شخصیت چالش بر انگیزیه. ولی حیف که همیشه یه جای کارش میلنگه.
امیدوارم در فیلم بعدی اسپایدر من از این ابر خبیث استفاده کنند.
#7 spidey 4ever 1394-07-03 13:59
مقاله عالی کامل و جامع بود
من از میستریو واقعا لذت میبرم
این مقاله هم کاملا برازنده اش بود
منتظر قسمت دوم هستم
#8 Dr.Mehdi 1394-07-03 15:25
عالی بود منتظر قسمت دوم هستم
#9 amazing-armin 1394-07-03 22:19
خیلی مقاله عاالی بود
یادمه میستریو تو کمیک عصور مصور هم بود اونحایی که رو ماشین میوفته و همه فکر میکنن مرده
#10 kasra yellow wing 1394-07-03 22:37
عالی بود انصافا میستریو گاهی وقتا زندگی پیتر به گند میکشه ولی جالبی شخصیتش اینه که تنها صلاحش ترس و جلوه های ویژه و توهمه ولی عالی
#11 Black Spidey 81 1394-07-07 17:58
من تا قبل این میستریو رو نمیشناختم فکر میکردم یدونه ازین چلمنگ هاست :-*
ولی با این مقاله حسابی آشنا شدم با میستریو

برای نظر دادن باید عضو سایت شوید